گنجور

بخش ۸ - حکایت

ابلهی را چه گفت نرادی
که مرا کن به نرد ارشادی
گفت من اندر آن نبردم رنج
لیک دانم به چیرگی شطرنج
گفت دانستمت تو هیچ مدان
نه بدین راه برده​ای نه بدان
چون ندانسته​ای تو یک بازی
خیره بر جاهلی چه می​نازی
نقل بی عقل جز گمان نبود
خر چه داند که زعفران چه بود
پانصد آیت ز جملۀ قرآن
شد در احکام نازل از دیان
باقی از وی که هست اندوهزار
جمله در عبرت آمد و افکار
مبحث انبیا تفکر بود
وندرین کرده​اند گفت و شنود
چه توان گفت با کسی معقول
کز خرد کرد خویش را معزول
وانکه اندر مضیق محسوسات
گشت محبوس کی رهد هیهات
جسم خواندش مجسم منحوس
وان مشبه کرامی سالوس
در جهت دید ذات حق دایم
پس حوادث بدو کند قایم
نقل​هائی که موهم است به دین
از براهین عقل گشت یقین
زانکه تأویل آیت قرآن
کرد باید به قاطع برهان
هرکه را دست و پا و پیش و پس است
صوت و حرف و انامل و نفس است
در مکان است محتوی به جهات
همچو ما ممکن است و ناقص ذات
علت احتیاج امکان است
هرکه را این صفت بود آن است
وانکه او همچو ما بود عاجز
به خدائی کجا سزد هرگز
غایت نعت خلق را بستان
صفت حق مأول است به آن
یدو وجه است وعین در تأویل
قدرت و هستی و بصر ز دلیل
استوا را حقیقت استیلاست
عرش تعظیم ذات عز و علاست
رحمت او ارادت و انعام
همه خشنودیش چو هست اکرام
بلکه تفویض، احوط و اولی است
راه دین و دیانت و تقوی است
وارث انبیا خود آن خلف است
که در این راه پیرو سلف است
متحقق به «ادخلوا فی السلم»
ملک مرسل است و راسخ علم
آن یکی را سخن ز «مامنا»
وین دگر را حدیث «امنا»
غیر از این هر چه از اقاویل است
«فتنه» و «ابتغای تأویل» است

