گنجور

بخش ۴ - در مرگ گوید

فرش عمرت نوشته در شومی
این دو فرّاش زنگی و رومی
ای نیاموخته ادب ز ابوان
ادب آموز زین پس از ملوان
ادب آموزدت زمان پس از این
چون نیاموختی ز خلق زمین
کی کفن باشد از بلای تبت
که کفن باف تست روز و شبت
چندت اندوه پیرهن باشد
بو کِت آن پیرهن کفن باشد
تو به درزی شده به پیرهنت
گازر آن دم بکوفته کفنت
با تو این طمطراق و لاف و هوس
تا دم آخرست همره و بس
بعد از آن یار کفر و دینت بود
نیک و بد مونس و قرینت بود
نیک تو روضه‌ای شود ز نعیم
بدِ تو حفره‌ای شود ز جحیم
تو ز حرص و حسد میان سعیر
گرد تو چون سرای پرده اثیر
با خودی از اثیر چون گذری
هیزمی از سعیر چون گذری
خویشتن را وداع کن رَستی
عقد با حور بی‌گمان بستی
روح با حور فرد جفت شود
تنت در زیر گِل نهفت شود
بر گناهان همی کنی اصرار
خویشتن را ز مردگان انگار
خانه را گور ساز و دل را خصم
در و دیوار خاک و گِل را رسم
همه فعل تو از تو کرده سؤال
یافته گوشمال و خورده دوال
یک به یک کرده را جزا دیده
وز شفیعان طمع تو ببریده
ناقد فعل تو علیم و بصیر
تو ز احوال خویش گشته ضریر
برگرفته حجاب بار خدا
روز پاداش فعل و روز جزا
ای فگنده به جهل و سیرت زشت
روبه اندر رز و ملخ در کشت
آرزوی ضیاع و اسبابت
روز آبت ببرد و شب خوابت
آرزو را به زیر پای درآر
هوس و آرزو به ره بگذار
کآرزو و هوس کسی جوید
کو همه راه بی‌خودی پوید
آنچه جد چون لعب همی شمری
وآنچه حق چون کذب همی شمری
لعب و بازی برای کودک راست
مرد با لاعبی نیاید راست
گر بیابی تو در اجل تأخیر
نه ترا مسکنست قعر سعیر
بسته با عُقدهٔ تمنا عقد
توبه‌ها نسیه و گناهان نقد
فارغ از مرگ و ایمن از تخویف
جرم حالی و توبه در تسویف
تو ز احوال خویش محجوبی
زان طلبکار مرد مقلوبی
وه که چون آمدی برون ز نهفت
چند واحسرتات باید گفت

