گنجور

شمارهٔ ۱۸۴

قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر است
نا امیدان را به نومیدی امید دیگر است
عالم می وسعتی دارد که در هر گوشه ای
جام نوروز دگر پیمانه عید دیگر است
گرمی هنگامه دل از زیان و گوش نیست
راز داران تو را گفت و شنید دیگر است
دید اگر داری چراغ از دور روشن می کنی
تیره بختی مشرق روز سفید دیگر است
سرگرانش دیده ای هشیار کی یابی اسیر
هر نگاه تلخ او جام نبیذ دیگر است

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر است
نا امیدان را به نومیدی امید دیگر است
هوش مصنوعی: غم می‌تواند قلب را محکم ببندد، اما کلید باز کردن آن امید است. افرادی که ناامیدند، در دل خود امیدی دیگر دارند.
عالم می وسعتی دارد که در هر گوشه ای
جام نوروز دگر پیمانه عید دیگر است
هوش مصنوعی: دنیا وسعتی دارد که در هر نقطه‌اش، شادی و جشن دیگری وجود دارد.
گرمی هنگامه دل از زیان و گوش نیست
راز داران تو را گفت و شنید دیگر است
هوش مصنوعی: زمانی که قلب آدمی به خاطر زیان و مشکلات، دچار آشفتگی می‌شود، رازهای درون او را افرادی که قابل اعتماد هستند، به یکدیگر منتقل کرده و می‌گویند. اما حال این موضوع متفاوت است.
دید اگر داری چراغ از دور روشن می کنی
تیره بختی مشرق روز سفید دیگر است
هوش مصنوعی: اگر می‌بینی که چراغی از دور روشن است، بدان که این نشانه تیره‌بختی است، زیرا صبح روشن و سپید دیگری در انتظار توست.
سرگرانش دیده ای هشیار کی یابی اسیر
هر نگاه تلخ او جام نبیذ دیگر است
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به تأثیر عمیق و مخرب نگاه‌های تلخ و خشمگین اشاره می‌کند. وقتی که کسی به این نگاه‌ها دقت می‌کند و تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد، به نوعی اسیر می‌شود. این تجربه و احساس می‌تواند به نوعی حالتی چون مستی از شراب به وجود آورد، به طوری که فرد به سمت حالتی دیگر از زندگی حرکت می‌کند.