گنجور

بخش ۱۰ - در وصف بدان گوید

من ندانم ز جملهٔ اشرار
پُر گناهی چو بی‌گناه‌آزار
جز سیه روی وقت بیدادی
نکند همچو زنگیان شادی
شغل دولت که از ستم سازی
چه بود جز که گرگ و خرّازی
چون ز داد و ز رای خویشی شاد
چون کنی بر فرود خود بیداد
هرکه اندر جهان ستم جویند
دد و دیوان آدمی‌رویند
خلق سایه است و شاه بد پایه
پایهٔ کژ کژ افکند سایه
روزگار ار درد و گر دوزد
از دل شاه عادل آموزد
سایه ایزد است شاه کریم
راست باش و مدار از کس بیم
بد و نیکی که در ستور و ددست
از دل شاه نیک و شاه بدست
گردد از داد شاه کسری وش
سیر بُستان چو شیر پستان خوش
شود ار جور شه کند دیدار
مرد بازاری از تره بیزار
هرکه او بی‌گناه ترساند
دان که در جای ترس درماند
ظالم ار مال و جان خلق ببرد
نه هم آخرش می بباید مُرد
گرچه امروز ز ابلهی ستهد
گور و محشر جواب او بدهد
نیست بر ظالم از تن و زن و مال
جز مگر خونش ایچ چیز حلال
شاه غمخوار نایب خردست
شاه خونخوار مرد نیست ددست
مرد غمخوار مردِ دین باشد
هرکه او غم خورد چنین باشد
رنجه دارنده کم زید چو مگس
هست کم رنج از آن زید کرگس
شرهش هیچ جان چو رنجه نداشت
عدل او جان او بدو بگذاشت
هرکرا رنجه داشتن دین است
تن او نیست تن که تنّین است
عمر رنجور دیرتر ماند
رنجه دارنده زود درماند
خشم را بر خرد سوار مدار
خرد خویش را تو خوار مدار
بی‌خرد آب کرد پاسخ نان
با خرد کی خرد چنین سخنان
هرکه را خشمش از خرد بیشست
خلق ازو و او ز خلق دل ریشست
خشم چون تیغ و حلم چون زر هست
تو مهی آن گزین ز به که بهست
ای شهنشه در این سرای غرور
بخور این شربت شرابِ طهور
چون مه از تو نیافرید خدای
تو به از خلق بندگیش نمای

