بخش ۳ - تمثیل در نفس جهان فانی و قصّهٔ لقمان حکیم
داشت لقمان یکی کریجی تنگ
چو گلوگاه نای و سینهٔ چنگ
شب در او در به رنج و تاب بُدی
روز در پیش آفتاب بُدی
روز نیمی به آفتاب اندر
همه شب زو به رنج و تاب اندر
بلفضولی سؤال کرد از وی
چیست این خانه شش بدست و سه پی
همه عالم سرای و بستانست
این کریجت بتر ز زندانست
در جهان فراخ با نزهت
چکنی این کریجِ پر وحشت
عالمی پر ز نزهت و خوشی
رنج این تنگنای از چه کشی
با دم سرد و چشم گریان پیر
گفت هذا لمن یموت کثیر
در رباطی مقام و من گذری
بر سرِ پل سرای و من سفری
چه کنم خانهٔ گِل آبادان
دل من اینما تکونوا خوان
چو درآید اجل چه بنده چه شاه
وقت چون در رسد چه بام چه چاه
گربهٔ روده چون زنم شانه
بر رهِ سیل چون کنم خانه
آهن سرد چند کوبم من
خانه ویران و چند روبم من
پیش صرصر چراغ چه افروزم
پوستین پیش شیر چون دوزم
خلق را زین جهان پر شر و شور
چار دیوار گور بهتر گور
هلک المثقلون بخوانده و پس
خانه و جای سازم اینت هوس
چکنم جفت و زاده و بنیاد
مونس من نجاالمخفون باد
خانه کز راه رنج و حیله بُوَد
همچو زندان کرم پیله بُوَد
که چو قَز بود در دلش پنهان
گشت هم قَز تن ورا زندان
خانه اینجا که بهر قوت کنند
مور و زنبور و عنکبوت کنند
قوت عیسی چو ز آسمان سازند
هم بدانجاش خانه پردازند
بر فلک زان مسیح سربفراشت
که بر این خاک توده خانه نداشت
چکند روح پاک خانهٔ ریح
فلک پنجم است بام مسیح
خرِ دجّال چون ز جو خالیست
علَم جور او از آن عالیست
خاک و آب و هوا و آتش عهد
کی نگهدارد ار تو سازی جهد
مرگ را چون شگرف و چالاکست
سوی ناپاک و پاک ره پاکست
نه تو مردی و مرگ بیزورست
شیر او شیر و گور او گورست
زانکه اینجات یک دو مه محلست
نه بتست آن به مدّت اجلست
به اجل باز بستهاند این کار
بیاجل نیست کار را مقدار
بخش ۲ - فی طول العمر والحسرة مع ذلک: نوح را عمر جمله ده صد بودبخش ۴ - در مرگ گوید: فرش عمرت نوشته در شومی
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
داشت لقمان یکی کریجی تنگ
چو گلوگاه نای و سینهٔ چنگ
هوش مصنوعی: لقمان یک قفسی کوچک و تنگ داشت که همانند گلوگاه یک نی یا صدای سینهٔ چنگ، محدود و فشرده بود.
شب در او در به رنج و تاب بُدی
روز در پیش آفتاب بُدی
هوش مصنوعی: شب در کنار او به سختی و ناراحتی سپری کردی، اما در روز در برابر آفتاب خوشحال و روشن بودی.
روز نیمی به آفتاب اندر
همه شب زو به رنج و تاب اندر
هوش مصنوعی: روز، نیمی از زمان را در زیر تابش آفتاب میگذرانیم و شب را با رنج و سختی سپری میکنیم.
بلفضولی سؤال کرد از وی
چیست این خانه شش بدست و سه پی
هوش مصنوعی: بلفضولی از او پرسید این خانه که شش پایه و سه تیرک دارد چیست؟
همه عالم سرای و بستانست
این کریجت بتر ز زندانست
هوش مصنوعی: تمام عالم مانند یک خانه و باغ است و این زندان که در آن هستی، بدتر از آن است.
در جهان فراخ با نزهت
چکنی این کریجِ پر وحشت
هوش مصنوعی: در دنیای وسیع با زیباییها، این پرندهی وحشتزده را میکوبی.
عالمی پر ز نزهت و خوشی
رنج این تنگنای از چه کشی
هوش مصنوعی: در دنیای پر از لذت و شادی، چرا باید از این وضعیت سخت و تنگنا رنج ببری؟
با دم سرد و چشم گریان پیر
گفت هذا لمن یموت کثیر
هوش مصنوعی: پیرمرد با صدایی آرام و چشمانی اشکآلود گفت: این وضعیت برای کسی است که زیاد میمیرد.
در رباطی مقام و من گذری
بر سرِ پل سرای و من سفری
هوش مصنوعی: در مکانی که به آن پناه داده شدهام، نشستهام و به سفر و عبور از پل سرای فکر میکنم.
چه کنم خانهٔ گِل آبادان
دل من اینما تکونوا خوان
هوش مصنوعی: چی کار کنم که خانهی دل من با خاک و گل ساخته شده و هر جا که باشم، دل را به آنجا میبرم.
چو درآید اجل چه بنده چه شاه
وقت چون در رسد چه بام چه چاه
هوش مصنوعی: زمانی که مرگ به سراغ انسان میآید، تفاوتی ندارد که او یک بنده باشد یا یک پادشاه. هنگامی که زمان مرگ فرا برسد، هیچ چیز نمیتواند مانع آن شود، نه ارتفاع بنا و نه عمق چنگال زمین.
