گنجور

شمارهٔ ۶

جان بهر تو در بلاست ما را
دل پیش تو مبتلاست ما را
پیشت بدعا برآورم دست
در دست همین دعاست ما را
هر شب به هوای خاک کویت
دیده بره صباست ما را
در منزل ما چو مه نیایی
خود طالع آن کجاست ما را
تو ناوک غمزه زن، که پیشت
سینه سپر بلاست ما را
مخرام چو گل قبا گشاده
چون جامه جان قباست ما را
شاهی چه غم ار جفا کند یار
چون رو به ره وفاست ما را

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

جان بهر تو در بلاست ما را
دل پیش تو مبتلاست ما را
هوش مصنوعی: جان ما به خاطر تو در مشکلات است و دل ما به خاطر تو در آشفتگی و درد به سر می‌برد.
پیشت بدعا برآورم دست
در دست همین دعاست ما را
هوش مصنوعی: من از تو درخواست می‌کنم که دعا کن و دست‌هایمان را درگیر این دعا برای همدیگر بکنیم.
هر شب به هوای خاک کویت
دیده بره صباست ما را
هوش مصنوعی: هر شب به یاد تو و آرزوی دیدارت، چشم به راه نسیم صبحگاهی هستیم.
در منزل ما چو مه نیایی
خود طالع آن کجاست ما را
هوش مصنوعی: وقتی که تو به خانه ما نمی‌آیی، سرنوشت خوب ما کجاست؟
تو ناوک غمزه زن، که پیشت
سینه سپر بلاست ما را
هوش مصنوعی: تو همچون تیر رعنایی هستی که دل‌ها را هدف می‌گذاری و کسی را یارای مقاومت در برابر جذابیت تو نیست.
مخرام چو گل قبا گشاده
چون جامه جان قباست ما را
هوش مصنوعی: تن خویش مانند گل کمر بسته و گشاده، همانطور که جان ما پوشیده در زیبایی و زندگی است.
شاهی چه غم ار جفا کند یار
چون رو به ره وفاست ما را
هوش مصنوعی: اگر دوست به ما ظلم کند و یا رفتار نادرستی داشته باشد، چه اشکالی دارد، زیرا ما به وفاداری او امید داریم و به راهی که با یکدیگر داریم، ایمان داریم.