گنجور

شمارهٔ ۱۶۸

از هر آتشکده ای سینه فگاری پیداست
خاطر نازکی از هر سر خاری پیداست
هر دلی بتکده نقش و نگاری دارد
من و آن نقش که از چهره یاری پیداست
صیدگاه دلم آیا ورق جلوه کیست
که ز هر نقش قدم زخم شکاری پیداست
چه توان کرد که در عالم بی بال و پری
جوهر ذره ز هر مشت غباری پیداست
اضطرابم دگر از باده تمکین سرشار
شوخیش داده به خود باز قراری پیداست
می توان نقش زد افسردگی از چهره خصم
نگهش همچو غباری ز مزاری پیداست
سیرها می کنم از آینه عشق و جنون
هر طرف می نگرم باغ و بهاری پیداست
کوهساری است جنون در نظر شوق اسیر
که ز هر دامن او ابر بهاری پیداست

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از هر آتشکده ای سینه فگاری پیداست
خاطر نازکی از هر سر خاری پیداست
هوش مصنوعی: هر آتشکده‌ای نشانه‌ای از شعله و سوز دارد و دل‌های لطیف و حساس از هر خار و ناگواری یادآوری می‌شود.
هر دلی بتکده نقش و نگاری دارد
من و آن نقش که از چهره یاری پیداست
هوش مصنوعی: هر قلبی زینت و زیبایی خاصی دارد، اما من و آن زیبایی که از چهره ی محبوبم پیدا است.
صیدگاه دلم آیا ورق جلوه کیست
که ز هر نقش قدم زخم شکاری پیداست
هوش مصنوعی: آیا در دلم جایی برای شکار وجود دارد؟ چه کسی است که با هر نشانه و اثری که از خود به جا گذاشته، زخم‌های جدایی را نمایان می‌کند؟
چه توان کرد که در عالم بی بال و پری
جوهر ذره ز هر مشت غباری پیداست
هوش مصنوعی: در این جهان، حتی ذره‌ای از گرد و غبار نیز بدون بال و پر می‌تواند نشان‌دهنده جوهر وجودش باشد.
اضطرابم دگر از باده تمکین سرشار
شوخیش داده به خود باز قراری پیداست
هوش مصنوعی: نگرانی من دیگر از نوشیدن شراب کاهش یافته است، زیرا شوخی و خوشحالی‌اش به خودم آرامش و قرار داده است.
می توان نقش زد افسردگی از چهره خصم
نگهش همچو غباری ز مزاری پیداست
هوش مصنوعی: می‌توان با نگاهی به صورت دشمن، افسردگی او را مثل غباری که از روی قبر پیدا می‌شود، مشهود کرد.
سیرها می کنم از آینه عشق و جنون
هر طرف می نگرم باغ و بهاری پیداست
هوش مصنوعی: با نگاهی به اطرافم در آینهٔ عشق و دیوانگی، متوجه می‌شوم که در هر سو باغی سرسبز و بهاری زیبا وجود دارد.
کوهساری است جنون در نظر شوق اسیر
که ز هر دامن او ابر بهاری پیداست
هوش مصنوعی: در دل شوق، دیوانه‌ای به شکل کوهی است که از هر طرفش بارش باران بهاری به چشم می‌خورد.