بخش ۳ - اندر کرامت نبوّت
گر ملک دیو شد گه آدم
دیو در عهد او ملک شد هم
هیچ سائل به خُشندی و به خشم
لا در ابروی او ندیده به چشم
نو بیننده درّ گوینده
جز از آن در نجسته جوینده
کفر اشهاد کرده بر مویش
عقل دریوزه کرده از کویش
خاکْ پاشان فلکْ نگار از وی
نیمکاران تمام کار از وی
لب و دندان او به منع و عطا
بوده دندانهٔ کلید سخا
لب او کرده در مسالک ریب
روی دلها سوی دریچهٔ غیب
خلق را او ره صواب دهد
سایه را مایه آفتاب دهد
شرفش بهر قال و قیلی را
دحیه کردست جبرئیلی را
جبرئیل از کرامتش در راه
بر مَلک جمله گشته شاهنشاه
چشم روشن شده ز وی آدم
جان او از چنو پسر خرّم
متفرّد به خطّهٔ ملکوت
متوحّد به عزّت جبروت
طیب ذکرش غذای روح مَلک
طول عمرش مدار دور فلک
قدر او بام آسمان برین
خلق او دام جبرئیل امین
تحفهای بوده از زمان بلند
زاده و زبدهٔ جهان بلند
پدرِ ملکبخش عالم اوست
پسرِ نیکبخت آدم اوست
آدم از وی پسر پدر گشته
وز نجابت ورا پسر گشته
جان او بر پریده ز آب و ز گل
دوست را دیده از دریچهٔ دل
دور کن در زمان فزون ز گُلش
شرق و غرب ازل درون دلش
خلق از او برگفته عزّ و شرف
او چو دُر بود و انبیا چو صدف
بخش ۲ - اندر بدایت کمال نبوّت: آدم و آنکه شمّت جان داشتبخش ۴ - در ذکر آنکه پیغمبر ما رحمةً للعالمین است: زحمت آب و گِل در این عالم
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گر ملک دیو شد گه آدم
دیو در عهد او ملک شد هم
هوش مصنوعی: اگر در زمان آدم، دیو بر زمین حکومت میکرد، در دوران آن فرد، ممکن بود انسانها به دیوانگی و تصرفات نادرست دچار شوند.
هیچ سائل به خُشندی و به خشم
لا در ابروی او ندیده به چشم
هوش مصنوعی: هیچ درخواستکنندهای، چه با شادی و چه با خشم، نتوانسته است که در ابروهای او چیزی غیر از زیبایی ببیند.
نو بیننده درّ گوینده
جز از آن در نجسته جوینده
هوش مصنوعی: اگر کسی تازه به دنیای دانش و سخن آمده باشد، تنها به جستجوی زیباییهایی میپردازد که از سخن گو میبیند و میشنود.
کفر اشهاد کرده بر مویش
عقل دریوزه کرده از کویش
هوش مصنوعی: عقلم به خاطر زیبایی موی او از او درخواست معاینه میکند و به شکافهای بین این موها توجه دارد.
خاکْ پاشان فلکْ نگار از وی
نیمکاران تمام کار از وی
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و تاثیر آسمان بر زمین اشاره شده است. شاعر به ما میگوید که همهی زیباییها و آثار مثبت از آسمان سرچشمه میگیرند و زمین تنها در آغوش زیباییهایی است که از آسمان میبارند. به عبارت دیگر، آسمان خالق اصلی زیباییهاست و زمین تنها بستر آنهاست.
لب و دندان او به منع و عطا
بوده دندانهