گنجور

شمارهٔ ۱۹۲

قطع نظر جزای دل بدگمان خوش است
تیغ نهان گداز طراز میان خوش است
اکسیر آبروست سفر در رکاب عشق
پرواز گوهر از صدف آشیان خوش است
آخر دچار تیر تو شد استخوان من
بال هما گشادن بال کمان خوش است
گل گل شکفته مجلس نیرنگ روزگار
تا هست حرف صافدلی در میان خوش است
در زیر چرخ وسعت یک انتعاش نیست
پرواز بال بسته در این گلستان خوش است
زنجیر را چو تار نفس پاره می کند
دیوانه ای است دل که به بند زبان خوش است
راز نهان ز صفحه سیما نخواندگان
آن دل که نیست خون شده امتحان خوش است
دیوانگی است دامش و زنجیر دانه اش
صیاد ما پری است ز مردم نهان خوش است
امشب که چشم شوخ تو خوابش نمی برد
تا حشر اگر اسیر شود قصه خوان خوش است

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قطع نظر جزای دل بدگمان خوش است
تیغ نهان گداز طراز میان خوش است
هوش مصنوعی: به هیچ وجه به عواقب دل نگران توجه نکن، زیرا شمشیر پنهانی که بر دل می‌نشیند، زیبایی و لذت خاصی دارد.
اکسیر آبروست سفر در رکاب عشق
پرواز گوهر از صدف آشیان خوش است
هوش مصنوعی: سفر در کنار عشق به مانند مروارید از صدفی زیباست که باعث افزایش اعتبار و ارزش انسان می‌شود.
آخر دچار تیر تو شد استخوان من
بال هما گشادن بال کمان خوش است
هوش مصنوعی: در نهایت، من به تیر محبت تو مبتلا شدم. استخوان‌های من تاب مقاومت ندارند و پرواز در آغوش تو، همچون انتشار بال‌هاست که با کشش کمان شگفت‌انگیز است.
گل گل شکفته مجلس نیرنگ روزگار
تا هست حرف صافدلی در میان خوش است
هوش مصنوعی: در مجلس زندگی، زیبایی و لطافت وجود دارد، اما در پس این زیبایی، نیرنگ‌های زمانه پنهان است. تا زمانی که راست‌قلبی و صداقت در گفتگو وجود دارد، اوضاع خوشایند و دلنشین است.
در زیر چرخ وسعت یک انتعاش نیست
پرواز بال بسته در این گلستان خوش است
هوش مصنوعی: در زیر آسمان وسیع، حس آزادی وجود ندارد، اما پرواز با بال‌های بسته در این باغ زیبا، لذت‌بخش است.
زنجیر را چو تار نفس پاره می کند
دیوانه ای است دل که به بند زبان خوش است
هوش مصنوعی: وقتی زنجیر را مانند تار نازک نفس پاره می‌کند، یعنی احساسات و آرزوهای یک دیوانه‌ای است که دلش به خوشی و زیبایی‌های کلام وابسته است.
راز نهان ز صفحه سیما نخواندگان
آن دل که نیست خون شده امتحان خوش است
هوش مصنوعی: رازهای پنهان از چهره خوانده نمی‌شود، دل‌هایی که دچار درد و آزمایش هستند، خوشحالی و آرامش را تجربه نمی‌کنند.
دیوانگی است دامش و زنجیر دانه اش
صیاد ما پری است ز مردم نهان خوش است
هوش مصنوعی: دیوانگی او مانند تله‌ای است که انسان را گرفتار می‌کند و زنجیرش نیرویی است که او را به دام می‌اندازد. اما شکار ما، یعنی پری، از چشمان مردم پنهان است و این حالت برای ما دلپذیر است.
امشب که چشم شوخ تو خوابش نمی برد
تا حشر اگر اسیر شود قصه خوان خوش است
هوش مصنوعی: امشب چشمان زیبا و با طراوت تو، به خواب نمی‌روند. حتی اگر در روز قیامت گرفتار شویم، قصه‌ای که تو روایت می‌کنی، دلنشین و دلچسب خواهد بود.