گنجور

شمارهٔ ۱۹۰

روز جزا خجالت سرشار نارساست
جرمم زیاده از حد و اقرار نارساست
خالی زگفتگو نشود دل چو گشت پر
مطلب بلند و رشته گفتار نارساست
تسبیح زد به دل نفس جستجو گره
چندانکه دید کوشش زنار نارساست
نشنیدن و نگفتن و حیرت بهانه ای است
اسرار بی نهایت و اظهار نارساست
شکر خدا اسیر که کار تو با خداست
هر چند دست عشق و دل یار نارساست

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

روز جزا خجالت سرشار نارساست
جرمم زیاده از حد و اقرار نارساست
هوش مصنوعی: در روز قیامت، خجالت‌زده و شرمسار هستم. گناهانم بسیار زیاد است و اعتراف من به آن‌ها کافی نیست.
خالی زگفتگو نشود دل چو گشت پر
مطلب بلند و رشته گفتار نارساست
هوش مصنوعی: دل وقتی پر از افکار و آموزه‌ها باشد، نمی‌تواند خالی از گفتگو باشد. در اینجا نشان می‌دهد که وقتی موضوعات و مسائل زیادی در ذهن وجود دارد، کلام انسان ممکن است نارسایی داشته باشد و نتواند به خوبی احساسات و اندیشه‌هایش را بیان کند.
تسبیح زد به دل نفس جستجو گره
چندانکه دید کوشش زنار نارساست
هوش مصنوعی: دل به ذکر و تسبیح مشغول شد و نفس در جستجوی حقیقت و گره‌ها بود، تا زمانی که متوجه شد تلاشش برای رهایی از بندها کافی نیست.
نشنیدن و نگفتن و حیرت بهانه ای است
اسرار بی نهایت و اظهار نارساست
هوش مصنوعی: نشنیدن و نگفتن و حیرت، بهانه‌هایی هستند برای بیان رازهای نامتناهی، و نمی‌توان آنها را به خوبی بیان کرد.
شکر خدا اسیر که کار تو با خداست
هر چند دست عشق و دل یار نارساست
هوش مصنوعی: به خاطر شکرگزار بودن خدا، می‌فهمم که در این وضعیت اسیرم، اما کارهای تو با خداست. هرچند که عشق و احساسات یار همیشه کامل و کافی نیست.