گنجور

شمارهٔ ۱۰

خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا
جان در بلای عشق گرو می‌کند مرا
عمری به راه عشق ز سر داشتم قدم
باز آرزوی آن تک و دو می‌کند مرا
من کشته از جواب سلامی و لطف یار
امیدوار گفت و شنو می‌کند مرا
شرمنده خیال توام در غمی چنین
کو پرسشی به آمد و رو می‌کند مرا
دید ابروی تو شاهی و دیوانه گشت باز
آری خراب آن مه نو می‌کند مرا

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا
جان در بلای عشق گرو می‌کند مرا
هوش مصنوعی: خطی که تو بر روی دل می‌کشی، درد و غم تو را تازه و زنده می‌کند. در این عشق پر درد، همه وجودم در خطر است و جانم فدای عشق تو می‌شود.
عمری به راه عشق ز سر داشتم قدم
باز آرزوی آن تک و دو می‌کند مرا
هوش مصنوعی: من سال‌ها در راه عشق قدم برداشتم، اما اکنون در دل آرزوی آن لحظات خاص و نادر مرا به سمت خود می‌کشاند.
من کشته از جواب سلامی و لطف یار
امیدوار گفت و شنو می‌کند مرا
هوش مصنوعی: من به خاطر یک پاسخ به سلام و محبت یاری که امیدوارم، جان باخته‌ام و این احساس را به من منتقل می‌کند.
شرمنده خیال توام در غمی چنین
کو پرسشی به آمد و رو می‌کند مرا
هوش مصنوعی: من به خاطر فکر تو شرمنده‌ام، در چنین غمی که هیچ کس از من نمی‌پرسد و تنها به یاد تو هستم.
دید ابروی تو شاهی و دیوانه گشت باز
آری خراب آن مه نو می‌کند مرا
هوش مصنوعی: در دیدن ابروی تو، مانند شاهان شگفت‌زده و دیوانه می‌شوم، و این چهره‌ی تازه‌ات من را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد و خرد می‌کند.