گنجور

بخش ۱ - الفصل السّابع فی معرفة الزّمان و المکان

چیست جلّ المتاع چرخ کهن
جز مکان و زمان بی سر و بن
این دوروئی به حشو آکنده
وان فرومایه​ای پراکنده
این یکی هرزه گرد بی سر و پا
وان چو هرجائیان شده هرجا
این چو گهواره بی قراران را
وان دگر دایه شیرخواران را
چند باشی چو طفل بیچاره
نزد دایه به بند گهواره
از زمان و مکان شود آزاد
مردوار آنکه دل بر اوننهاد
چونکه خواندش اِلاه لهو و لعب
هیچ عاقل نجست از او منصب
گر هزاران هزار قرن بزیست
چون اجل در پی است حاصل چیست
آخرالامر هم بخواهد مُرد
جان ز دست اجل نخواهد بُرْد
بلکه خود هست دایماً هالک
«لمن الملک» بشنو از مالک
سخن حق هیشه یکسان است
زین زمان از تو بر تو پنهان است
چون زمان و مکان شود همه طی
هم بدو بشنوی خطاب از وی
رخ نماید ز پردۀ اسرار
«لمن الملک واحد القّهار»
اندرین ره فرونمانی تو
ذات خود را اگر بدانی تو
بگذر از پنج روزه راه گذر
مرکز خویش را بیاد آور
بنده از بندگی شود مهتر
چیست جز بندگی ترا بهتر
دل که در عالم نیاز آمد
پیش معشوق سر فراز آمد
فطرت خویش را ز دست مده
که تو از به شده بگردی به

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چیست جلّ المتاع چرخ کهن
جز مکان و زمان بی سر و بن
هوش مصنوعی: آیا غیر از مکان و زمان بی‌نهایت، چیز دیگری در این جهان کهن وجود دارد که ارزشمند باشد؟
این دوروئی به حشو آکنده
وان فرومایه​ای پراکنده
هوش مصنوعی: این دو چهرگی سرشار از بی‌معنایی است و آن انسان پست نیز در دیار خود بی‌مقدار و پراکنده است.
این یکی هرزه گرد بی سر و پا
وان چو هرجائیان شده هرجا
هوش مصنوعی: این فرد بی‌هدف و بی‌سر و سامان در هرجایی که می‌خواهد پرسه می‌زند و مانند آدم‌های بی‌خانمان شده است.
این چو گهواره بی قراران را
وان دگر دایه شیرخواران را
هوش مصنوعی: این یکی مانند گهواره‌ای است که آرام نمی‌گیرد و آن دیگری دایه‌ای است که به شیرخواران شیر می‌دهد.
چند باشی چو طفل بیچاره
نزد دایه به بند گهواره
هوش مصنوعی: چقدر باید مانند یک کودک بیچاره بمانی که در آغوش دایه و در گهواره گرفتار است؟
از زمان و مکان شود آزاد
مردوار آنکه دل بر اوننهاد
هوش مصنوعی: انسان آزاد و وارسته، از قید زمان و مکان رها می‌شود، به شرطی که قلبش را به حقیقت و معنای والایی بسپارد.
چونکه خواندش اِلاه لهو و لعب
هیچ عاقل نجست از او منصب
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند از سرگرمی و بازی سخن گفت، هیچ فرد عاقلی از مقام و جایگاه خود به خاطر آن دور نشد.
گر هزاران هزار قرن بزیست
چون اجل در پی است حاصل چیست
هوش مصنوعی: اگرچه انسان ممکن است هزاران سال زنده بماند، اما در نهایت مرگ در کمین اوست و این زندگی چه فایده‌ای دارد؟
آخرالامر هم بخواهد مُرد
جان ز دست اجل نخواهد بُرْد
هوش مصنوعی: در پایان کار، هرکس که بخواهد بمیرد، در آخرین لحظه جانش از دست مرگ نخواهد رفت.
بلکه خود هست دایماً هالک
«لمن الملک» بشنو از مالک
هوش مصنوعی: شنیدن نحوه‌ای از سوال درباره مالکیت و قدرت از کسی که خود دائماً در حال خلق و آفرینش است.
سخن حق هیشه یکسان است
زین زمان از تو بر تو پنهان است
هوش مصنوعی: سخن حق همیشه ثابت و unchanged است، اما در این زمان، ممکن است از دید تو پنهان باشد.
چون زمان و مکان شود همه طی
هم بدو بشنوی خطاب از وی
هوش مصنوعی: وقتی زمان و مکان به هم پیوند بخورند، تو می‌شنوی که از او ندایی می‌آید.
رخ نماید ز پردۀ اسرار
«لمن الملک واحد القّهار»
هوش مصنوعی: چهره زیبای خداوند از پس پرده‌های پنهان خود را نشان می‌دهد: «برای کیست سلطنت و قدرت الهی؟»
اندرین ره فرونمانی تو
ذات خود را اگر بدانی تو
هوش مصنوعی: در این مسیر اگر خود را بشناسی و به حقیقت وجودیت پی ببری، از تردید و توقف دور می‌ شوی.
بگذر از پنج روزه راه گذر
مرکز خویش را بیاد آور
هوش مصنوعی: از روزهای کوتاه و زودگذر زندگی بگذر و همیشه به یاد داشته باش که به کجا تعلق داری و ریشه‌هایت کجاست.
بنده از بندگی شود مهتر
چیست جز بندگی ترا بهتر
هوش مصنوعی: خدمتگزاری و بندگی انسان باعث می‌شود که او به مقام و رتبه والایی برسد. پس چه چیزی می‌تواند بهتر از خدمت به تو باشد؟
دل که در عالم نیاز آمد
پیش معشوق سر فراز آمد
هوش مصنوعی: دل وقتی که در حالت نیاز به معشوق می‌آید، با سر بلندی و افتخار به او نزدیک می‌شود.
فطرت خویش را ز دست مده
که تو از به شده بگردی به
هوش مصنوعی: فطرت و ذات خود را از دست نده، زیرا اگر این کار را بکنی، به آنچه که نباید تبدیل می‌شوی.