گنجور

بخش ۲ - الضّلال المبین

نزد ایشان زفهم و وهم و گمان
واجب است دایماً وجود زمان
باز قومی دگر از ایشان هم
ممتنع گفته مقتضای عدم
در ضلال مبین هم این و هم آن
اعتباری است خود وجود زمان
نقطه و حال جزو مقدار است
مابقی جمع وهم و پندار است
تو همان وقت را نگه میدار
برهان خویش را از این پندار
مکن ای دوست فوت فرصت حال
گه به ماضی و گه به استقبال
حالیا حال را ز دست مده
تو چه کاری به گفتۀ کِه و مِه

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نزد ایشان زفهم و وهم و گمان
واجب است دایماً وجود زمان
هوش مصنوعی: در نزد آن‌ها، فهم و تصور و گمان لازم است که همیشه وجود زمان را در نظر بگیرند.
باز قومی دگر از ایشان هم
ممتنع گفته مقتضای عدم
هوش مصنوعی: جمعی دیگر از آن‌ها هم نمی‌توانند گفتن را بر خود واجب دانند، چرا که این موضوع با وضعیت عدم سازگار است.
در ضلال مبین هم این و هم آن
اعتباری است خود وجود زمان
هوش مصنوعی: در گمراهی آشکار، هر دو سوی مسأله دارای اهمیت هستند؛ وجود زمان خود یک اعتبار و ارزش دارد.
نقطه و حال جزو مقدار است
مابقی جمع وهم و پندار است
هوش مصنوعی: نقطه و حال بخشی از واقعیت هستند، اما باقی چیزها تنها جمعی از تصورات و افکار ماست.
تو همان وقت را نگه میدار
برهان خویش را از این پندار
هوش مصنوعی: در آن لحظه، زمان را حفظ کن و دلیل خود را از این تفکر خارج کن.
مکن ای دوست فوت فرصت حال
گه به ماضی و گه به استقبال
هوش مصنوعی: دوست من، از دست دادن فرصت حال را نکن، چرا که وقت را بیهوده در یاد گذشته یا انتظار آینده سپری می‌کنی.
حالیا حال را ز دست مده
تو چه کاری به گفتۀ کِه و مِه
هوش مصنوعی: در حال حاضر، لحظه‌ها را از دست نده و خودت را درگیر حرف‌های دیگران نکن.