گنجور

بخش ۸ - حکایت

دید یک عاشق از دل پر تاب
حضرت حقتعالی اندر خواب
دامنش را گرفت آن غمخور
که ندارم من از تو دست دگر
چون درآمد ز خواب خوش درویش
دید محکم گرفته دامن خویش
دامن خویش را ز دست مده
سر در آفاق هرزه بیش منه
هست مطلوب جانت اندر پیش
اندر او می​نگر از او مندیش
زانکه اندیشه دورت اندازد
دوست با غیر در نمی​سازد
هرکه از خویشتن شناخت شناخت
خویش را از شناخت دور انداخت
یک دو بیت از ظهیر ملت و دین
گشت بر خاطرم کنم تضمین
«عاشقان را چه روی با تو جز آنک
لب بدوزند و در تو می​نگرند
بر در تو مقیم نتوان بود
حلقه ​ای می​زنند و می​گذرند»
زدن حلقه جز اشارت نیست
ذوق دل قابل عبارت نیست
وان اشارت به لفظ استفهام
گشت وارد ز نصّ خیر کلام
از «اَلَم نخلق» و «الم نجعل»
راه یابی به دانش اول
که خداوند عالم از زن و مرد
همه را از عدم پدید آورد
بنگر آخر به آشکار و نهفت
چند جا با تو حق «اَلَم تر» گفت
امر و خلق از خدا توان دانست
کس خدا را به این و آن دانست؟!
نور او بود تا که دیدۀ جان
کرد ادراک صورت دو جهان
منزل فکر و فعل ما صفت است
ذات برتر ز علم و معرفت است
نور او خود دلیل قافله بس
در پی حق غلط نگردد کس
خلق را جمله موی پیشانی
همه در دست لطف ربّانی
آنگه او بر صراط راست روان
خلق در پی روانه از دل و جان
زان جهت نیست هیچ منع و دریغ
شمس «اللّه نور» و آنگه میغ؟!
قول «واللّهُ غالبٌ» بشنو
تا نمانی به دست دیو گرو
باز از جانب تو استعداد
نقش فطری نه زادۀ ارشاد
کرد مقرون به خلق «ثم هدی»
که هدایت زخلق نیست جدا
زانکه از واهب الصور دل و تن
همه نیکوست «الذی احسن»
وصف حسن تو «احسن التقویم»
حسن جان متصف به قلب سلیم
در «یدین» است جسم​ها را گِل
و «اصبعین» است باز منزل دل
راه بر زین سخن به سر نهفت
که من اینجا جز این نیارم گفت
جان به فطرت ز ایزد آگاه است
لوح بی رنگ «صبغة اللّه» است
نشود نیک، بد به هیچ سبیل
باز جو قول حق که «لاتبدیل»
داده را واستاند او هیهات
بالعرض لایزول ما بالذّات
بگذارش تو نقش این نیرنگ
کرده​ای گه فراخ و گاهی تنگ
صورتت خود نکوست ای دلخواه
تو مگردان به دست خویش تباه
غل و زنجیر و آتش دوزخ
هم یداک اوکتا و فوک نفخ
دل و جان خود کشد به مرکز خویش
گر نیاید توئی تو در پیش
«اسفل السافلین» توئی تو بود
که ترا کار «بل اضل» فرمود
بنگر اکنون ز اوج مهر یقین
در چه ظلمت «ضلال مبین»
باز دان ضدهای راه خدا
که به ضد است چیزها پیدا

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دید یک عاشق از دل پر تاب
حضرت حقتعالی اندر خواب
هوش مصنوعی: یک عاشق در خواب، نگاهی به دل پرشور خود و به عظمت حضرت حق داشته است.
دامنش را گرفت آن غمخور
که ندارم من از تو دست دگر
هوش مصنوعی: غمخواری با دامن خود به من رسید که دیگر از تو یاری نمی‌جویم.
چون درآمد ز خواب خوش درویش
دید محکم گرفته دامن خویش
هوش مصنوعی: وقتی درویش از خواب عمیق بیدار شد، دید که با قدرت دامن خود را گرفته است.
دامن خویش را ز دست مده
سر در آفاق هرزه بیش منه
هوش مصنوعی: دامن‌ات را از دست نده و اجازه نده که در دنیا به کارهای بی‌معنا و بیهوده مشغول شوی.
هست مطلوب جانت اندر پیش
اندر او می​نگر از او مندیش
هوش مصنوعی: آنچه که آرزوی جان توست در جلویت قرار دارد، به آن نگاه کن و از آن فکر نکن.
