شمارهٔ ۲۵۱
حشر آرام لقب آتش خس پوش من است
زهره زهر نما باده سر جوش من است؟
خندد از چهره خارم گل رخسار کسی
همچو دل آینه ای در بغل هوش من است
تا مروت نکشد خجلت رسوایی خویش
قفل زندان شکایت لب خاموش من است
گریه در پرده غیرت چقدر خنده نماست
خون خود خوردن و گلرنگ شدن جوش من است
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
حشر آرام لقب آتش خس پوش من است
زهره زهر نما باده سر جوش من است؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به نوعی ویژگیهای شخصی و روحی خود را توصیف میکند. او میگوید که از نظر روحی و عاطفی، اکنون در آرامش و سکون بهسر میبرد، در حالی که به طور همزمان احساس گرما و شدت درون خود دارد. همچنین، او از یک نوشیدنی به نام باده صحبت میکند که نماد شادی و نشاط است و به نوعی انرژی و شوری که در وجودش وجود دارد اشاره دارد. درواقع شاعر، تعادل میان آرامش و شور درونی خود را بیان میکند.
خندد از چهره خارم گل رخسار کسی
همچو دل آینه ای در بغل هوش من است
هوش مصنوعی: کسی که چهرهای زیبا و دلنشین دارد، مانند گلی است که به خارهای من میخندد. در آغوش خود، دل و فهمم را به مانند آینهای نگه داشته است.
تا مروت نکشد خجلت رسوایی خویش
قفل زندان شکایت لب خاموش من است
هوش مصنوعی: تا زمانی که جوانمردی در وجودم نرود، نمیتوانم به شرمندگی و رسوایی خودم اعتراف کنم. درد و شکایت من در سکوت قفل شده و هیچکس از آن آگاه نیست.
گریه در پرده غیرت چقدر خنده نماست
خون خود خوردن و گلرنگ شدن جوش من است
هوش مصنوعی: در پس پردهی غیرت، گریه کردن چقدر حزنانگیز است، مثل این است که انسان خون خود را میخورد و در نتیجه، به جوشی رنگین تبدیل میشود.

اسیر شهرستانی