گنجور

شمارهٔ ۲۴۵

اخگرم آفت بیداری من خواب من است
مژه بر هم زدنی بستر سنجاب من است
کم نگاهی است که مشتاق شرابم دارد
این گناهی است که در گردن احباب من است
کو دماغی که کنم تربیت هوش کسی
گفتگویی که به گوشی نرسد باب من است
بحر دیوانگی از قطره ام آموخته است
شور سیلاب نظرکرده سیماب من است
لب من زمزمه راز ندانسته اسیر
شعله بی پر و بال آه جگر تاب من است

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

اخگرم آفت بیداری من خواب من است
مژه بر هم زدنی بستر سنجاب من است
هوش مصنوعی: آتش وجودم باعث آزار و بیداری من شده است و خوابم آن است که با یک حرکت جزئی پلک، می‌توانم به آرامش برسم.
کم نگاهی است که مشتاق شرابم دارد
این گناهی است که در گردن احباب من است
هوش مصنوعی: نگاهی که به شراب دارم، کم است و این علاقه‌مندی، تقصیر دوستانم است.
کو دماغی که کنم تربیت هوش کسی
گفتگویی که به گوشی نرسد باب من است
هوش مصنوعی: کسی که بتواند هوش و استعدادها را پرورش دهد، باید دقت کند که گفتگویی که به گوش دیگران نمی‌رسد، برای او اهمیت دارد.
بحر دیوانگی از قطره ام آموخته است
شور سیلاب نظرکرده سیماب من است
هوش مصنوعی: دیوانگی را همچون دریا از یک قطره یاد گرفته‌ام و شور و هیجان وجودم، جلوه‌گر نگاهی است که مانند جیوه می‌درخشد.
لب من زمزمه راز ندانسته اسیر
شعله بی پر و بال آه جگر تاب من است
هوش مصنوعی: لب‌هایم آرام آرام رازهایی را بیان می‌کنند که نمی‌دانم، و در عین حال اسیر آتشی هستم که هیچ حمایتی ندارد. آهی که از دل می‌آید، بار من را سنگین‌تر کرده است.