گنجور

شمارهٔ ۱۸۶

جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است
دیده آیینه دل را نگاه دیگر است
گو مشو بیدار از خواب قیامت رستخیز
محشر ما گردش چشم سیاه دیگر است
با شهید خویش آن چشم تغافل کیش را
هر سر مژگان زبان عذرخواه دیگر است
آخر از نومیدیم امید حاصل شد اسیر
پادشاه بی نیازی را سپاه دیگر است

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است
دیده آیینه دل را نگاه دیگر است
هوش مصنوعی: روح تسلیم، محل عبادت و تقدس خاصی دارد و در اینجا، نگاه قلبی و باطنی، متفاوت و خاص‌تر از نگاه ظاهری به زندگی است.
گو مشو بیدار از خواب قیامت رستخیز
محشر ما گردش چشم سیاه دیگر است
هوش مصنوعی: نمی‌توانی از خواب غفلت بیدار شوی، زیرا قیامت و روز رستاخیز در راه است و دنیای ما با دنیای دیگر که با چشمان تیره و تارش مینگرد، متفاوت است.
با شهید خویش آن چشم تغافل کیش را
هر سر مژگان زبان عذرخواه دیگر است
هوش مصنوعی: با شهید خود، آنچنان که به نظر می‌رسد، نمی‌توان بی‌توجهی کرد. هر کس با چشمان خود می‌تواند عذرخواهی را به زبان آورد.
آخر از نومیدیم امید حاصل شد اسیر
پادشاه بی نیازی را سپاه دیگر است
هوش مصنوعی: در نهایت، از ناامیدی، امیدی به وجود آمد و حالا کسی که به شدت وابسته به قدرت و بی‌نیازی است، از نیروهای دیگر برخوردار شده است.