غزل شمارهٔ ۹۰
در محیط عشق ما گوهر طلب
هفت دریا را نجو دیگر طلب
عود دل در مجمر سینه بسوز
آنچنان عودی در این مجمر طلب
وصل آن محبوب بی همتای ما
گر طلب داری از این خوشتر طلب
جان باقی یابی از جانان خود
گر فنا گردی چو یاران در طلب
این سر تو چون کلاه آن سراست
سر بنه در پای او آن سر طلب
جان چو جوئی حضرت جانان بجو
دل رها کن خدمت دلبر طلب
هر کجا جام میئی یابی بنوش
نعمت الله را در آن ساغر طلب
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
در محیط عشق ما گوهر طلب
هفت دریا را نجو دیگر طلب
هوش مصنوعی: در فضای عشق، ما در جستجوی جواهراتیم و هیچ چیز کم ارزشی را نمیخواهیم.
عود دل در مجمر سینه بسوز
آنچنان عودی در این مجمر طلب
هوش مصنوعی: دل خود را مانند عودی در سینهات بسوزان، همانطور که عود در آتش میسوزد و عطرش منتشر میشود.
وصل آن محبوب بی همتای ما
گر طلب داری از این خوشتر طلب
هوش مصنوعی: اگر به دنبال چیزی هستی، چیزی بهتر از وصل آن محبوب بینظیر ما پیدا نمیکنی.
جان باقی یابی از جانان خود
گر فنا گردی چو یاران در طلب
هوش مصنوعی: اگر بتوانی به محبوب واقعی خود دست یابی، هر چند که در جستجوی آن به فنا برسی، جان تو همیشه باقی خواهد ماند.
این سر تو چون کلاه آن سراست
سر بنه در پای او آن سر طلب
هوش مصنوعی: سر تو مانند کلاهی است که بر سر دیگری قرار دارد؛ پس باید سر خود را در پای او بگذاری و آن سر را جستجو کن.
جان چو جوئی حضرت جانان بجو
دل رها کن خدمت دلبر طلب
هوش مصنوعی: اگر به دنبال جان و روح خود هستی، به سراغ معشوق برو و دل را آزاد کن تا در خدمت دلبر باشی.
هر کجا جام میئی یابی بنوش
نعمت الله را در آن ساغر طلب
هوش مصنوعی: هر جا که شراب را بیابی، آن را بنوش و نعمتهای خداوند را در آن ظرف بخواه.