گنجور

بخش ۳ - حکایت

گفت یک روز نازنین خاتون
کادمی زاده عاجز است و زبون
در دو انگشت حق ورا دل و گِل
پس مؤاخذ شده، زهی مشکل
غایت عجز و اضطرار است این
کس نگوید که اختیار است این
همه در شأن ماست آیۀ عجز
«ما تشاؤن» چیست غایت عجز
چونکه تعجیز او ز تکلیف است
سرّ تکلیف لطف و تشریف است
عاجزی خانه زاد امکان است
مظهرش نقش ذات انسان است
زانکه تکلیف امر علم و عمل
آدمی راست در دو کَوْن محل
همه تکریم او از آن عجز است
غایت سیر سالکان عجز است
عجز دیدی که اقتدار آمد
جبر دیدی که اختیار آمد
نیست گشتن در عدم زدن است
بیش بودن همه ز کم زدن است
عجز از ادراک گفت ادراک است
آنکه را دید و مذهب پاک است
این چنین است راه اهل کمال
غیر از این کفر و بدعت است و ضلال

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گفت یک روز نازنین خاتون
کادمی زاده عاجز است و زبون
هوش مصنوعی: یک روز خانمی محترم گفت که من از نظر قدرت و توانایی ضعیف و بی‌قوت هستم.
در دو انگشت حق ورا دل و گِل
پس مؤاخذ شده، زهی مشکل
هوش مصنوعی: در دو انگشت راست و چپ حق و باطل وجود دارد و انسان بر اساس اعمال خود مورد بازخواست قرار می‌گیرد، پس زندگی انسان به شدت سخت و پرچالش است.
غایت عجز و اضطرار است این
کس نگوید که اختیار است این
هوش مصنوعی: این فرد در نهایت ناتوانی و نیاز به سرنوشت مبتلا شده است و نمی‌تواند بگوید که این انتخاب خودش بوده است.
همه در شأن ماست آیۀ عجز
«ما تشاؤن» چیست غایت عجز
هوش مصنوعی: همه چیز در حد و اندازه ماست، پس چرا آیه «آنچه می‌خواهید» نشان‌دهنده ناتوانی است؟
چونکه تعجیز او ز تکلیف است
سرّ تکلیف لطف و تشریف است
هوش مصنوعی: اگر کسی به دلیل ناتوانی از انجام وظیفه‌ای معاف شود، این نشان‌دهندهٔ نوعی محرومیت است، اما اصل مسأله آن است که وظیفه به خودی خود، لطف و احترام به فرد به شمار می‌آید.
عاجزی خانه زاد امکان است
مظهرش نقش ذات انسان است
هوش مصنوعی: عجز و ناتوانی در ذات انسان قرار دارد و این موضوع از ویژگی‌های اساسی اوست.
زانکه تکلیف امر علم و عمل
آدمی راست در دو کَوْن محل
هوش مصنوعی: زیرا وظیفه‌ی علم و عمل انسان به دو جهان وابسته است.
همه تکریم او از آن عجز است
غایت سیر سالکان عجز است
هوش مصنوعی: همه احترام و ارادت به او به خاطر ناتوانی ماست و هدف نهایی راهیان حقیقت، درک این ناتوانی است.
عجز دیدی که اقتدار آمد
جبر دیدی که اختیار آمد
هوش مصنوعی: وقتی ناتوانی و ضعف را دیدی، قدرت و توانایی را هم تجربه کردی. زمانی که به ناچار تصمیم‌گیری و اجبار را مشاهده کردی، اختیار و آزادی عمل را نیز فهمیدی.
نیست گشتن در عدم زدن است
بیش بودن همه ز کم زدن است
هوش مصنوعی: عدم و نیستی را در خود گشتن نشانه‌ای از بی‌فاقدگی و کمبود می‌داند. در حقیقت، فزونی و کمال، به خاطر افزایش وجود و ویژگی‌های مثبت است، نه این که از کم بودن ناشی گردد.
عجز از ادراک گفت ادراک است
آنکه را دید و مذهب پاک است
هوش مصنوعی: ناتوانی از درک، گفت‌وگویی است که با دیدن حقیقت و رعایت اصول صحیح تحقق پیدا می‌کند.
این چنین است راه اهل کمال
غیر از این کفر و بدعت است و ضلال
هوش مصنوعی: راه افرادی که به کمال رسیده‌اند اینگونه است و غیر از این راه، کفر و بدعت و گمراهی است.