گنجور

بخش ۱۳ - در حقیقت نفس گوید

مثال این‌ست نیکو فهم آن کن
مدارش سرسری فهمش به جان کن
درخت ار چند دارد شاخ و باری
حقیقت بار او آید به کاری
حقیقت نفس انسانی چنین است
که شاخش آسمان بیخش زمین‌ست
تن از دنیا و جان از آخرت دان
ز دنیا تن بگیر از آخرت جان
توئی تو به بین تا چیست آنست
که تن را قلب و قلبت را چو جانست
به غیر از این چنین گفتن ندانم
وگر ظاهر کنم باشد زیانم
اگر افشا کنم اسرار کفر است
بدین اقرار کن انگار کفر است
بسی گفتی ولی چیزی نگفتم
چو میوه خام بود آن را نهفتم
به وقت خویش موقوفست است کار
چو وقت آید برش یابی به یک بار
هنوز این میوه کو یا خام خام است
وگر مکشوف گردانم حرامست
به رمزی گفتم این معنی به مفهوم
شود آن را که باشد عقل معلوم

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: علی پی‌سپار

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مثال این‌ست نیکو فهم آن کن
مدارش سرسری فهمش به جان کن
هوش مصنوعی: این مثال را با دقت درک کن و فقط به سطحی نپرداز. باید عمق آن را با تمام وجود بفهمی.
درخت ار چند دارد شاخ و باری
حقیقت بار او آید به کاری
هوش مصنوعی: درخت هرچند که شاخه‌ها و میوه‌های زیادی داشته باشد، اما تنها زمانی ارزش واقعی و فایده‌اش مشخص می‌شود که میوه‌اش به کار بیاید و به ثمر برسد.
حقیقت نفس انسانی چنین است
که شاخش آسمان بیخش زمین‌ست
هوش مصنوعی: نفس انسانی به گونه‌ای است که ریشه‌هایش به زمین و شاخه‌هایش به آسمان متصل است.
تن از دنیا و جان از آخرت دان
ز دنیا تن بگیر از آخرت جان
هوش مصنوعی: بدن را از دنیا بگیر و روح را از آخرت. یعنی برای زندگی در دنیا به بدن نیاز داری اما برای رشد و کمال روحانی، باید به آخرت توجه کنی.
توئی تو به بین تا چیست آنست
که تن را قلب و قلبت را چو جانست
هوش مصنوعی: تو باید به دقت توجه کنی که آنچه بدن را زنده نگه می‌دارد، قلب است و قلب تو مانند جان و روح تو اهمیت دارد.
به غیر از این چنین گفتن ندانم
وگر ظاهر کنم باشد زیانم
هوش مصنوعی: من هیچ چیز دیگری برای گفتن ندارم و اگر بخواهم خودم را نشان دهم، برایم ضرر خواهد داشت.
اگر افشا کنم اسرار کفر است
بدین اقرار کن انگار کفر است
هوش مصنوعی: اگر من رازهای پنهانی را که در دل دارم، بیان کنم، این کار همچون کفر به نظر می‌رسد. پس بهتر است که این حقیقت را بپذیریم که گفتگو درباره این اسرار نادرست است.
بسی گفتی ولی چیزی نگفتم
چو میوه خام بود آن را نهفتم
هوش مصنوعی: من حرف‌های زیادی از تو شنیدم، اما خودم چیزی نگفتم، چون هنوز به مانند میوه‌ای نارس بود که نیازی به بیانش نیست.
به وقت خویش موقوفست است کار
چو وقت آید برش یابی به یک بار
هوش مصنوعی: هر کاری در زمان مناسب خود انجام می‌شود و وقتی که آن زمان فرا برسد، به راحتی می‌توان به آن دست یافت.
هنوز این میوه کو یا خام خام است
وگر مکشوف گردانم حرامست
هوش مصنوعی: این میوه هنوز نرسیده و ناپخته است و اگر آن را از درخت بچینم، کار درستی نیست.
به رمزی گفتم این معنی به مفهوم
شود آن را که باشد عقل معلوم
هوش مصنوعی: با ظرافتی خاص، مفهومی را بیان کردم که تنها افرادی که درک و عقل کافی دارند، می‌توانند به عمق آن پی ببرند.