بخش ۱۱ - حکایت در عدل سلطان
گفت روزی حکایتی پیری
که مرا بُد نشانهٔ تیری
کاندر آن روزگار شاهی بود
عالم عدل را پناهی بود
داد و انصاف و عدل گستردی
هرکسی بر ز بِرّ او خوردی
گفت روزی به رهزنی در تاخت
دید در بند کرده کاله و ساخت
بندیی چند دید بسته به بند
دزد گریان و بندیان زان خند
زود نزدیک راهزن رفتش
دُر تحقیق راهزن سفتش
گفتش این خنده و گرستن چیست
واین چنین مال و بند بستهٔ کیست
گفت ما راست این گرستن زار
که چنین نعمت از یمین و یسار
گِرد کردند از حرام و حلال
جمع کردند زرّ و کاله و مال
رخت بر باد گشته در بندند
برخود و عادلان همی خندند
ظلم شد عدل و روز شد شب ما
زان همی نشنوند یاربِ ما
عادلانیم لیک با فن خویش
بند برداشتیم از تن خویش
هرکه او عدل خویش بگذارد
ظالمی را خدای بگمارد
تا برآرد ز مال و جانش دمار
ظلم او را به ظلم سازد کار
بخش ۱۰ - در وصف بدان گوید: من ندانم ز جملهٔ اشراربخش ۱۲ - در خون ناحق ریختن حکایت مأمون: چون تبه شد خلافت مأمون
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گفت روزی حکایتی پیری
که مرا بُد نشانهٔ تیری
هوش مصنوعی: روزی پیرمردی حکایتی را نقل میکرد که نشان از تجربه و wisdom او داشت.
کاندر آن روزگار شاهی بود
عالم عدل را پناهی بود
هوش مصنوعی: در آن زمان، پادشاهی وجود داشت که پناهگاه و حمایتی برای عدالت بود.
داد و انصاف و عدل گستردی
هرکسی بر ز بِرّ او خوردی
هوش مصنوعی: تو انصاف و عدالت را در میان مردم پخش کردی و هرکسی به اندازهی نیکیای که انجام داده، پاداش دریافت میکند.
گفت روزی به رهزنی در تاخت
دید در بند کرده کاله و ساخت
هوش مصنوعی: روزی شخصی را دید که در حال تاخت و تاز است و در دام خود کالایی را گرفتار کرده و به آن مشغول است.
بندیی چند دید بسته به بند
دزد گریان و بندیان زان خند
هوش مصنوعی: چند نفر را دیدم که به زنجیر و بند گرفتار شدهاند، در حالی که دزد گریه میکند و آنها بهخاطر وضعیت خود لبخند میزنند.
زود نزدیک راهزن رفتش
دُر تحقیق راهزن سفتش
هوش مصنوعی: به سرعت به سمت راهزن رفت و دُر تحقیق را که نشان دهندهی استحکام راهزن بود، برداشت.
گفتش این خنده و گرستن چیست
واین چنین مال و بند بستهٔ کیست
هوش مصنوعی: او از شخصی میپرسد که این خنده و شادی تو از کجاست و این وابستگی و مشکلاتی که داری، مربوط به کیست؟
گفت ما راست این گرستن زار
که چنین نعمت از یمین و یسار
هوش مصنوعی: خیلی از اوقات ما در شرایط سخت و گرسنگی قرار میگیریم، در حالی که نعمتها و ثروتهای زیادی در اطراف ما وجود دارد.
گِرد کردند از حرام و حلال
جمع کردند زرّ و کاله و مال
هوش مصنوعی: همه چیز را از حرام و حلال گردآوری کردند و ثروت و اموال را جمع کردند.
رخت بر باد گشته در بندند
برخود و عادلان همی خندند
هوش مصنوعی: لباس او بر باد رفته و او در تنگنا قرار دارد، اما عادلها همچنان به وضعیت او میخندند.
ظلم شد عدل و روز شد شب ما
زان همی نشنوند یاربِ ما
هوش مصنوعی: ظلم بر عدالت غلبه کرده و روز به شب تبدیل شده است و ما از این وضعیت شکایت داریم، ای پروردگار ما.
عادلانیم لیک با فن خویش
بند برداشتیم از تن خویش
هوش مصنوعی: ما کارهای درستی انجام میدهیم، اما با مهارت خود، از جسم و بدن خود آزاد شدهایم.
هرکه او عدل خویش بگذارد
ظالمی را خدای بگمارد
هوش مصنوعی: هر کسی که از عدل و انصاف خود چشمپوشی کند، خداوند او را در زمره ظالمین قرار میدهد.
تا برآرد ز مال و جانش دمار
ظلم او را به ظلم سازد کار
هوش مصنوعی: او با تمام مال و جانش تلاش میکند تا ظلم و ستمی که بر او رفته را جبران کند و از این رو ظلم به او را در زندگی خود تحمل نمیکند.