گنجور

بخش ۷ - در تحقیق زکوة

چو دانستی عماد دین صلوه است
از آن پس در پیش آتو الزکوه است
زکوه مال جندانی که حالست
برون می‌کن چو دانی شوخ مال‌ست
چو بینی مستحق از طعم و طیبی
نصابت چون بود می‌ده نصیبی
زکوه صورتی بعد از نصاب‌ست
ولی فردا انصاب اندر حساب‌ست
به امر شرع بی ترسی و بیمی
بباید دادنت از بیست نیمی
ز مال گوسفند و غلّه و زر
زکوه فطر نیز آمد بر سر
زکوه فطر از آن بر سر فکندند
که تا معلوم گردد خلق چندند
زکوه مال دادی کشت مالت
بحصن اندر وز آن نبود وبالت
زکوتی را که دادی بهر جنت
مکن باطل به ایذا و به منت
به هر چیزی زکوتی هست بر ما
ز سیم و غلّه و انگور و خرما
مرا در کیسه نقد این بد گشادم
زکوه نقد خویش از علم دادم
بگیر از من زکوه از مستحقّی
که حق‌ست این زکوه از مرد حقی
زکوه اولیا دانستهٔ چیست
فدا کردن به جای نیمهٔ بیست
زکوه صادقان خود ترک مال‌ست
نمی‌دانم که ایشان را چه حال‌ست
چو خواهی این سخن را عین تحقیق
بکن تقلید از بوبکر صدیق
فدا کرد او همه نی نیمی از بیست
که دانست آچه خواهد داد باقی است
زکوه عاشقان خود ترک جان‌ست
نمی‌دانم خود که را برگ آن‌ست
ز دست و پا و چشم و گوش و بینی
زکاتت هست اگر بر خویش بینی
به هر دم کز خدا یابی حیاتی
از آن بر خویش واجب دان زکانی
اگر بر دست گیری مال سهل‌ست
ولی در دل نگه داری جهل است
برای مصلحت دنیا گنه نیست
سر جمله گناهان حب دنیی است
زکوه خاصگان آن علی بود
علی کرد آنچه او را حق بفرمود
نکرد این کار از خلق جهان کس
زکوه اندر نماز او دادی و بس
شنیدستی که در وقت رکوع او
به سائل داد خاتم در خشوع او
سه قرص جو هم از بهر خدا داد
خداوندش جزای هَلْ اَتی داد
تو هم گر می‌توانی همچنین باش
ز دنیا دور شو در راه دین باش
زکوه ار می‌دهی بهر خدا ده
چو می‌دانی که از جمله خدا به
زکوتی کان به حق باشد قبول‌ست
قبولش کن که این قول رسول‌ست
بیاموز ار ندانی این طریقت
ز محمودت زکوتی ده حقیقت

