شمارهٔ ۱۹۱
ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
ساغر به خون نشسته و مینا در آتش است
روشن چراغ دیده ز یاد تو کرده ایم
بر هر چه بنگریم تماشا در آتش است
از بسکه داغ جلوه او گشته درچمن
مانند شعله سرو سراپا در آتش است
از پای یک خمند گل و شمع تردماغ
هر کس به رنگ دیگر از آنجا در آتش است
یاد نگاه گرم تو شد برق خرمنم
چون آه خود مرا همه اعضا در آتش است
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
ساغر به خون نشسته و مینا در آتش است
هوش مصنوعی: ای ساقی، دل ما به خاطر تو در آتش میسوزد، جام پر از شراب شده و جام بلورین نیز در آتش است.
روشن چراغ دیده ز یاد تو کرده ایم
بر هر چه بنگریم تماشا در آتش است
هوش مصنوعی: چشم ما به یاد تو روشن است و هر چیزی را که نگاه کنیم، فقط آتش میبینیم.
از بسکه داغ جلوه او گشته درچمن
مانند شعله سرو سراپا در آتش است
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و جذابیتی که او دارد، چمنزار مانند شعلهای در آتش میسوزد و تمام وجودش آتشینی شده است.
از پای یک خمند گل و شمع تردماغ
هر کس به رنگ دیگر از آنجا در آتش است
هوش مصنوعی: از نوعی گل و شمع که در کنار هم قرار دارند، به نظر میرسد که هر کسی به رنگ و حالتی متفاوت در آنجا حضور دارد و همه در آتش عشق و چالشها هستند.
یاد نگاه گرم تو شد برق خرمنم
چون آه خود مرا همه اعضا در آتش است
هوش مصنوعی: نگاه محبتآمیز تو را به یاد آوردم و این یاد باعث شد که درونم مثل آتش بسوزد. دلتنگی و درد جدایی مرا به شدت آزار میدهد.

اسیر شهرستانی