زانکه اندیشه دورت اندازد
دوست با غیر در نمی​سازد
هوش مصنوعی: دوست به خاطر نگرش و افکار بزرگ تو، هرگز با کسانی که بی‌فکر هستند، ارتباط برقرار نمی‌کند.
هرکه از خویشتن شناخت شناخت
خویش را از شناخت دور انداخت
هوش مصنوعی: هر کسی که خود را بشناسد، در واقع از تصورات و شناخت‌های نادرستی که درباره خود دارد، رهایی می‌یابد.
یک دو بیت از ظهیر ملت و دین
گشت بر خاطرم کنم تضمین
هوش مصنوعی: از ظهور ملت و دین، دو بیت در ذهنم نقش بسته و آنها را برای خودم تضمین می‌کنم.
«عاشقان را چه روی با تو جز آنک
لب بدوزند و در تو می​نگرند
هوش مصنوعی: عاشقان چه راهی جز این دارند که به لب‌های تو نگاه کنند و به تو خیره شوند؟
بر در تو مقیم نتوان بود
حلقه ​ای می​زنند و می​گذرند»
هوش مصنوعی: درِ تو را نمی‌توان به عنوان مکانی برای اقامت در نظر گرفت؛ فقط افرادی به آن نزدیک می‌شوند، درِ آن را می‌زنند و سپس می‌روند.
زدن حلقه جز اشارت نیست
ذوق دل قابل عبارت نیست
هوش مصنوعی: دوست داشتن و عشق واقعی نمی‌توانند به سادگی با کلمات بیان شوند؛ این احساسات عمیق‌تر از آن هستند که فقط با حرف و سخن به تصویر کشیده شوند.
وان اشارت به لفظ استفهام
گشت وارد ز نصّ خیر کلام
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اشاره‌ای که به کار رفته، به صورت سوالی درآمده و تحت تأثیر متن خوب و معناداری قرار گرفته است.
از «اَلَم نخلق» و «الم نجعل»
راه یابی به دانش اول
هوش مصنوعی: با استفاده از عبارت‌های «آیا ما نیافریدیم» و «آیا نکردیم» می‌توان به راهی برای دستیابی به دانش ابتدایی رسید.
که خداوند عالم از زن و مرد
همه را از عدم پدید آورد
هوش مصنوعی: خداوند عالم، تمام زنان و مردان را از هیچ آفرید.
بنگر آخر به آشکار و نهفت
چند جا با تو حق «اَلَم تر» گفت
هوش مصنوعی: به دقت به آنچه که پیداست و آنچه که پنهان است نگاه کن، چندین بار حق به تو یادآوری کرده است که آیا ندیدی؟
امر و خلق از خدا توان دانست
کس خدا را به این و آن دانست؟!
هوش مصنوعی: فرمان و خلقت تنها از ناحیه خداوند است؛ آیا کسی می‌تواند خدا را از طریق چیزهای دیگر بشناسد؟
نور او بود تا که دیدۀ جان
کرد ادراک صورت دو جهان
هوش مصنوعی: نور او باعث شد که چشم جان توانست طرفیت و صورت دو جهان را درک کند.
منزل فکر و فعل ما صفت است
ذات برتر ز علم و معرفت است
هوش مصنوعی: محل اندیشه و کار ما، ویژگی‌ای است که از ذات بالاتر از علم و دانش نشأت می‌گیرد.
نور او خود دلیل قافله بس
در پی حق غلط نگردد کس
هوش مصنوعی: نور او نشان‌دهنده راه و مسیر درست است و کسانی که به دنبال حقیقت هستند، هرگز در این مسیر گم نمی‌شوند.
خلق را جمله موی پیشانی
همه در دست لطف ربّانی
هوش مصنوعی: همه انسان‌ها مانند مویی در پیشانی در دست مهربانی و رحمت خداوند قرار دارند.
آنگه او بر صراط راست روان
خلق در پی روانه از دل و جان
هوش مصنوعی: سپس او بر راه راست حرکت می‌کند و مردم از دل و جان به دنبال او روانه می‌شوند.
زان جهت نیست هیچ منع و دریغ
شمس «اللّه نور» و آنگه میغ؟!
هوش مصنوعی: به همین دلیل هیچ مانع و محدودیتی برای تابش نور خداوند، که مانند خورشید است، وجود ندارد. پس چگونه می‌تواند ابر مانع آن شود؟
قول «واللّهُ غالبٌ» بشنو
تا نمانی به دست دیو گرو
هوش مصنوعی: به وعده خداوند توجه کن که او همیشه پیروز است، تا دچار مشکلات و گرفتاری‌های ناشی از شیطانی همچون دیو نشوی.