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: علی پی‌سپار

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چو دانستی عماد دین صلوه است
از آن پس در پیش آتو الزکوه است
هوش مصنوعی: وقتی فهمیدی که ستون اصلی دین نماز است، از آن پس زکات نیز در مقدمات قرار می‌گیرد.
زکوه مال جندانی که حالست
برون می‌کن چو دانی شوخ مال‌ست
هوش مصنوعی: از کوه‌های جندان که اکنون بیرون آمده، می‌فهمی که آنچه در حال حاضر در دست است، تنها بازیچه‌ای است و ارزش واقعی ندارد.
چو بینی مستحق از طعم و طیبی
نصابت چون بود می‌ده نصیبی
هوش مصنوعی: وقتی کسی را ببینی که مستحق طعمی خوش یا خوبی است، باید به او سهمی بدهی تا از آن بهره‌مند شود.
زکوه صورتی بعد از نصاب‌ست
ولی فردا انصاب اندر حساب‌ست
هوش مصنوعی: از کوه، شکلی بعد از نصاب وجود دارد، اما فردا، ارتباط‌ها و نسب‌ها در حساب خواهد بود.
به امر شرع بی ترسی و بیمی
بباید دادنت از بیست نیمی
هوش مصنوعی: باید بدون ترس و نگرانی، طبق دستورات شرع، چیزی را که به دیگران تعلق دارد، به آنها بدهی و این مقدار، باید حداقل نصف آن چیزی باشد که در اختیار داری.
ز مال گوسفند و غلّه و زر
زکوه فطر نیز آمد بر سر
هوش مصنوعی: زکات فطره از مال گوسفند، غلات و طلا گرفته می‌شود.
زکوه فطر از آن بر سر فکندند
که تا معلوم گردد خلق چندند
هوش مصنوعی: از کوه فطر سنگی را به قصد پرتاب کردند تا مشخص شود چه تعداد از مردم وجود دارند.
زکوه مال دادی کشت مالت
بحصن اندر وز آن نبود وبالت
هوش مصنوعی: از کوه، مال و ثروتی که به دست آوردی را خرج کردی، ولی نتیجه‌ای که از آن به دست آوردی مانند دانه‌ای در خاک بعد از باران است و حالا چیزی برایت باقی نمانده است.
زکوتی را که دادی بهر جنت
مکن باطل به ایذا و به منت
هوش مصنوعی: از بخششی که به کسی کردی، برای به دست آوردن بهشت سودی نبر، زیرا با توهین یا منت‌گذاری آن را بی‌ارزش خواهی کرد.
به هر چیزی زکوتی هست بر ما
ز سیم و غلّه و انگور و خرما
هوش مصنوعی: هر چیزی که در زندگی داریم، نظیر پول، غله، انگور و خرما، برای ما دارای حق و سهمی است که باید ادا کنیم.
مرا در کیسه نقد این بد گشادم
زکوه نقد خویش از علم دادم
هوش مصنوعی: من در کیسه‌ام چیزی جز درد و ناامیدی نیافتم و از توانایی‌ها و علم خودم برای به دست آوردن آنچه می‌خواستم، استفاده کردم.
بگیر از من زکوه از مستحقّی
که حق‌ست این زکوه از مرد حقی
هوش مصنوعی: از من زکات را بگیر، برای کسی که شایسته‌اش است، زیرا این زکات حق اوست که به افراد حقیقی داده می‌شود.
زکوه اولیا دانستهٔ چیست
فدا کردن به جای نیمهٔ بیست
هوش مصنوعی: از کوه‌های بزرگ و باعظمت، می‌فهمیم که فدای چیزی کردن، به‌نوعی بالغ بر نصف یک جامعه یا گروه است.
زکوه صادقان خود ترک مال‌ست
نمی‌دانم که ایشان را چه حال‌ست
هوش مصنوعی: از کوه انسان‌های راستین، دیگر به دنیا و مال نمی‌اندیشند. نمی‌دانم حال آنها چگونه است.
چو خواهی این سخن را عین تحقیق
بکن تقلید از بوبکر صدیق
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی که این کلام را به درستی درک کنی، باید به نحوه ایمان و صداقت ابوبکر صدیق توجه کنی و از او الهام بگیری.
فدا کرد او همه نی نیمی از بیست
که دانست آچه خواهد داد باقی است
هوش مصنوعی: او تمام زندگی‌اش را فدای نیمه‌ای از بیست کرد، چون می‌دانست چه چیزی را در آینده دریافت خواهد کرد.
زکوه عاشقان خود ترک جان‌ست
نمی‌دانم خود که را برگ آن‌ست
هوش مصنوعی: از کوه محبت عاشقان، جان خود را رها کرده‌ام و نمی‌دانم که این عشق به کی و کدامین محبوب تعلق دارد.