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

فرش عمرت نوشته در شومی
این دو فرّاش زنگی و رومی
هوش مصنوعی: زندگی هر انسان همچون فرشی است که با سرنوشت و تقدیرش بافته شده است، و این سرنوشت به دست دو نیروی متفاوت، یکی از شرق و دیگری از غرب، رقم خورده است.
ای نیاموخته ادب ز ابوان
ادب آموز زین پس از ملوان
هوش مصنوعی: ای کسی که آداب را نیاموخته‌ای، از آموزگار ادب بیاموز و از ملوانی که دریا را می‌شناسد، درس بگیر.
ادب آموزدت زمان پس از این
چون نیاموختی ز خلق زمین
هوش مصنوعی: آموختن آداب را از این پس فراموش نکن، چون اگر از مردم زمین چیزی نیاموختی، نتوانی به خوبی رفتار کنی.
کی کفن باشد از بلای تبت
که کفن باف تست روز و شبت
هوش مصنوعی: کفن از درد تو نمی‌تواند ساخته شود، چون این کار را تنها تو در طول روز و شب می‌کنی.
چندت اندوه پیرهن باشد
بو کِت آن پیرهن کفن باشد
هوش مصنوعی: اندوهی که به دل داریم، مانند پارچه‌ای است که بر تن ماست. آن پارچه در نهایت به کفن تبدیل می‌شود، نشان‌دهنده این است که سختی‌ها و غم‌ها می‌توانند پایانی در زندگی داشته باشند.
تو به درزی شده به پیرهنت
گازر آن دم بکوفته کفنت
هوش مصنوعی: تو در دوختن پیرهنت مهارت زیادی داری و آنقدر با دقت کار کرده‌ای که حتی هنگام کار، این پیرهنت مثل کفن به تن تو چسبیده است.
با تو این طمطراق و لاف و هوس
تا دم آخرست همره و بس
هوش مصنوعی: با تو همه ی این غرور و خودپسندی و آرزوها تا آخرین لحظه همراه است و بس.
بعد از آن یار کفر و دینت بود
نیک و بد مونس و قرینت بود
هوش مصنوعی: پس از آن، محبوب تو نه تنها در امور مذهبی، بلکه در خوبی‌ها و بدی‌ها نیز همدل و همراه تو بود.
نیک تو روضه‌ای شود ز نعیم
بدِ تو حفره‌ای شود ز جحیم
هوش مصنوعی: خوبی تو بهشتی می‌شود و بدی تو دوزخی می‌گردد.
تو ز حرص و حسد میان سعیر
گرد تو چون سرای پرده اثیر
هوش مصنوعی: به خاطر حرص و حسدی که داری، در میان آتش رنج و درد به سر می‌بری، مثل کسی که در دنیای پر از ترفند و فریب گرفتار شده است.
با خودی از اثیر چون گذری
هیزمی از سعیر چون گذری
هوش مصنوعی: وقتی از دنیای مادی و مشکلات آن عبور می‌کنی، مانند آتش‌سوزی که هیزم را می‌سوزاند، خودت را از تاثیرات دشوار جدا کن.
خویشتن را وداع کن رَستی
عقد با حور بی‌گمان بستی
هوش مصنوعی: خودت را رها کن، چون بی‌تردید با حوری پیمان بسته‌ای.
روح با حور فرد جفت شود
تنت در زیر گِل نهفت شود
هوش مصنوعی: روح انسان با حوری به هم می‌پیوندد و در حالی که بدن او در زیر خاک پنهان است.
بر گناهان همی کنی اصرار
خویشتن را ز مردگان انگار
هوش مصنوعی: بر گناه‌های خود پافشاری می‌کنی و خود را مانند مرده‌ها تصور می‌کنی.
خانه را گور ساز و دل را خصم
در و دیوار خاک و گِل را رسم
هوش مصنوعی: خانه‌ات را به جای آرامش، به محلی برای ترس و نگرانی تبدیل کن و دل خود را با دشمنی پر کن. دیوارها و زمین را به یادآور خاک و گِل، که نشانه‌ای از ناامیدی و بی‌قراری است، مورد استفاده قرار بده.
همه فعل تو از تو کرده سؤال
یافته گوشمال و خورده دوال
هوش مصنوعی: تمام اعمال تو مورد پرسش قرار گرفته و نتیجه‌اش ناکامی و تنبیه است.
یک به یک کرده را جزا دیده
وز شفیعان طمع تو ببریده
هوش مصنوعی: هرکس که کار نیک و بدش به حساب آمده است، جزای آن را خواهد دید و از شفاعت دیگران ناامید شده است.
ناقد فعل تو علیم و بصیر
تو ز احوال خویش گشته ضریر
هوش مصنوعی: داوری در عملکرد تو آگاه و بینا است، اما تو از حال خود بی‌خبر و نابینا شده‌ای.
برگرفته حجاب بار خدا
روز پاداش فعل و روز جزا
هوش مصنوعی: در روز پاداش و جزا، پرده‌ای از بار سنگین مسئولیت‌ها برداشته می‌شود.
ای فگنده به جهل و سیرت زشت
روبه اندر رز و ملخ در کشت
هوش مصنوعی: ای کسی که به نادانی و رفتار زشت خود شناخته شده‌ای، تو مانند ملخ و علف‌خواران در زمین می‌چری.
آرزوی ضیاع و اسبابت
روز آبت ببرد و شب خوابت
هوش مصنوعی: آرزو می‌کنم که روزی گرسنگی و بی‌خوابیت به سراغت بیاید و شب‌ها خواب راحت نداشته باشی.
آرزو را به زیر پای درآر
هوس و آرزو به ره بگذار
هوش مصنوعی: آرزوهایت را کنار بگذار و به جای آن به قدم برداشتن و تلاش در مسیر جدید بپرداز.
کآرزو و هوس کسی جوید
کو همه راه بی‌خودی پوید
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال آرزوها و خواسته‌های خود می‌گردد، تمام مسیرهای ناشناخته و غیرقابل پیش‌بینی را طی می‌کند.
آنچه جد چون لعب همی شمری
وآنچه حق چون کذب همی شمری
هوش مصنوعی: هر چیزی که به نظر تو بی‌اهمیت و بازی باشد، جدی گرفته نشود، و آنچه را که حقیقت می‌دانی، گاهی دروغ و بی‌ارزش تلقی می‌شود.
لعب و بازی برای کودک راست
مرد با لاعبی نیاید راست
هوش مصنوعی: کودکانی که در بازی و سرگرمی مشغول هستند، حقیقت را نمی‌دانند و تنها بزرگ‌ترها می‌توانند به درستی به مسائل نگاه کنند.
گر بیابی تو در اجل تأخیر
نه ترا مسکنست قعر سعیر
هوش مصنوعی: اگر در زمان مرگ تأخیر بیافتد، دیگر جایی برای تو در دوزخ نخواهد بود.
بسته با عُقدهٔ تمنا عقد
توبه‌ها نسیه و گناهان نقد
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به احساسات و خواسته‌های انسانی دارد. بر اساس آن، خواسته‌ها ممکن است به نوعی پرده بر روی تصمیمات و عزم فرد بکشند. در واقع، فرد در حالی که در پی آرزوهایش است، باید با عواقب گذشته‌اش که همان گناهان و اشتباهاتش هستند، مواجه شود. توبه و بازگشت به مسیر درست در مقابل این احساسات و خواسته‌ها، به مثابه یک تعهد و تصمیم جدی است که نیاز به توجه و تلاش دارد.
فارغ از مرگ و ایمن از تخویف
جرم حالی و توبه در تسویف
هوش مصنوعی: انسان باید از مرگ نترسد و از تهدیدهای ناشی از کارهای ناپسند خود در امان باشد. همچنین، توبه و پشیمانی نباید به تعویق بیفتد و باید اقدام جدی برای تغییر حال حاضر انجام دهد.
تو ز احوال خویش محجوبی
زان طلبکار مرد مقلوبی
هوش مصنوعی: تو از وضعیت خود خبر نداری و در جستجوی کسی هستی که خود در موقعیت ضعیفی قرار دارد.
وه که چون آمدی برون ز نهفت
چند واحسرتات باید گفت
هوش مصنوعی: چه خوب که وقتی از پنهان بیرون آمدی، باید افسوس‌ها را فریاد زد.

حاشیه ها

1399/03/20 01:06
علی

سلام. در بیت دوم ابوان صحیح است: من لم یؤدبه الابوان یؤدبه الملوان