شمارهٔ ۱۲
بسوخت آتش عشق تو بیگناه مرا
بدوخت ناوک چشمت به یک نگاه مرا
به شمع نسبت بالای دلکشت کردم
روا بود که بسوزی بدین گناه مرا
فتاده بر سر راه تو روی از آن مالم
که پیر عشق چنین کرد رو براه مرا
به سایه که گریزم در این بلا که منم
چو اهتمام تو نگرفت در پناه مرا؟
خطای شاهی بیچاره را قلم درکش
که هست لطف عمیم تو عذر خواه مرا
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بسوخت آتش عشق تو بیگناه مرا
بدوخت ناوک چشمت به یک نگاه مرا
هوش مصنوعی: آتش عشق تو مرا به شدت سوزاند و بیگناهیام را تحت تأثیر قرار داد و تیر نگاه چشمانت با یک نگاه، مرا به شدت زخم کرد.
به شمع نسبت بالای دلکشت کردم
روا بود که بسوزی بدین گناه مرا
هوش مصنوعی: به شمع عشق و محبت دل خود را به او نزدیک کردهام و به خاطر این که او را میسوزانم، هیچ اشکالی ندارد.
فتاده بر سر راه تو روی از آن مالم
که پیر عشق چنین کرد رو براه مرا
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و جذاب تو بر سر راه من قرار گرفته است، و این به خاطر محبت و تجربهی عمیق عشق است که مرا به این مسیر کشانده است.
به سایه که گریزم در این بلا که منم
چو اهتمام تو نگرفت در پناه مرا؟
هوش مصنوعی: من در این مشکل و دردسر به کدام سایه پناه ببرم؟ چون تو که معمولاً به من کمک میکنی، اکنون توجهی به من نداری.
خطای شاهی بیچاره را قلم درکش
که هست لطف عمیم تو عذر خواه مرا
هوش مصنوعی: اگر شاهی به اشتباه عمل کند، قلم باید این اشتباه را ثبت کند، زیرا این لطف بزرگ توست که از من عذرخواهی کن.