بخش ۱۱ - در آفرینش جهان
از برای تناهی اندر کرد
عالم جسم گویی آمد گرد
متساوی نهاد چون گویی
متفاوت نه سویی از سویی
هست ممتد جهان و اندر حد
متناهی جهت بود ممتد
بعد از آن در ولایت تصویر
مرتبه نقش دان و نقشپذیر
ز اوّل جان و آخر مرجان
فاعل و منفعل در این دو میان
در سرای صفتپذیر فنا
از پی رفعت قصور و بنا
عقل در بند امر بنشسته
نفس در شوق عقل دل خسته
صورت از بهر مایه اندر بند
نه فلک را به دست هفت کمند
وز درون فلک چهار گهر
همه در بند و خصم یکدیگر
سه موالید از این چهار ارکان
چون نبات و معادن و حیوان
چون نباتی غذای حیوان شد
حیوان هم غذای انسان شد
نطق انسان چو شد غذای ملک
تا بدین روی باز شد به فلک
ورنه در عالم یقین و گمان
خر همان بودی و حکیم همان
نطق زیبا ز خامشی بهتر
ورنه در جان فرامشی بهتر
در سخن دُر ببایدت سفتن
ورنه گُنگی به از سخن گفتن
گنگ اندر حدیث کم آواز
به که بسیار گوی بیهده تاز
کرد عقلت نصیحتی محکم
که نکو گوی باش یا ابکم
گر نصیحت قبول کردی تو
فضل را کی فضول کردی تو
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از برای تناهی اندر کرد
عالم جسم گویی آمد گرد
هوش مصنوعی: به خاطر محدودیتهای موجود در جهان مادی، به نظر میرسد که این عالم جسمانی پدید آمده است.
متساوی نهاد چون گویی
متفاوت نه سویی از سویی
هوش مصنوعی: اگر دو نفر از نظر نهاد و بنیاد یکسان باشند، حتی اگر ظاهراً متفاوت به نظر برسند، در واقع از یک ریشه و یک سمت هستند.
هست ممتد جهان و اندر حد
متناهی جهت بود ممتد
هوش مصنوعی: جهان به گونهای است که هرچند گسترده و بیانتہا به نظر میرسد، اما هنوز در چارچوبی مشخص و محدود قرار دارد که به آن جهت میدهد.
بعد از آن در ولایت تصویر
مرتبه نقش دان و نقشپذیر
هوش مصنوعی: پس از این، در سرزمین وجود، بدان که مرتبهها نقشی دارند و خود نیز نقشپذیر هستند.
ز اوّل جان و آخر مرجان
فاعل و منفعل در این دو میان
هوش مصنوعی: در آغاز زندگی و در پایان آن، وجود و عدم در این دو حالت وجود دارد.
در سرای صفتپذیر فنا
از پی رفعت قصور و بنا
هوش مصنوعی: در دنیای زوال و فانی، به دنبال درجات بالا و ساختن بناها هستیم، اما همه چیز گذراست.
عقل در بند امر بنشسته
نفس در شوق عقل دل خسته
هوش مصنوعی: عقل تحت تأثیر دستورات قرار گرفته و مشغول است، در حالی که نفس با اشتیاق به دنبال خواستهها و آرزوهای خودش میباشد. دل هم از این وضعیت خسته و ناآرام است.
صورت از بهر مایه اندر بند
نه فلک را به دست هفت کمند
هوش مصنوعی: ظاهر انسان برای کمک به مادیات آمده است و نه اینکه آسمان به دست هفت کمند (محدودیتها و مشکلات) گرفتار باشد.
وز درون فلک چهار گهر
همه در بند و خصم یکدیگر
هوش مصنوعی: در آسمان چهار گوهر در درون یکدیگر به بند افتادهاند و هر کدام در حال خصومت با دیگری هستند.
سه موالید از این چهار ارکان
چون نبات و معادن و حیوان
هوش مصنوعی: از این چهار عنصر، سه نوع موجود زنده و طبیعی به وجود میآید: گیاهان، مواد معدنی و موجودات حیوانی.
چون نباتی غذای حیوان شد
حیوان هم غذای انسان شد
هوش مصنوعی: هنگامی که گیاهان به خوراک حیوانات تبدیل شدند، حیوانات نیز به خوراک انسانها تبدیل شدند.
نطق انسان چو شد غذای ملک
تا بدین روی باز شد به فلک
هوش مصنوعی: وقتی کلام انسان به غذا و nourishment برای ملائک تبدیل شد، آنگاه به این دلیل، راهی برای ارتباط با آسمان و عالم بالاتر پیدا کرد.
ورنه در عالم یقین و گمان
خر همان بودی و حکیم همان
هوش مصنوعی: اگر در دنیا فقط بر اساس یقین و گمان عمل میکردیم، در واقع خر همان خر بود و حکیم هم همان حکیم باقی میماند.
نطق زیبا ز خامشی بهتر
ورنه در جان فرامشی بهتر
هوش مصنوعی: صحبت زیبا از سکوت بهتر است، وگرنه فراموشی در جان بهتر است.
در سخن دُر ببایدت سفتن
ورنه گُنگی به از سخن گفتن
هوش مصنوعی: اگر نتوانی زیبا و حکیمانه صحبت کنی، بهتر است که سکوت کنی تا بار گنگی به دوش نداشته باشی.
گنگ اندر حدیث کم آواز
به که بسیار گوی بیهده تاز
هوش مصنوعی: بهتر است در گفتگوها به کم صحبت کردن و مختصر گویی توجه کنیم؛ زیرا سخن زیاد و بیمورد فایدهای ندارد.
کرد عقلت نصیحتی محکم
که نکو گوی باش یا ابکم
هوش مصنوعی: عقلیت به تو توصیهای جدی کرده است که یا به خوبی سخن بگو یا اصلاً سخن مگوی.
گر نصیحت قبول کردی تو
فضل را کی فضول کردی تو
هوش مصنوعی: اگر نصیحت را بپذیری، دیگر چگونه میتوانی خود را بیفایده و بیمعنی بدانی؟