گنجور

بخش ۲ - فی طول العمر والحسرة مع ذلک

نوح را عمر جمله ده صد بود
حرص و امید او بر آن آسود
چون گذر کرد نهصد و پنجاه
در فذلک به حسره کرد نگاه
گفت آوخ که بر من این ده صد
بود بر من ز روزکی ده بد
کرد ویرا سؤال روح امین
سر ز بالا نهاده بر بالین
کای ترا عمر از انبیا افزون
چون گذر کرد بر تو دنیی دون
بر چه سان یافتی جهان را تو
چون سپاری کنون روان را تو
گفت دیدم جهان چو تیم دو در
آمدم از دری شدم ز دگر
نوز ناسوده تن ز سیرِ سبیل
کامد آواز پر نهیب رحیل
می‌دهم جان و می‌برم حسرت
شربتم ضربت و شفا شدّت
عمرش ار بُد دراز ور کوتاه
رخت بر بست زان گشاد به راه
عاقبت هم برفت و بیش نماند
آیت عزل خویشتن برخواند

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نوح را عمر جمله ده صد بود
حرص و امید او بر آن آسود
هوش مصنوعی: نوح عمر بسیار طولانی داشت، اما تمام تلاش و آرزوی او به آرامش و رضایت خاطر او مربوط می‌شد.
چون گذر کرد نهصد و پنجاه
در فذلک به حسره کرد نگاه
هوش مصنوعی: زمانی که نهصد و پنجاه سال گذشت، او با حسرت به آن گذر نگاه کرد.
گفت آوخ که بر من این ده صد
بود بر من ز روزکی ده بد
هوش مصنوعی: شخصی نگران و افسرده از وضعیت خود می‌گوید که چه بدِی‌ها و مشکلاتی بر او وارد شده و از گذشته‌های دور تا کنون، دردها و سختی‌های زیادی را تحمل کرده است. این جمله نشان‌دهنده‌ی حس ناامیدی و حسرت او نسبت به روزهایی است که گذشته و تلخی‌هایی که برایش به وجود آمده.
کرد ویرا سؤال روح امین
سر ز بالا نهاده بر بالین
هوش مصنوعی: او از بالا به او نگاه کرد و از او پرسید: «ای روح امین، چه خبر است؟»
کای ترا عمر از انبیا افزون
چون گذر کرد بر تو دنیی دون
هوش مصنوعی: ای کسی که عمرت از انبیاء بیشتر است، زمانی که دنیای پست از تو عبور کرد.
بر چه سان یافتی جهان را تو
چون سپاری کنون روان را تو
هوش مصنوعی: چگونه توانستی دنیا را به دست آوری وقتی که اکنون جان خود را وا می‌گزارید؟
گفت دیدم جهان چو تیم دو در
آمدم از دری شدم ز دگر
هوش مصنوعی: گفتم که دنیا را مانند بازی شطرنج دیدم؛ وقتی وارد شدم، از یک در خارج شدم و به در دیگری رفتم.
نوز ناسوده تن ز سیرِ سبیل
کامد آواز پر نهیب رحیل
هوش مصنوعی: صداهایی از دوردست به گوش می‌رسد که نشان‌دهنده‌ی حرکت و رفتن به سفر است، و این احساس در وجود احساس تازه‌ای را به وجود می‌آورد.
می‌دهم جان و می‌برم حسرت
شربتم ضربت و شفا شدّت
هوش مصنوعی: جانم را فدای تو می‌کنم و حسرت نوشیدنم را بر دوش می‌کشم. ضربه‌ای که به من وارد می‌شود، همراه با شفای درد و شدت احساسات است.
عمرش ار بُد دراز ور کوتاه
رخت بر بست زان گشاد به راه
هوش مصنوعی: اگر عمرش طولانی باشد یا کوتاه، وقتی که زندگی‌اش را ترک کند، مسیرش باز می‌شود.
عاقبت هم برفت و بیش نماند
آیت عزل خویشتن برخواند
هوش مصنوعی: در نهایت، او نیز رفت و چیزی از او باقی نماند، نشانه‌ی برکناری خود را خواند.