گنجور

شمارهٔ ۲۲۸

پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است
بهر طغیان جنونم وسعت صحرا کم است
هر چه بینی پرتوی از حسن عالمگیر اوست
جلوه بسیار است اما دیده بینا کم است
گر شراب کم دهد ساقی گناه ظرف توست
ورنه در میخانه توفیق که از مینا کم است
خانه بر دوشی نمی داند چو عاشق گردباد
هرزه گردی همچو او در دامن صحرا کم است

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است
بهر طغیان جنونم وسعت صحرا کم است
هوش مصنوعی: در برابر سامان و نظم زندگی‌ام، اشک‌هایم همچون دریا، کم‌عمق و ناچیز به نظر می‌رسند. همچنین برای بروز جنونم، فضای کافی و وسیع در دسترس نیست.
هر چه بینی پرتوی از حسن عالمگیر اوست
جلوه بسیار است اما دیده بینا کم است
هوش مصنوعی: هر چیزی که ببینی، نشانه‌ای از زیبایی و کمال اوست. زیبایی‌های بسیاری وجود دارد، اما تعداد انسان‌های بینا و آگاه کم است.
گر شراب کم دهد ساقی گناه ظرف توست
ورنه در میخانه توفیق که از مینا کم است
هوش مصنوعی: اگر ساقی شراب کمتری به تو بدهد، تقصیر ظرف توست. زیرا در میخانه، فرصتی برای نوشیدن کم نیست.
خانه بر دوشی نمی داند چو عاشق گردباد
هرزه گردی همچو او در دامن صحرا کم است
هوش مصنوعی: کسی که عشق را تجربه کرده و دلش پر از خواهش است، از مثل او در این دنیا کمتر پیدا می‌شود. او مانند یک عاشق سرگردان است که در دامان طبیعت رها شده و در جست‌وجوی معشوق می‌گردد، در حالی که دیگران از بار زندگی به دوش دارند و نمی‌دانند چگونه باید عشق را درک کنند.