شمارهٔ ۲۵۴
سخت حیران شده ام فرصت دیدن این است
وقت ناخوانده به فریاد رسیدن این است
در عدم هم نتوان دید غبارم بی تو
رفتم از خویش بیابان رمیدن این است
شور محشر ز نم قطره اشکم پیداست
نمک از خوان خیال تو چشیدن این است
خطش از آینه گل کرد نفس دزدیدم
خنده ای کرد که گلزار دمیدن این است
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
سخت حیران شده ام فرصت دیدن این است
وقت ناخوانده به فریاد رسیدن این است
هوش مصنوعی: در حالتی از سردرگمی و تردید به سر میبرم، و این زمان، که ناخواسته به وجود آمده، فرصتی است برای طلب کمک و رسیدن به آرامش.
در عدم هم نتوان دید غبارم بی تو
رفتم از خویش بیابان رمیدن این است
هوش مصنوعی: بدون تو حتی در نیستی هم نمیتوانم وجودم را ببینم. من از خودم فاصله گرفتم و این همان فرار از دنیای بیتو است.
شور محشر ز نم قطره اشکم پیداست
نمک از خوان خیال تو چشیدن این است
هوش مصنوعی: شور و هیجان بزرگی که در وجود من است، ناشی از یک قطره اشکی است که ریختهام. این احساس شوق و شادی ناشی از تصورات و خاطرات توست و این معنای واقعی لذت بردن از عشق و آرزوهای تو است.
خطش از آینه گل کرد نفس دزدیدم
خنده ای کرد که گلزار دمیدن این است
هوش مصنوعی: خط او مانند گل در آینه جلوهگر شد و من با دزدیدن نفس، خندهای کردم که بهشت دمیدن اینجاست.

اسیر شهرستانی