گنجور

قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۵

وصله ای از خرقهٔ ما هر که یافت
عارفانه خوش همی پوشد به جان
عاقبت روزی به منزل می رسد
آنچنان رهرو که می کوشد به جان
خم می در جوش و ما مست و خراب
خوش بود رندی که می جوشد به جان
می به زاهد گر دهی حیفی بود
می به رندی ده که می نوشد به جان
هر که مهر سید ما را خرید
یافت او نقدی که نفروشد به جان

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

وصله ای از خرقهٔ ما هر که یافت
عارفانه خوش همی پوشد به جان
هوش مصنوعی: هر کس که بخشی از رخت ما را پیدا کند، با آگاهی و معرفت آن را به جان می‌پوشد.
عاقبت روزی به منزل می رسد
آنچنان رهرو که می کوشد به جان
هوش مصنوعی: در نهایت، روزی شخصی که با تلاش و کوشش به جلو می‌رود، به مقصد می‌رسد.
خم می در جوش و ما مست و خراب
خوش بود رندی که می جوشد به جان
هوش مصنوعی: در این سرود، شاعر به حالتی اشاره می‌کند که در آن شراب در حال جوشیدن است و این وضعیت باعث سرمستی و شادابی افراد می‌شود. او از معنای عمیق تری در مورد لذت و خوشحالی ناشی از زندگی صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه شور و هیجان می‌تواند روح انسان را پر کند. این تصویر، نمادی از رندی و شادابی در زندگی است که از لذت‌های آن بهره‌مند می‌شود.
می به زاهد گر دهی حیفی بود
می به رندی ده که می نوشد به جان
هوش مصنوعی: اگر به زاهد ، شراب بدهی، اشتباه است، اما اگر به رند بدهی، که شراب را با جانش می‌نوشد، این کار درست است.
هر که مهر سید ما را خرید
یافت او نقدی که نفروشد به جان
هوش مصنوعی: هر کسی که محبت و ارادت به سید ما را به دست آورد، به حقیقتی ارزشمند رسید که حاضر نیست آن را با هیچ چیزی معامله کند.