گنجور

شمارهٔ ۲۳۵

به رنگ باده صراحی طلسم هستی ماست
قدح مصاحب ایام تنگدستی ماست
همینقدر به سرکویش اعتبار بس است
که چرخ داغ ز بخت بلند و پستی ماست
ز جام باده شراب نظاره می نوشیم
خیال چشم تو سرمشق می پرستی ماست
به یاد نرگس ساقی کشیده ایم شراب
پیاله تشنه توفیق پیشدستی ماست
به کعبه تحفه برد سجده ای اسیر از دیر
دلیل راه طلب شوق بت پرستی ماست

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

به رنگ باده صراحی طلسم هستی ماست
قدح مصاحب ایام تنگدستی ماست
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حالتی می‌پردازد که زندگی در لحظه‌های سخت و تنگدستی، شبیه به نوشیدن شراب است. در اینجا، شراب به عنوان نمادی از زیبایی و خوشی‌های گذرا معرفی شده و صراحی (ظرف شراب) به نوعی نشان‌دهنده وجود ماست. به عبارت دیگر، momentary شادی‌ها و لذت‌های زندگی می‌تواند در برابر مشکلات و رنج‌ها به ما قوت ببخشد.
همینقدر به سرکویش اعتبار بس است
که چرخ داغ ز بخت بلند و پستی ماست
هوش مصنوعی: همینقدر اعتبار و ارزش سر کوی او برای ما کافی است که نشان دهندهٔ چرخش دنیای ماست، خواه خوشبختی باشد یا بدبختی.
ز جام باده شراب نظاره می نوشیم
خیال چشم تو سرمشق می پرستی ماست
هوش مصنوعی: ما از جام شراب، به نظاره‌ی زیبایی‌ها می‌پردازیم و خیال چشم تو الگوی عشق و پرستش ماست.
به یاد نرگس ساقی کشیده ایم شراب
پیاله تشنه توفیق پیشدستی ماست
هوش مصنوعی: ما به خاطر یاد نرگس، شرابی را در پیاله ریخته‌ایم؛ این کار ما نشان‌دهنده اشتیاق و تلاش برای رسیدن به موفقیت است.
به کعبه تحفه برد سجده ای اسیر از دیر
دلیل راه طلب شوق بت پرستی ماست
هوش مصنوعی: به کعبه هدیه‌ای می‌برد، سجده‌ای از فردی که در بند است و از جایی به نام دیر، به دلیلی به سوی طلب می‌رود. عشق ما به پرستش بت‌ها، او را به این مسیر کشانده است.