گربهٔ روده چون زنم شانه
بر رهِ سیل چون کنم خانه
هوش مصنوعی: اگر گربهای داشته باشم که رودهاش را ببیند، نمیتوانم مثل یک زن که شانهاش را بر دوش میگذارد، در مسیر سیل خانهام را بسازم.
آهن سرد چند کوبم من
خانه ویران و چند روبم من
هوش مصنوعی: چقدر میتوانم بر روی این آهن سرد بکوبم و خانه خراب شدهام را درست کنم؟ چقدر میتوانم از این ویرانی چیزهایی را برگردانم؟
پیش صرصر چراغ چه افروزم
پوستین پیش شیر چون دوزم
هوش مصنوعی: در برابر باد شدید، چه نیازی به روشن کردن چراغ است؟ و وقتی که در برابر شیر قرار دارم، چه فایدهای دارد که پالتو بپوشم؟
خلق را زین جهان پر شر و شور
چار دیوار گور بهتر گور
هوش مصنوعی: این جهان پر از درد و جنجال است و زندگی در آن بسیار دشوار و ناپایدار به نظر میرسد. بنابراین، بهتر است انسان در آرامش و سکوت باشد، حتی اگر در دل خاک باشد.
هلک المثقلون بخوانده و پس
خانه و جای سازم اینت هوس
هوش مصنوعی: کسانی که بار زندگی را به دوش میکشند، سرانجام نابود میشوند، پس من به دنبال جا و مکانی برای آسایش و راحتی هستم.
چکنم جفت و زاده و بنیاد
مونس من نجاالمخفون باد
هوش مصنوعی: چکار کنم که جفت و یاری که دارم، از من پنهان باشد و در زیر سایهاش احساس تنهایی نکنم؟
خانه کز راه رنج و حیله بُوَد
همچو زندان کرم پیله بُوَد
هوش مصنوعی: خانهای که با درد و نیرنگ ساخته شده، مانند زندانی برای کرم پیله است.
که چو قَز بود در دلش پنهان
گشت هم قَز تن ورا زندان
هوش مصنوعی: چون دلش مانند پشم نرم و لطیف است، از این رو تن او به مانند زندانی است که این لطافت را در خود پنهان کرده است.
خانه اینجا که بهر قوت کنند
مور و زنبور و عنکبوت کنند
هوش مصنوعی: در اینجا، خانهها برای فراهم آوردن قوت و زندگی ساخته میشوند و حتی موجودات کوچک مانند مورچه، زنبور و عنکبوت در این فضاها زندگی میکنند.
قوت عیسی چو ز آسمان سازند
هم بدانجاش خانه پردازند
هوش مصنوعی: اگر قدرت عیسی از آسمان بیاید، باید همانجا برای او خانه بسازند.
بر فلک زان مسیح سربفراشت
که بر این خاک توده خانه نداشت
هوش مصنوعی: در آسمان، مصلح بزرگ و الهی قد برافراشت که در این زمین، هیچ بنای ماندگاری برای او وجود نداشت.
چکند روح پاک خانهٔ ریح
فلک پنجم است بام مسیح
هوش مصنوعی: در آسمان پنجم، روح پاکی وجود دارد که به خانهٔ ریح (نرم و خوشبو) اشاره دارد و به نوعی میتوان آن را به روان و زندگی مسیح نسبت داد.
خرِ دجّال چون ز جو خالیست
علَم جور او از آن عالیست
هوش مصنوعی: خر دجال که از دودمان و نیرنگ خالی است، به همین دلیل پرچم ظلم و فساد او بلند و مطرح است.
خاک و آب و هوا و آتش عهد
کی نگهدارد ار تو سازی جهد
هوش مصنوعی: اگر تو تلاش کنی، هیچ یک از عناصر طبیعی مانند خاک، آب، هوا و آتش نمیتوانند به عهد و پیمان تو آسیب بزنند.
مرگ را چون شگرف و چالاکست
سوی ناپاک و پاک ره پاکست
هوش مصنوعی: مرگ همچون یک نیروی قوی و چابک است که به سوی افراد ناپاک و پاک راهی مییابد.
نه تو مردی و مرگ بیزورست
شیر او شیر و گور او گورست
هوش مصنوعی: نه تو انسانی که بتوانی بر مرگ تسلطی داشته باشی. مرگ بدون قدرت و زور میآید، و هم شیر و هم گور به طبیعت خودشان پایبندند.
زانکه اینجات یک دو مه محلست
نه بتست آن به مدّت اجلست
هوش مصنوعی: زیرا اینجا یک یا دو ماه است که محلی برای ماست و نه مکانی برای بتها، بلکه به مدت طولانیتری ادامه پیدا خواهد کرد.
به اجل باز بستهاند این کار
بیاجل نیست کار را مقدار
هوش مصنوعی: این کارها به سرانجام نمیرسند و دنیا به دست کسانی که در زمان خاص خود آماده نیستند، نمیچرخد.
حاشیه ها
1400/01/03 22:04
اسماعیل طبیبی
در بین اول "کریجی" به نظر من و انکه ار کتب دزسی دبیرستانی یادم می آید باید "کلوخی" باشد
کریجی معنی نمی دهد ولی کلوخ به معنی گِل خشک است و خانه کلوخب یعنی خانه ساخته شده ار خشت خام یا گِل خشک شده.