بخش ۵ - فی امربالمعروف
امر معروف خصلتی است شریف
لیک از مشفق نظیف لطیف
صفت آنکه سالک راه است
«فبما رحمة من الله» است
جست و جوی بدی ز بی خردی است
بدگمانی بدان که اصل بدی است
ای که از عیب دیگران پرسی
تو مگر از خدا نمیترسی
تا کنی زهد خویش را مشهور
که توئی فاسق و منم مستور
خود ندانی که فسق خودبینی است
غیر از آن هرچه هست مسکینی است
ختم ابلیس و حال آدم بین
زان دو یک بهر خویشتن بگزین
تو اگر گرد خود براندازی
بر پی کار، خانه پردازی
دیگر از دیگران نیاری یاد
جز به نیکی مکن که نیکت باد
فسق بگذشته را مکن غیبت
که بود بدگمانی و ریبت
اگر او را به دل پشیمانی
شده باشد از آنچه میدانی
او بود تایب و حبیب اللّه
تو بداندیش فاسق و گمراه
گر ندیدی به چشم باز مجوی
ور بدیدی به چشم باز مگوی
عیب مردم اگر فراپوشی
رو فراپوش ورنه خاموشی
گر بپوشی به لطف عیب کسان
هیچ مأخوذ حق شوی تو بدان؟
امر معروف آنچه خاصۀ ماست
نیک خواهی و ناصحی و دعاست
باقی آن کس که حکم میراند
حاکم است او چو کرد او داند
باز پرسند از یکایک مرد
من ندانم که او چه خواهد کرد
جنس با جنس خویش گردد یار
خاص را خود به امر عام چه کار
بر من آن نیست من چه میدانم
کشتییی را به خشک میرانم
مرد باید که خوش منش باشد
فارغ از جور و سرزنش باشد
گفته «المؤمن آلف مألوف»
تو شدستی به ضدّ آن موصوف
چند از این فتنه و خصومت تو
نه تو رستی و نه حکومت تو
خیره جنگی خری به صد دینار
تا دلی را کنی به رنج افکار
این همه نخوت و خصومت و جنگ
بهرنام است و شهرت ای همه ننگ
هر بدی کان ز دیگران دانی
به حقیقت توئی اگر دانی
تا تو بینی ززید و عمرو بدی
همچو طفل سفیه سایه زدی
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
امر معروف خصلتی است شریف
لیک از مشفق نظیف لطیف
هوش مصنوعی: امر به معروف یک ویژگی ارزشمند و شریف است، اما از طرف افرادی که دلسوز و حساس هستند باید انجام شود.
صفت آنکه سالک راه است
«فبما رحمة من الله» است
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر سیر و سلوک قرار دارد، به همراهی و لطف خداوند هدایت میشود.
جست و جوی بدی ز بی خردی است
بدگمانی بدان که اصل بدی است
هوش مصنوعی: جستجو و نگرانی در مورد بدی، ناشی از نادانی است و این بدگمانی خود اصلیترین بدی محسوب میشود.
ای که از عیب دیگران پرسی
تو مگر از خدا نمیترسی
هوش مصنوعی: ای کسی که به عیبهای دیگران فکرت مشغول است، آیا از خداوند نمیترسی؟
تا کنی زهد خویش را مشهور
که توئی فاسق و منم مستور
هوش مصنوعی: برای اینکه تقوای خود را به دیگران نشان دهی، در حالی که خودت گناهکار هستی و من در خفا باقی ماندهام.
خود ندانی که فسق خودبینی است
غیر از آن هرچه هست مسکینی است
هوش مصنوعی: خود را در نظر نگیرید، چون خودبینی خود نوعی نافرمانی است و غیر از این، هرچه باشد به نوعی وابستگی و نیازمندی به نظر میآید.
ختم ابلیس و حال آدم بین
زان دو یک بهر خویشتن بگزین
هوش مصنوعی: انتخاب کن که در میان سرنوشت ابلیس و وضعیت آدم، کدامیک را برای خود میپسندی.
تو اگر گرد خود براندازی
بر پی کار، خانه پردازی
هوش مصنوعی: اگر به دور خود بچرخی و خود را مشغول کنی، میتوانی در مسیر کارهای خود پیشرفت کنی و به ساختن زندگی جدید بپردازی.
دیگر از دیگران نیاری یاد
جز به نیکی مکن که نیکت باد
هوش مصنوعی: دیگر از کسی یاد نکن، مگر به خوبی و نیکی. امیدوارم که این خوبیها شامل حال تو نیز شود.
