شمارهٔ ۱۷۲
بسکه از رشک سرشکم خاطر دریا پر است
از دل آب گهر تا غنچه دلها پر است
دختر رزخونی عیش و ملالم گشته است
کی دلم خالی شود در بزم تا مینا پر است
جلوه بسیار است خضر رهبری در کار نیست
دیده (گر) داری همه عالم ز نقش پا پر است
گرچه بر قلب کمانداران ابرو می زنم
در خور صبری که دارم نیم استغنا پر است
من که از دریا به موجی گشته ام قانع اسیر
جلوه ریگ روان در دامن صحرا پر است
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بسکه از رشک سرشکم خاطر دریا پر است
از دل آب گهر تا غنچه دلها پر است
هوش مصنوعی: خاطرم از شدت غم و حسادت پر شده تا جایی که دلم مانند دریا پر از اشک است، و چون دلها پر از امید و عشق میشوند، مانند دلی که پر از گوهری باارزش است.
دختر رزخونی عیش و ملالم گشته است
کی دلم خالی شود در بزم تا مینا پر است
هوش مصنوعی: دختر زیبای خوشگذرانی، حالا که زندگیام پر از شادی و غم شده، میخواهم بدانم کی میتوانم دلتنگیهایم را کنار بگذارم و از میهمانی لذت ببرم، تا زمانی که لیوان شراب پر است.
جلوه بسیار است خضر رهبری در کار نیست
دیده (گر) داری همه عالم ز نقش پا پر است
هوش مصنوعی: خضر، که نماد هدایت و رهبری است، در اینجا نمایان است، اما اگر چشمی برای دیدن داشته باشی، میتوانی ببینی که تمام عالم پر از آثار و نشانههای اوست.
گرچه بر قلب کمانداران ابرو می زنم
در خور صبری که دارم نیم استغنا پر است
هوش مصنوعی: هرچند که با ابرویم بر دل تیراندازان تأثیر میگذارم، اما با توجه به صبری که دارم، به چیزی جز نیمه پر بودن احساس نیاز ندارم.
من که از دریا به موجی گشته ام قانع اسیر
جلوه ریگ روان در دامن صحرا پر است
هوش مصنوعی: من که به خاطر دریانوردی به موجها عادت کردهام، از زیباییهای ریگهای روان در دامن صحرا راضی و خشنود هستم.

اسیر شهرستانی