گنجور

بخش ۷ - تمثیل در احوال گذشتگان جهان بی‌وفا

از ثَری تا به اوج چرخ اثیر
همه میرنده‌اند دون و امیر
چه حدیث است میر هم میرد
زانکه جسمست مرگ بپذیرد
چکنی سرگذشت طرّاری
سرگذشت اجل شنو باری
تا بگوید چگونه سازم چاه
تا بگوید چگونه سوزم شاه
تا بگوید به غافل و کر و کور
به که دادم ز که استدم زر و زور
تا بگوید که گردنان را من
چون شکستم به سروری گردن
تا بگوید چه تاختم بر تخت
تا بگوید چه باختم با بخت
بخت خود از چه‌سان نگون کردم
تخت این از که پُر ز خون کردم
چه نخ و بیخها بکندم من
چه شخ و شاخها فکندم من
نفس این را نکال چون کردم
بدر آنرا هلال چون کردم
خسروان را چگونه کردم مست
قصر شاهان چگونه کردم پست

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از ثَری تا به اوج چرخ اثیر
همه میرنده‌اند دون و امیر
هوش مصنوعی: از پایین‌ترین مرتبه تا بالاترین سطح آسمان، همه چیز در حال گذر و نابودی است، چه افراد عادی و چه افراد بزرگ و مهم.
چه حدیث است میر هم میرد
زانکه جسمست مرگ بپذیرد
هوش مصنوعی: این جمله بیان می‌کند که مرگ یک حقیقت اجتناب‌ناپذیر است و حتی شخصیتی بزرگ مثل یک ولی یا امام هم در برابر آن نمی‌تواند مقاومتی کند. جدا از مقام و رتبه، در نهایت همه انسان‌ها باید با این واقعیت روبه‌رو شوند و آن را بپذیرند.
چکنی سرگذشت طرّاری
سرگذشت اجل شنو باری
هوش مصنوعی: زندگی پر از چالش‌ها و خطرات است. سرنوشت و پایان کار هر شخصی را باید با دقت شنید و درک کرد، زیرا ممکن است به دنبال هر تفریح و سرگرمی، لحظات سخت و سرنوشت‌سازی پیش بیاید.
تا بگوید چگونه سازم چاه
تا بگوید چگونه سوزم شاه
هوش مصنوعی: باید ببینم چگونه می‌توانم چاه را درست کنم و در عین حال چگونه می‌توانم با آتش خود شاد و سرزنده باشم.
تا بگوید به غافل و کر و کور
به که دادم ز که استدم زر و زور
هوش مصنوعی: او قصد دارد به افراد بی‌خبر، نادان و ناآگاه بگوید که من از چه کسی قدرت و ثروت را به دست آورده‌ام.
تا بگوید که گردنان را من
چون شکستم به سروری گردن
هوش مصنوعی: او می‌خواهد بگوید که من چگونه گردن‌های طغیانگران و خودپرستان را به زیر می‌آورم و برتری خود را نشان می‌دهم.
تا بگوید چه تاختم بر تخت
تا بگوید چه باختم با بخت
هوش مصنوعی: تا بگوید من چه کارهایی کردم و چه چیزهایی را از دست دادم.
بخت خود از چه‌سان نگون کردم
تخت این از که پُر ز خون کردم
هوش مصنوعی: بخت و روزگار خود را چگونه به نابودی کشاندم، و این تخت را از چه دلی پر از خون کردم؟
چه نخ و بیخها بکندم من
چه شخ و شاخها فکندم من
هوش مصنوعی: کارهایی که من انجام داده‌ام، همچون بریدن نخی و ریشه‌ای و از هم جدا کردن شاخه‌ها و بخش‌های مختلف است.
نفس این را نکال چون کردم
بدر آنرا هلال چون کردم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی من به آرامش و راحتی دست یافتم، حتی نفس خود را هم تحت کنترل درآوردم، و مانند هلال ماه که در آسمان آرام و زیباست، احساس رضایت و آرامش کردم.
خسروان را چگونه کردم مست
قصر شاهان چگونه کردم پست
هوش مصنوعی: چگونه فرزانه‌گان و پادشاهان را به حالت مستی و خوشی درآوردم و قصرهای آنان را کوچک و بی‌اهمیت کردم.