بخش ۸ - اندر کمال عقل
چار طبعش مرید و او پیر است
ده حواسش سپاه و او میر است
رنگ پنداشت را ز تختهٔ آز
رو بشویش به آب و ذُلّ و نیاز
زانکه اندر سواد سایهٔ شرع
اصل دین را برای نکتهٔ فرع
مایه داد از پی درنگ ترا
سه قوی چارگونه رنگ ترا
جان چو در عالم درنگ آید
خود از این رنگهاش ننگ آید
از پی جستن سلامت جان
اسب جان را در این محیط مران
داند آنرا که اهل ذهن و ذکاست
که سلامت به ساحل دریاست
دست و پای ترا به بند قضا
هست بسته درین سپنج فضا
پس تو با دست و پای بستهٔ او
روی دریا مجو به پشت کدو
آشنا را اگر نمیدانی
خر به قلزمْ درون چرا رانی؟
ور ندانی تو آشنا بشنو
خیره بیهوده بر مناره مرو
در سباحت اگرچه استادی
پیش من زین قبل بر استادی
نه چو کشتی شکست ای رعنا
شد سباحت وبال در دریا
جز ز روی کمال عقل و خرد
سه گز اطلس به نُه درم که خرد؟
نزد آن دل که معدن خردست
همه نیک فلک به جمله بدست
در دل و جان آنکه هشیارست
بر سر و چشم آنکه بیدارست
پل بود بر دو سوی آب سره
چون گذشتی ازو چه پل چه دره
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چار طبعش مرید و او پیر است
ده حواسش سپاه و او میر است
هوش مصنوعی: این شاعر به وضعیت شخصی اشاره میکند که چهار خصلت خوب دارد و به دلیل سن و تجربهاش مورد احترام است. همچنین، او از حواس پنجگانهاش به عنوان گروهی کارآمد یاد میکند و خود را در موضع رهبری یا هدایت میبیند. این تصویر نمادین نشاندهنده تعادل میان تجربه، مقام و تواناییهای درونی فرد است.
رنگ پنداشت را ز تختهٔ آز
رو بشویش به آب و ذُلّ و نیاز
هوش مصنوعی: اگر به پندار و فکر نادرست خود دقت کنی، باید آن را با آب و تواضع و نیاز از دل و جان بشویی.
زانکه اندر سواد سایهٔ شرع
اصل دین را برای نکتهٔ فرع
هوش مصنوعی: به خاطر این که در تاریکی سایهی قوانین دینی، اصل دین به فرعیات آن تبدیل شده است.
مایه داد از پی درنگ ترا
سه قوی چارگونه رنگ ترا
هوش مصنوعی: مایه تو از روی تأمل و تأخیر، سه ویژگی قوی و انواع مختلفی از زیبایی را به تو بخشیده است.
جان چو در عالم درنگ آید
خود از این رنگهاش ننگ آید
هوش مصنوعی: زمانی که جان در این دنیا معطل میشود، از این رنگها و ظاهرها شرمنده میشود.
از پی جستن سلامت جان
اسب جان را در این محیط مران
هوش مصنوعی: به دنبال حفظ جان خود باش و در این فضا، جانت را تحت فشار قرار نده.
داند آنرا که اهل ذهن و ذکاست
که سلامت به ساحل دریاست
هوش مصنوعی: فقط افرادی که باهوش و فهمیده هستند میدانند که امنیت و آرامش در ساحل دریا قرار دارد.
دست و پای ترا به بند قضا
هست بسته درین سپنج فضا
هوش مصنوعی: دستها و پاهایت به دست تقدیر بسته شدهاند و در این فضای محدود گرفتار هستی.
پس تو با دست و پای بستهٔ او
روی دریا مجو به پشت کدو
هوش مصنوعی: پس تو با محدودیتها و وابستگیهای او، روی دریا جستجو نکن و به سراغ موضوعات بیهوده نرو.
آشنا را اگر نمیدانی
خر به قلزمْ درون چرا رانی؟
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی که آشنا چه کسی است، چرا او را مثل یک الاغ به دریا میفرستی؟
ور ندانی تو آشنا بشنو
خیره بیهوده بر مناره مرو
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی چه جریانی در کار است، بهتر است بیدلیل و بیهدف به چیزهای نامناسب نگاه نکنی.
در سباحت اگرچه استادی
پیش من زین قبل بر استادی
هوش مصنوعی: اگرچه در شناگری استادانی در پیش من وجود دارند، اما تو در این هنر بر همه آنها برتری داری.
نه چو کشتی شکست ای رعنا
شد سباحت وبال در دریا
هوش مصنوعی: ای زیبا، مانند کشتی که شکست خورده است، زیباییات به عذاب و مشکل در دریا تبدیل شده است.
جز ز روی کمال عقل و خرد
سه گز اطلس به نُه درم که خرد؟
هوش مصنوعی: تنها از روی کمال عقل و هوش، سه گز پارچه اطلس که نُه درم قیمت دارد، چه ارزشی دارد؟
نزد آن دل که معدن خردست
همه نیک فلک به جمله بدست
هوش مصنوعی: نزدیک قلبی که منبع عقل و دانش است، تمام خوبیها به دست میآید و همه بدیها از آن دور است.
در دل و جان آنکه هشیارست
بر سر و چشم آنکه بیدارست
هوش مصنوعی: کسی که هوشیار و آگاه است، در دل و جانش روشنی و انرژی وجود دارد، اما کسی که بیدار و آشناتر است، بر سر و چشمانش اثرات آگاهی و بینش نمایان است.
پل بود بر دو سوی آب سره
چون گذشتی ازو چه پل چه دره
هوش مصنوعی: وقتی از این پل که بر روی آب صاف قرار دارد عبور میکنی، دیگر برایت تفاوتی نمیکند که در کدام طرف هستی، چه پل باشد و چه دره.