گنجور

شمارهٔ ۲۲۶

هر دل که زعشق یارگرم است
تا حشر از آن شرار گرم است
در راه فریب وعده او
هنگامه انتظار گرم است
از سینه گرم عشقبازان
پشت غم روزگار گرم است
دلسوخته جفای او را
تا خاک شود غبار گرم است
بیمار محبت بتان را
خون در رگ بیقرار گرم است
بیهوشم و چون رسم به ساقی
گویم سرم از خمار گرم است

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

هر دل که زعشق یارگرم است
تا حشر از آن شرار گرم است
هوش مصنوعی: هر دلی که به عشق محبوبش گرم و پرنشاط باشد، تا پایان زندگی‌اش از آن عشق و حرارت دل‌انگیز بهره‌مند خواهد بود.
در راه فریب وعده او
هنگامه انتظار گرم است
هوش مصنوعی: در مسیر فریب وعده‌های او، شور و شوق انتظار بسیار زیاد است.
از سینه گرم عشقبازان
پشت غم روزگار گرم است
هوش مصنوعی: دل عاشقان پر از عشق و محبت است و در این دل‌ها گرمی وجود دارد که می‌تواند در برابر غم‌ها و مشکلات زندگی مقاومت کند.
دلسوخته جفای او را
تا خاک شود غبار گرم است
هوش مصنوعی: عاشق دل‌سوخته، صبرش را ادامه می‌دهد تا اینکه رنج و جفای معشوق به حدی برسد که به خاک بنشیند و غبار آن در دلش باقی بماند.
بیمار محبت بتان را
خون در رگ بیقرار گرم است
هوش مصنوعی: عاشقانی که دلشان به عشق معشوقان تپش دارد، در زندگی خود همواره شور و حرارتی ویژه احساس می‌کنند.
بیهوشم و چون رسم به ساقی
گویم سرم از خمار گرم است
هوش مصنوعی: من در حالتی گیج و بی‌هوس هستم و وقتی به ساقی می‌گویم، احساس می‌کنم که سرم از نوشیدن مشروبات مدهوش‌کننده گرم شده است.