غزل شمارهٔ ۸۹
خوش حضوریست بزم ما دریاب
هرچه می بایدت بیا دریاب
می جام فنا چه می نوشی
ذوق خمخانهٔ بقا دریاب
در خرابات دُرد دردش نوش
زان شفاخانه این دوا دریاب
قطره و موج و بحر و جو آبند
عین ما را به عین ما دریاب
رند مستی اگر طلب داری
بر سر کوی او مرا دریاب
نعمت الله را به دست آور
مظهر حضرت خدا دریاب
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوش حضوریست بزم ما دریاب
هرچه می بایدت بیا دریاب
هوش مصنوعی: حضور دلنشین تو در جمع ما را گرامی بدار و هرچه که نیاز داری را بیاور و از آن بهرهمند شو.
می جام فنا چه می نوشی
ذوق خمخانهٔ بقا دریاب
هوش مصنوعی: از شراب ناب فنا چه لذتی میبری؟ به حقیقت و جاودانگی توجه کن.
در خرابات دُرد دردش نوش
زان شفاخانه این دوا دریاب
هوش مصنوعی: در مکانهای خوشگذرانی و نوشیدن مشروبات الکلی، درد و رنج او را درمان کن، زیرا این جا همان شفاخانهای است که دارویی برای سلامت و بهبود او فراهم میکند.
قطره و موج و بحر و جو آبند
عین ما را به عین ما دریاب
هوش مصنوعی: قطره، موج و دریا همه از آب هستند؛ بنابراین ما نیز باید خود را همچون آب درک کنیم و دیگران را هم به این حالت ببینیم.
رند مستی اگر طلب داری
بر سر کوی او مرا دریاب
هوش مصنوعی: اگر به دنبال رندی مست هستی، مرا در کوی او ببین و در یاب.
نعمت الله را به دست آور
مظهر حضرت خدا دریاب
هوش مصنوعی: به دنبال دستیابی به نعمتهای الهی باش و تجلیات خداوند را درک کن.