باز از جانب تو استعداد
نقش فطری نه زادۀ ارشاد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که توانایی و استعداد تو از درون خودت و فطرتت نشأت می‌گیرد و نه اینکه فقط به واسطه آموزش و راهنمایی دیگران به وجود آمده باشد.
کرد مقرون به خلق «ثم هدی»
که هدایت زخلق نیست جدا
هوش مصنوعی: گفتن این که خداوند، هدایت را با آفرینش انسان‌ها قرین کرده است، به این معناست که هدایت به طور جداگانه از ویژگی‌های انسانی نیست و همواره در تعامل با طبیعت بشر اتفاق می‌افتد.
زانکه از واهب الصور دل و تن
همه نیکوست «الذی احسن»
هوش مصنوعی: زیرا تمام زیبایی‌ها و کمالات از خالق تصاویر نشأت می‌گیرد.
وصف حسن تو «احسن التقویم»
حسن جان متصف به قلب سلیم
هوش مصنوعی: زیبایی تو چنان است که به بهترین شکل ممکن توصیف شده است، و جان تو به دل پاک و خالصی آراسته شده است.
در «یدین» است جسم​ها را گِل
و «اصبعین» است باز منزل دل
هوش مصنوعی: در دستان ما، جسم‌ها مانند گل هستند و دو انگشت ما، نشانه‌گذار قلب و احساسات ما هستند.
راه بر زین سخن به سر نهفت
که من اینجا جز این نیارم گفت
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که من در این مکان چیزی جز این سخن ندارم و نباید از آن فراتر بروم.
جان به فطرت ز ایزد آگاه است
لوح بی رنگ «صبغة اللّه» است
هوش مصنوعی: روح انسان از طبیعت الهی خود باخبر است و همانند لوحی بی‌رنگ، نشان‌دهنده ویژگی‌های خداوند است.
نشود نیک، بد به هیچ سبیل
باز جو قول حق که «لاتبدیل»
هوش مصنوعی: اگر کار نیک انجام نشود، نباید به هیچ دلیلی سراغ کار بد رفت. به قول حق که تغییر ناپذیر است، باید به آن پایبند بود.
داده را واستاند او هیهات
بالعرض لایزول ما بالذّات
هوش مصنوعی: اگر چیزی را از جای خود برخیزاند، هرگز آنچه ذاتاً هست تغییر نخواهد کرد.
بگذارش تو نقش این نیرنگ
کرده​ای گه فراخ و گاهی تنگ
هوش مصنوعی: در زندگی، بعضی اوقات شرایط به راحتی پیش می‌رود و گاهی هم دشواری‌ها و محدودیت‌هایی وجود دارد. ما باید به تلاشی که برای ایجاد این شرایط انجام داده‌ایم توجه کنیم.
صورتت خود نکوست ای دلخواه
تو مگردان به دست خویش تباه
هوش مصنوعی: چهره‌ات زیباست، ای محبوب من، آن را با دستان خود خراب نکن.
غل و زنجیر و آتش دوزخ
هم یداک اوکتا و فوک نفخ
هوش مصنوعی: آتش دوزخ و غل و زنجیر هم نتوانسته او را متوقف کند و از رسیدن به هدفش باز دارد.
دل و جان خود کشد به مرکز خویش
گر نیاید توئی تو در پیش
هوش مصنوعی: اگر تو در کنارم نباشی، دل و جانم به شدت دلتنگ تو خواهد شد و همچون مرکزی که به آن تعلق دارد، ایمانش را از دست می‌دهد.
«اسفل السافلین» توئی تو بود
که ترا کار «بل اضل» فرمود
هوش مصنوعی: تو در پست‌ترین مکان قرار داری و این وضعیت تو به خاطر آن است که کار تو از انحطاط و پستی هم پایین‌تر است.
بنگر اکنون ز اوج مهر یقین
در چه ظلمت «ضلال مبین»
هوش مصنوعی: اکنون نگاه کن به اوج عشق واقعی که در چه تاریکیِ گمراهی آشکار قرار دارد.
باز دان ضدهای راه خدا
که به ضد است چیزها پیدا
هوش مصنوعی: بیا و درک کن که در مسیر الهی، برخی چیزها به طرق مخالف و ناپسند ظاهر می‌شوند.