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

من ندانم ز جملهٔ اشرار
پُر گناهی چو بی‌گناه‌آزار
هوش مصنوعی: من نمی‌دانم از بین تمام بدکاران، چرا باید کسی که خودش گناهکار نیست، به دیگران آسیب بزند.
جز سیه روی وقت بیدادی
نکند همچو زنگیان شادی
هوش مصنوعی: تنها سیاه‌روها در زمان بی‌عدالتی نمی‌توانند مانند زنگیان شاد زندگی کنند.
شغل دولت که از ستم سازی
چه بود جز که گرگ و خرّازی
هوش مصنوعی: شغل دولتی چه معنا دارد جز ایجاد ظلم و ستم، همچون گرگی که در کمین شکار است و همانند پرنده‌ای که دام خود را برای شکار آماده کرده؟
چون ز داد و ز رای خویشی شاد
چون کنی بر فرود خود بیداد
هوش مصنوعی: وقتی که از انصاف و نظر درست خود خوشحال می‌شوی، چگونه بر دیگران ظلم می‌کنی؟
هرکه اندر جهان ستم جویند
دد و دیوان آدمی‌رویند
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا به دنبال ظلم و ستم باشد، در حقیقت خود را به پای موجوداتی بی‌رحم و بی‌خود می‌سازد.
خلق سایه است و شاه بد پایه
پایهٔ کژ کژ افکند سایه
هوش مصنوعی: آدم‌ها همچون سایه‌هایی هستند که وجودشان به ولی یا رهبری بستگی دارد، و اگر آن رهبر پایه و اساس درستی نداشته باشد، سایه‌ها نیز دچار انحراف خواهند شد.
روزگار ار درد و گر دوزد
از دل شاه عادل آموزد
هوش مصنوعی: اگر زمانه بر دل شاه عادل مشکل یا دردی ایجاد کند، او نیز از آن تجربه می‌آموزد.
سایه ایزد است شاه کریم
راست باش و مدار از کس بیم
هوش مصنوعی: خدای بخشنده و بزرگوار در کنار پادشاهی است. بنابراین باید راستگو و درستکار باشی و از هیچ کس هراسی نداشته باشی.
بد و نیکی که در ستور و ددست
از دل شاه نیک و شاه بدست
هوش مصنوعی: نیک و بدی که در موجودات زنده وجود دارد، از دل پادشاه خوب و پادشاه بد نشأت می‌گیرد.
گردد از داد شاه کسری وش
سیر بُستان چو شیر پستان خوش
هوش مصنوعی: وقتی که داد و انصاف شاه کسری برقرار شود، مانند باغی سرسبز و پربار می‌ماند که شیرین و دلپذیر است.
شود ار جور شه کند دیدار
مرد بازاری از تره بیزار
هوش مصنوعی: اگر بر اثر ستمی که از سوی حاکم پیش بیاید، باز هم دیدار مردی از طبقه بازار برایم ممکن شود، از سبزی‌فروشی نفرت خواهم داشت.
هرکه او بی‌گناه ترساند
دان که در جای ترس درماند
هوش مصنوعی: هرکسی که دیگری را بی‌دلیل و تهمت به ترس می‌اندازد، بدان که خود او در موقعیت آسیب‌پذیرتری قرار دارد.
ظالم ار مال و جان خلق ببرد
نه هم آخرش می بباید مُرد
هوش مصنوعی: اگر ظالم زندگی و دارایی مردم را بگیرد، در نهایت خود او نیز باید بمیرد.
گرچه امروز ز ابلهی ستهد
گور و محشر جواب او بدهد
هوش مصنوعی: هرچند امروز به خاطر نادانی‌اش دست به کارهایی می‌زند، اما در روز قیامت و در برابر حقایق، او پاسخ‌گو خواهد بود.
نیست بر ظالم از تن و زن و مال
جز مگر خونش ایچ چیز حلال
هوش مصنوعی: ظالم هیچ چیزی از تن، زن و مالش ندارد که حلال باشد جز خونش.
شاه غمخوار نایب خردست
شاه خونخوار مرد نیست ددست
هوش مصنوعی: پادشاهی که به فکر مردم است، مانند فردی با خرد و تدبیر عمل می‌کند؛ در حالی که پادشاهی که تنها به فکر خونریزی و زحمت دیگران است، انسانی درنده و بی‌رحم به شمار می‌رود.
مرد غمخوار مردِ دین باشد
هرکه او غم خورد چنین باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که برای دیگران دغدغه و نگرانی دارد، انسانی دیندار و نیکوکار است.
رنجه دارنده کم زید چو مگس
هست کم رنج از آن زید کرگس
هوش مصنوعی: اگر شخصی رنج و زحمت را به دوش بکشد، مانند مگس چندان رنجی نمی‌کشد؛ اما برعکس، اگر کرگس باشد، از این رنجی که به دوش دارد، خیلی بیشتر دچار زحمت خواهد شد.
شرهش هیچ جان چو رنجه نداشت
عدل او جان او بدو بگذاشت
هوش مصنوعی: او هیچ عذابی را احساس نکرد و در این حال، عدالت او جانش را به او واگذار کرد.
هرکرا رنجه داشتن دین است
تن او نیست تن که تنّین است
هوش مصنوعی: هر کس که به خودش زحمت می‌دهد و دین را رعایت می‌کند، بدن او فقط یک جسم بی‌ ارزش نیست، بلکه به معنای حقیقی زندگی و روح اوست.
عمر رنجور دیرتر ماند
رنجه دارنده زود درماند
هوش مصنوعی: عمر ناتوانی که به سختی می‌گذرد، طولانی‌تر می‌شود، اما کسی که درگیر درد و رنج است، زودتر خسته و ناامید می‌شود.
خشم را بر خرد سوار مدار
خرد خویش را تو خوار مدار
هوش مصنوعی: خشم و غضب را بر عقل و درک خود تسلط نده، و ارزش و مقام عقل خود را پایین نیاور.
بی‌خرد آب کرد پاسخ نان
با خرد کی خرد چنین سخنان
هوش مصنوعی: کسی که بی‌خود و بدون اندیشه سخن می‌گوید، مانند این است که آب را پاسخ نان می‌دهد. اما کسی که خردمند است، می‌داند چگونه و چه زمانی باید صحبت کند. به راستی، چرا خردمندان چنین سخنانی را مطرح می‌کنند؟
هرکه را خشمش از خرد بیشست
خلق ازو و او ز خلق دل ریشست
هوش مصنوعی: هر کسی که خشم او بیشتر از عقل و خردش باشد، مردم از او می‌ترسند و او هم از مردم احساس ناراحتی می‌کند.
خشم چون تیغ و حلم چون زر هست
تو مهی آن گزین ز به که بهست
هوش مصنوعی: خشم مانند تیغی است که می‌تواند آسیب بزند، اما صبر و بزرگواری مانند طلاست که ارزشمند و قیمتی است. تو باید انتخاب کنی که کدام یک را برگزینی، زیرا آنچه که ارزشمندتر است، بهتر است.
ای شهنشه در این سرای غرور
بخور این شربت شرابِ طهور
هوش مصنوعی: ای پادشاه، در این کاشانه‌ی فخر و بزرگی، این نوشیدنی پاک و معطر را بنوش.
چون مه از تو نیافرید خدای
تو به از خلق بندگیش نمای
هوش مصنوعی: وقتی خداوند از تو الهام نگرفته و تو را نیافریده، بهتر است که خودت را به عنوان یک بنده خدا نشان بدهی.