گنجور

شمارهٔ ۷

به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را
خم زلفت به قلاب محبت می‌کشد ما را
اگر درپایت افکندم سری، عیبم مکن، کآنجا
چنان بودم که از مستی ز سر نشناختم پا را
تو در دل می‌رسی مهمان چه جای صبر و عقل و جان
زمانی باش، کز نامحرمان خالی کنم جا را
غم ناآمده خوردن به نقدم رنجه می‌دارد
همان بهتر که با فردا گذارم کار فردا را
ز مژگانش دل زاهد کجا یابد اثر، شاهی
بلی، خود کارگر ناید سنان خار بر خارا

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را
خم زلفت به قلاب محبت می‌کشد ما را
هوش مصنوعی: در مسیر تو، راهی برای عاشقان نیست و تنها خم زلف تو ما را به دام عشق می‌کشاند.
اگر درپایت افکندم سری، عیبم مکن، کآنجا
چنان بودم که از مستی ز سر نشناختم پا را
هوش مصنوعی: اگر به پای تو گذاشتم سرم را، مرا مورد سرزنش قرار نده، چون در آن لحظه به قدری مست بودم که نتوانستم پاهایم را بشناسم.
تو در دل می‌رسی مهمان چه جای صبر و عقل و جان
زمانی باش، کز نامحرمان خالی کنم جا را
هوش مصنوعی: وقتی تو با دل و جان به قلبم می‌رسی، دیگر مکانی برای صبر و عقل و احساس باقی نمی‌ماند. بلکه می‌خواهم زمانی فرا برسد که بتوانم جای تو را از دیگران خالی کنم.
غم ناآمده خوردن به نقدم رنجه می‌دارد
همان بهتر که با فردا گذارم کار فردا را
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که هنوز برایم پیش نیامده، باعث ناراحتی‌ام می‌شود. بهتر است که برای کارهایم به آینده بسپارم و به فردا فکر کنم.
ز مژگانش دل زاهد کجا یابد اثر، شاهی
بلی، خود کارگر ناید سنان خار بر خارا
هوش مصنوعی: چشم‌ها و نگاه معشوق به گونه‌ای است که زاهدان کم‌دیده نیز از تأثیر آن بی‌نصیب نمی‌مانند. در واقع، قدرت و جاذبه‌ای که در نگاه او وجود دارد، چنان است که حتی سخت‌ترین و استوارترین دل‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.