فسق بگذشته را مکن غیبت
که بود بدگمانی و ریبت
هوش مصنوعی: به گذشتههای ناپسند دیگر غیبت نکن، چرا که این کار بدگمانی و سوءظن به همراه دارد.
اگر او را به دل پشیمانی
شده باشد از آنچه میدانی
هوش مصنوعی: اگر او از چیزی که میدانی دلش شکسته باشد یا پشیمان باشد.
او بود تایب و حبیب اللّه
تو بداندیش فاسق و گمراه
هوش مصنوعی: او به عنوان فردی محبوب و مورد علاقه خداوند شناخته میشود، در حالی که تو به عنوان شخص بدبین و فاسدی که در مسیر گمراهی است، دیده میشوی.
گر ندیدی به چشم باز مجوی
ور بدیدی به چشم باز مگوی
هوش مصنوعی: اگر آن چیزی را که نمیخواهی ببینی، با چشم باز جستوجو نکن، و اگر هم آن را با چشم باز دیدی، دربارهاش صحبت نکن.
عیب مردم اگر فراپوشی
رو فراپوش ورنه خاموشی
هوش مصنوعی: اگر عیوب دیگران را بپوشانی، بهتر است؛ در غیر این صورت، بهتر است سکوت کنی.
گر بپوشی به لطف عیب کسان
هیچ مأخوذ حق شوی تو بدان؟
هوش مصنوعی: اگر عیبهای دیگران را با مهربانی بپوشانی، آیا به حق خود دست نخواهی یافت؟
امر معروف آنچه خاصۀ ماست
نیک خواهی و ناصحی و دعاست
هوش مصنوعی: امر به معروف، ویژگی خاص ماست که شامل نیکخواهی، نصیحت و دعا برای دیگران میشود.
باقی آن کس که حکم میراند
حاکم است او چو کرد او داند
هوش مصنوعی: هر کس که قدرت و حکومت دارد، باید بداند که وقتی تصمیمی میگیرد، مسئولیتی بر عهده میگیرد. او بیشتر از دیگران آگاه است و باید نظارت کند که چه کاری انجام میدهد.
باز پرسند از یکایک مرد
من ندانم که او چه خواهد کرد
هوش مصنوعی: باز از هر کسی بپرسند که مرد چیست، من نمیدانم او چه قصدی دارد.
جنس با جنس خویش گردد یار
خاص را خود به امر عام چه کار
هوش مصنوعی: افراد در گروههای مشابه با هم ارتباط برقرار میکنند و دوستان نزدیکی میشوند، اما کسی که در جمع عمومی است، نیازی به تقلید از این روابط خاص ندارد.
بر من آن نیست من چه میدانم
کشتییی را به خشک میرانم
هوش مصنوعی: من از وضعیت کشتیای که به خشکی میرود، چیزی نمیدانم و نمیتوانم دربارهاش اظهار نظر کنم.
مرد باید که خوش منش باشد
فارغ از جور و سرزنش باشد
هوش مصنوعی: یک مرد باید دارای نیکی و حسن خلق باشد و از ظلم و سرزنش دیگران بینیاز باشد.
گفته «المؤمن آلف مألوف»
تو شدستی به ضدّ آن موصوف
هوش مصنوعی: شما به جای اینکه به دوستان نزدیک و آشنا تبدیل شوید، با ویژگیهای منفی خود، به ضد این موضوع تبدیل شدهاید.
چند از این فتنه و خصومت تو
نه تو رستی و نه حکومت تو
هوش مصنوعی: این فتنه و دشمنی که به راه انداختهای، نه تو از آن رهایی مییابی و نه در این میان به قدرت میرسی.
خیره جنگی خری به صد دینار
تا دلی را کنی به رنج افکار
هوش مصنوعی: یک جنگجو برای کسب صد دینار، چنان میکوشد که دل کسی را به زحمت بیندازد.
این همه نخوت و خصومت و جنگ
بهرنام است و شهرت ای همه ننگ
هوش مصنوعی: تمام این خودخواهی، دشمنی و جنگها به خاطر نام و شهرت است که در واقع همهی اینها باعث ننگ است.
هر بدی کان ز دیگران دانی
به حقیقت توئی اگر دانی
هوش مصنوعی: اگر بدیهایی که از دیگران میبینی، به راستی بشناسی، در واقع آن بدیها در وجود خود توست.
تا تو بینی ززید و عمرو بدی
همچو طفل سفیه سایه زدی
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو زندگی زید و عمرو را میبینی، مثل یک کودک نادان سایهوار در کنارت هستی.