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ابلهی را چه گفت نرادی
که مرا کن به نرد ارشادی
هوش مصنوعی: ابلهی از نرادی خواسته که او را در بازی نرد راهنمایی کند.
گفت من اندر آن نبردم رنج
لیک دانم به چیرگی شطرنج
هوش مصنوعی: گفت که من در آن جنگ زحمت نکشیده‌ام، اما می‌دانم که چگونه در بازی شطرنج پیروز شوم.
گفت دانستمت تو هیچ مدان
نه بدین راه برده​ای نه بدان
هوش مصنوعی: گفت: من تو را شناخته‌ام، پس فکر نکن که به این راه هدایت شده‌ای یا به آن راه.
چون ندانسته​ای تو یک بازی
خیره بر جاهلی چه می​نازی
هوش مصنوعی: چون تو بی‌خبر هستی از حقیقت و عقل، چطور به خود می‌نازی و مغرور می‌شوی؟
نقل بی عقل جز گمان نبود
خر چه داند که زعفران چه بود
هوش مصنوعی: نقل بدون درک و فهم، فقط یک حدس و گمان است؛ و الاغ چه می‌داند زعفران چیست؟
پانصد آیت ز جملۀ قرآن
شد در احکام نازل از دیان
هوش مصنوعی: پانصد آیه از مجموع آیات قرآن در مورد احکام و قوانین الهی نازل شده است.
باقی از وی که هست اندوهزار
جمله در عبرت آمد و افکار
هوش مصنوعی: باقی‌مانده از او، پر از اندوه و درسی است که به ما تجربه و تفکر می‌دهد.
مبحث انبیا تفکر بود
وندرین کرده​اند گفت و شنود
هوش مصنوعی: موضوع انبیا تفکر و اندیشه است و آنان به گفتگو و تبادل نظر پرداخته‌اند.
چه توان گفت با کسی معقول
کز خرد کرد خویش را معزول
هوش مصنوعی: با کسی که از عقل خود بهره‌ای برده و خود را از راه درست دور کرده، چه می‌توان گفت؟
وانکه اندر مضیق محسوسات
گشت محبوس کی رهد هیهات
هوش مصنوعی: کسی که در تنگنای امور محسوس گرفتار شده و حبس شده است، چگونه می‌تواند رهایی یابد؟ هرگز!
جسم خواندش مجسم منحوس
وان مشبه کرامی سالوس
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف جسم انسان می‌پردازد و آن را به عنوان چیزی ناخوشایند و بی‌ارزش معرفی می‌کند، در حالی که روح یا نفس را به عنوان چیزی با احترام و ارزش می‌داند. در واقع، اشاره به تضاد میان ظاهر و باطن دارد و نشان می‌دهد که ظاهر فیزیکی ممکن است دچار نقص و زشتی باشد، ولی روح و ویژگی‌های درونی انسان ارزشمندتر و محترم‌تر هستند.
در جهت دید ذات حق دایم
پس حوادث بدو کند قایم
هوش مصنوعی: در نظر خداوند، همواره حوادث و اتفاقات در واقعیت وجود دارند و به او وابسته‌اند.
نقل​هائی که موهم است به دین
از براهین عقل گشت یقین
هوش مصنوعی: نقل‌هایی که ظاهراً به دین اشاره دارند، به وسیله‌ی دلایل عقلانی به یقین تبدیل شدند.
زانکه تأویل آیت قرآن
کرد باید به قاطع برهان
هوش مصنوعی: چون تفسیر و معنای آیات قرآن لازم است، باید با دلایل روشن و محکم به آن پرداخته شود.
هرکه را دست و پا و پیش و پس است
صوت و حرف و انامل و نفس است
هوش مصنوعی: هر کسی که دارای جسم و اعضای مختلفی است، دارای صدا، کلمات، انگشتان و نفس نیز هست.
در مکان است محتوی به جهات
همچو ما ممکن است و ناقص ذات
هوش مصنوعی: محتوی در مکان به جهات مختلف وجود دارد، اما مشابه ما انسان‌ها ممکن است و از نظر ذات ناقص است.
علت احتیاج امکان است
هرکه را این صفت بود آن است
هوش مصنوعی: احتیاج به دلیل وجود امکانات است و هر کسی که این ویژگی را داشته باشد، به همین دلیل است.
وانکه او همچو ما بود عاجز
به خدائی کجا سزد هرگز
هوش مصنوعی: و آن کسی که مانند ما در نیازمندی‌ها ضعیف است، چگونه شایسته است که او را خدا بدانیم؟
غایت نعت خلق را بستان
صفت حق مأول است به آن
هوش مصنوعی: تمامی صفاتی که برای مخلوق بیان می‌شود، در نهایت به ویژگی‌های خداوند منتهی می‌گردد.
یدو وجه است وعین در تأویل
قدرت و هستی و بصر ز دلیل
هوش مصنوعی: دست و چهره نشانه‌هایی از قدرت و وجود هستند و چشم نیز به عنوان دلیلی برای درک این معنا عمل می‌کند.
استوا را حقیقت استیلاست
عرش تعظیم ذات عز و علاست
هوش مصنوعی: حقیقت در مرکزیت و اعتدال وجود دارد و عرش و مقام بلند، نشانه‌ی احترام و بزرگی خداوند است.
رحمت او ارادت و انعام
همه خشنودیش چو هست اکرام
هوش مصنوعی: رحمت خداوند و محبت و بخشش او به خاطر جلب رضایتش است، و این نشان‌دهنده عظمت و احترام اوست.
بلکه تفویض، احوط و اولی است
راه دین و دیانت و تقوی است
هوش مصنوعی: بهتر است که در امور دین و دیانت و تقوا، اعتماد به خدا و واگذاری کارها به او را در نظر بگیریم.
وارث انبیا خود آن خلف است
که در این راه پیرو سلف است
هوش مصنوعی: وارث پیامبران، خود آن جانشینی است که در این مسیر از پیشینیان خود پیروی می‌کند.
متحقق به «ادخلوا فی السلم»
ملک مرسل است و راسخ علم
هوش مصنوعی: اجرای فرمان «وارد شوید در اسلام» تنها در دست پیامبری است که آگاه و داناست و این کار با علم و یقین انجام می‌شود.
آن یکی را سخن ز «مامنا»
وین دگر را حدیث «امنا»
هوش مصنوعی: یکی درباره «مامنا» صحبت می‌کند و دیگری داستان «امنا» را روایت می‌کند.
غیر از این هر چه از اقاویل است
«فتنه» و «ابتغای تأویل» است
هوش مصنوعی: جز این که سخنان دیگران فتنه و جستجوی تفسیرهای نادرست است.