ز دست و پا و چشم و گوش و بینی
زکاتت هست اگر بر خویش بینی
هوش مصنوعی: اگر به اعضای بدن خود مانند دست و پا و چشم و گوش و بینی توجه کنی و به نعمت‌هایی که داری، پی ببری، در می‌یابی که باید شکرگذار آن‌ها باشی و به نوعی به وظیفه خود در قبال این نعمت‌ها عمل کنی.
به هر دم کز خدا یابی حیاتی
از آن بر خویش واجب دان زکانی
هوش مصنوعی: هر بار که از خدا زندگی جدیدی دریافت می‌کنی، بر خودت واجب بدان که شکر و سپاس حق را به جا آوری.
اگر بر دست گیری مال سهل‌ست
ولی در دل نگه داری جهل است
هوش مصنوعی: اگر مال و دارایی را به راحتی به دست بیاوری مشکلی ندارد، اما اگر بخواهی آن را در دل و ذهن خود نگه‌داری، بی‌خردی است.
برای مصلحت دنیا گنه نیست
سر جمله گناهان حب دنیی است
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن منافع دنیوی، هیچ گناهی وجود ندارد، اما عشق به دنیا خود بزرگ‌ترین گناه است.
زکوه خاصگان آن علی بود
علی کرد آنچه او را حق بفرمود
هوش مصنوعی: از کوه خاصگان، علی (علی علیه‌السلام) بود و او طبق آنچه که حق به او دستور داد، عمل کرد.
نکرد این کار از خلق جهان کس
زکوه اندر نماز او دادی و بس
هوش مصنوعی: هیچ‌کس در جهان، برای نماز او از کوه چیزی نیاورد و تنها به خاطر خود او این کار را کرد.
شنیدستی که در وقت رکوع او
به سائل داد خاتم در خشوع او
هوش مصنوعی: شما شنیده‌اید که در حالی که او در حال رکوع بود، به درخواست کننده‌ای خاتم بخشید، در حالتی که کاملاً فروتن و در عبادت بود.
سه قرص جو هم از بهر خدا داد
خداوندش جزای هَلْ اَتی داد
هوش مصنوعی: خداوند به خاطر نیکی و انفاق بنده‌اش، تنها سه قرص نان را در قبالش پاداشی عظیم عطا کرد.
تو هم گر می‌توانی همچنین باش
ز دنیا دور شو در راه دین باش
هوش مصنوعی: اگر تو هم می‌توانی، مانند او رفتار کن و از دلدادگی به دنیا فاصله بگیر و در مسیر دین گام بردار.
زکوه ار می‌دهی بهر خدا ده
چو می‌دانی که از جمله خدا به
هوش مصنوعی: اگر از کوه برای خدا عطا می‌کنی، باید بدان که آنچه می‌دهی، بخشی از وجود خداست.
زکوتی کان به حق باشد قبول‌ست
قبولش کن که این قول رسول‌ست
هوش مصنوعی: اگر کسی به حقیقتی معتقد باشد، باید آن را بپذیری، زیرا این کلام پیامبر است.
بیاموز ار ندانی این طریقت
ز محمودت زکوتی ده حقیقت
هوش مصنوعی: اگر نمی‌دانی چگونه باید رفتار کنی، از شخصیت معصوم و کامل پیامبر (محمود) بیاموز و حقیقت را از او بگیر.

حاشیه ها

1396/01/08 12:04
امیرعلی داودپور

جناب شیخ محمود شبستری در این ابیات به تعریف زکات میپردازد و بعد از شمردن حد شرعی زکات که از بیست نیم است، میفرماید زکات خود را با علم داده ام. باید دانست علم همانگونه که ایشان میفرماید زکات دارد و زکات آن آموختن است ولی علم دروغین و پا در رکاب تفسیر و تعلیم گذاشتن مصداق پراکندن دروغ و بهتان است. ایشان مصداق آیه اولوالامر را چنین تفسیر میکند که علی در حین نماز زکات یک انگشتری خاتم داد. این نیز از احادیث و گفتارهای اثبات نشده است ولی این خاتم نشان اولیا خداوند است که در نهان خداوند به آنها خاتم عنایت میکند چنانچه حافظ میفرماید
سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی
چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم
پس مصداق این آیه اولوالامر همان سلیمانان یا پادشاهان الهی هستند که خداوند به آنها خاتم عنایت کرده نه بشر. لذا زکات عوام مال است و زکات خواص جان. البته از این مرتبت که بگذری خاتم و لعل هم نمیخواهی که موجب نخوت و فخر است و ملکوت خداوند آنجاست که فخر فروشی نباشد.