گنجور

شمارهٔ ۱۸۷

نکنی صید یقینی به گمانی که تو راست
همت ما نکشد سست کمانی که تو راست
نیستی دشمن و اندیشه دشمن داری
گرگ را صید تو کرده است شبانی که تو راست
خاک و افلاک ز یک سلسله برخاسته‌اند
پود خورشید بود تار کمانی که تو راست
خصمی خسته‌دلان شیشه به خارا زدن است
تیر را نرم کند سخت نشانی که تو راست
خورد خون من و بی‌دردنوازی آموخت
چون نتازد نگه قاعده‌دانی که تو راست
گلت از خون من ساده‌ضمیر است بهار
می‌نماید ز جبین راز نهانی که تو راست
سفر طول امل خضر سبک پی چه کند
بلد راه تو بس خواب گرانی که تو راست
حیرت آیین شده زین خوش غزل صایب اسیر
بلبل باغ گل از ناله فشانی که تو راست

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نکنی صید یقینی به گمانی که تو راست
همت ما نکشد سست کمانی که تو راست
هوش مصنوعی: اگر به گمان و فرض به دنبال چیزی بروی و آن را شکار کنی، نمی‌توانی به نتیجه‌ای مطمئن دست یابی. امید و اعتماد به نفس ما، تو را به هدف نمی‌رساند و نمی‌تواند تو را از تردید و ضعف نجات دهد.
نیستی دشمن و اندیشه دشمن داری
گرگ را صید تو کرده است شبانی که تو راست
هوش مصنوعی: اگر دشمنی وجود ندارد اما تو هنوز به فکر دشمنی هستی، باید توجه کنی که گرگ، یعنی خطر و تهدید، تو را در دست شبانی قرار داده است که به تو خیانت کرده است.
خاک و افلاک ز یک سلسله برخاسته‌اند
پود خورشید بود تار کمانی که تو راست
هوش مصنوعی: زمین و آسمان از یک منبع به وجود آمده‌اند و نور خورشید مانند رشته‌ای است که تو را به آن اتصال می‌دهد.
خصمی خسته‌دلان شیشه به خارا زدن است
تیر را نرم کند سخت نشانی که تو راست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که در زندگی با مشکلات و سختی‌ها روبرو است، تلاش می‌کند تا با لطافت و نرمش رویارو شود و نشان دهد که می‌تواند در برابر سختی‌ها مقاوم باشد. با وجود اینکه تیر می‌تواند سخت و محکم باشد، ولی او با درایت و شدت کمتری به سمت هدفش می‌رود. در واقع، این فرد با روحیه‌ی لطیف اما قوی به دنبال تغییر و بهبود وضعیت خود است.
خورد خون من و بی‌دردنوازی آموخت
چون نتازد نگه قاعده‌دانی که تو راست
هوش مصنوعی: او از سر بی‌توجهی به احساسات من بهره‌کشی کرده و درس بی‌احساس بودن را از من آموخته است، مانند کسی که در درک قواعد و اصول چیزی، به راحتی نگاه می‌کند و در عین حال درد و رنج من را نادیده می‌گیرد.
گلت از خون من ساده‌ضمیر است بهار
می‌نماید ز جبین راز نهانی که تو راست
هوش مصنوعی: گل تو از خون من بی‌خبر شکوفا شده است و از پیشانی‌ات پنهان‌کاری‌هایی وجود دارد که تنها متعلق به توست و بهار را به نمایش می‌گذارد.
سفر طول امل خضر سبک پی چه کند
بلد راه تو بس خواب گرانی که تو راست
هوش مصنوعی: سفر طولانی و پر از آرزوهای خضر، چگونه می‌تواند بر سبک قدم‌های تو تاثیر بگذارد؟ راهنما و راهی که تو می‌رفتی، خواب سنگینی است که تو دچار آن شده‌ای.
حیرت آیین شده زین خوش غزل صایب اسیر
بلبل باغ گل از ناله فشانی که تو راست
هوش مصنوعی: حیرت و شگفتی به خاطر این شعر زیبا، مانند حالتی است که بلبل در باغ گل به خاطر ناله‌ها و سرودهایش به آن دچار شده است؛ چون همه اینها به تو تعلق دارد.