شمارهٔ ۱۷۱
تنگ غم تو خانه دل از هوا پر است
لب از ترانه خالی و گوش از نوا پر است
در دام شکوه ناله شکستن چه لازم است
دنیا فراخ و سلسله بسیار و جا پر است
از خاطرش اراده نظاره برده ایم
آیینه داغ شو که دل او ز ما پر است
جوش بهار گردش چشم سیاه کیست
صد شیشه گشت خالی و جام هوا پر است
بی خون من بهار ستم گل نمی کند
پیمانه ام ز شبنم باغ وفا پر است
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تنگ غم تو خانه دل از هوا پر است
لب از ترانه خالی و گوش از نوا پر است
هوش مصنوعی: غم تو باعث شده که خانه دل من پر از هوای سرد و خفقانآور باشد، به طوری که لبهایم از آواز و ترانه بینصیب مانده و گوشهایم دیگر شنوندهی نوا و موسیقی نیستند.
در دام شکوه ناله شکستن چه لازم است
دنیا فراخ و سلسله بسیار و جا پر است
هوش مصنوعی: در درد و غم و نالهام چه نیازی به شکوه و فریاد است، وقتی که جهان بزرگ و جا برای همه چیز زیاد است.
از خاطرش اراده نظاره برده ایم
آیینه داغ شو که دل او ز ما پر است
هوش مصنوعی: اگر از یادش تصمیم به دیدن او گرفتهایم، باید آینهای داغ شویم زیرا دل او از ما پر است.
جوش بهار گردش چشم سیاه کیست
صد شیشه گشت خالی و جام هوا پر است
هوش مصنوعی: در بهار، نگاه معشوقه زیبا همچون جویبار جاری است. اگرچه دلها خالی از عشق و شوق هستند، ولی در فضای دل، عشق و احساسات پر از زندگی و انرژی است.
بی خون من بهار ستم گل نمی کند
پیمانه ام ز شبنم باغ وفا پر است
هوش مصنوعی: بدون عشق و احساس من، بهار نمیتواند زیباییاش را به نمایش بگذارد. دل من پر از امید و وفاداری است، مانند پیمانهای که از شبنم باغ پر شده است.

اسیر شهرستانی