بخش ۴ - در ذکر آنکه پیغمبر ما رحمةً للعالمین است
زحمت آب و گِل در این عالم
رحمتش نام کرده فضل قِدم
قدر شبهای قدر از گل او
نورِ روز قیامت از دل او
حلقهٔ حلقهها به حلقهٔ موی
شحنهٔ شرعها به صفحهٔ روی
رازِ حق پردهٔ محارم او
نفس کل صورت مکارم او
عرش عشقش بر آسمان جلال
اصل و فرعش پُر از فنون کمال
غرض کُن ز حکم در ازل او
اول الفکر و آخر العمل او
بوده اول به خلقت و صورت
و آمده آخر از پی دعوت
بوده در روضهٔ حظیرهٔ انس
مادرش امر و دایه روحالقدس
قد او هرکه از مهی و بهی
سخره کردی به قدّ سرو سهی
لون او ماه را چو گل کردی
بوی او مُشک را خجل کردی
حلق خلق از برای طوق فرش
خلق خلق نسیم خاک درش
فرش نو بارِ فرع او گشته
عرش مغلوب شرع او گشته
منتصب قد چو سرو آزاده
شمسهٔ عقل آدمی زاده
صبح صادق چنو ندیده به راه
آفتابی به زیر گنبد ماه
شرع و دین چار طبع و شش سوی او
عقل و جان گوهر دو گیسوی او
هفده تاموی چون ستاره به باغ
وآنِ دیگر سیاه چون پرِ زاغ
اندران گیسوی سیاه و سپید
دوخته عقل کیسههای امید
کرده همزاد با ازل نسبش
گشته همراز با ابد ادبش
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
زحمت آب و گِل در این عالم
رحمتش نام کرده فضل قِدم
هوش مصنوعی: زحمت کار و تلاش در این دنیا به خاطر رحمت الهی، موجب شده که این نعمت را فضیلت بزرگی به شمار آوریم.
قدر شبهای قدر از گل او
نورِ روز قیامت از دل او
هوش مصنوعی: شبهای قدر به اندازهی ارزشمندی در دل اوست، مانند اینکه نور روز قیامت از وجود او ساطع میشود.
حلقهٔ حلقهها به حلقهٔ موی
شحنهٔ شرعها به صفحهٔ روی
هوش مصنوعی: این عبارت به توصیف زنجیرها و حلقههای مختلفی میپردازد که به طور نمادین به موهای نگهبان شرع و همچنین به ظاهر و چهره او مرتبط است. به نوعی میتوان گفت که اشاره به پیوستگی و زیبایی دارد که در ظاهر و هویت این فرد نمود پیدا میکند.
رازِ حق پردهٔ محارم او
نفس کل صورت مکارم او
هوش مصنوعی: راز حقیقت برای نزدیکان او مستتر است و روح او خود بهیچ صورت مکارم و فضایل او را نمایان میکند.
عرش عشقش بر آسمان جلال
اصل و فرعش پُر از فنون کمال
هوش مصنوعی: عرش عشق او در آسمان عظمت قرار دارد و اصل و فرع آن، سرشار از مهارتها و فضایل کمال است.
غرض کُن ز حکم در ازل او
اول الفکر و آخر العمل او
هوش مصنوعی: هدف از این جمله این است که بگوییم خداوند از ابتدا همه چیز را میدانسته و تفکر او در آغاز همه چیز بوده و کارهای او در پایان نیز بر اساس همان تفکر شکل میگیرد.
بوده اول به خلقت و صورت
و آمده آخر از پی دعوت
هوش مصنوعی: در ابتدا، وجود و شکل خلقت بوده و در انتها به دنبال دعوت و فراخوانی آمده است.
بوده در روضهٔ حظیرهٔ انس
مادرش امر و دایه روحالقدس
هوش مصنوعی: مادرش، که به عنوان مربی و پرستار روحالقدس شناخته میشود، در باغ خوشحالی و آرامش حضور داشته است.
قد او هرکه از مهی و بهی
سخره کردی به قدّ سرو سهی
هوش مصنوعی: هر کس که به زیبایی و ظرافتش بر تو از ماه و ستارهها مینازد، باید بداند که تو به قد و قامت سرو بلند و زیبا میمانی.
لون او ماه را چو گل کردی
بوی او مُشک را خجل کردی
هوش مصنوعی: رنگ چهرهات به زیبایی گل، ماه را تحت تاثیر قرار داده و عطر وجودت، رایحهی مشکی را شرمنده کرده است.
حلق خلق از برای طوق فرش
خلق خلق نسیم خاک درش
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که انسانها به مانند یک زینت برای دنیا هستند و زیبایی و نعمتهای زمین به خاطر وجود آنها در زندگی معنا پیدا میکند. در حقیقت، وجود انسانها به خاک و طبیعت روح میبخشد و حس زیبایی را در آنها ایجاد میکند.
فرش نو بارِ فرع او گشته
عرش مغلوب شرع او گشته
هوش مصنوعی: فرش نو نماد مقام و منزلت او شده و آسمان هم تحت تأثیر قوانین و دستورات او قرار گرفته است.
منتصب قد چو سرو آزاده
شمسهٔ عقل آدمی زاده
هوش مصنوعی: شخصی با قدی بلند و زیبا مانند سرو، به آزادی و روشنفکری انسانها اشاره میکند. عقل انسان مثل نور خورشید است که راه را نشان میدهد.
صبح صادق چنو ندیده به راه
آفتابی به زیر گنبد ماه
هوش مصنوعی: صبح روشن و صادق مانند این است که نوری به روشنی خورشید بر روی زمین تابیده و زیبایی زیر آسمان شب را میپوشاند.
شرع و دین چار طبع و شش سوی او
عقل و جان گوهر دو گیسوی او
هوش مصنوعی: از دیدگاه مذهبی و عقلانی، دین و قوانین شرعی ابعاد مختلفی دارند و عقل و روح انسان مانند دو جنبه زیبا و درخشان در وجود او هستند.
هفده تاموی چون ستاره به باغ
وآنِ دیگر سیاه چون پرِ زاغ
هوش مصنوعی: در باغ، هفده گل زیبا و روشن مانند ستارهها وجود دارد و در طرف دیگر، یک گل تیره و سیاه مانند پر مرغ زاغ دیده میشود.
اندران گیسوی سیاه و سپید
دوخته عقل کیسههای امید
هوش مصنوعی: درون آن موهای سیاه و سفید، عقل مانند کیسههایی از امید را جمع کرده است.
کرده همزاد با ازل نسبش
گشته همراز با ابد ادبش
هوش مصنوعی: او از ازل همزاد و همنسب است و از ابد نیز همراستاست. ادب و আدابش نیز از این دو زمان نشأت گرفته است.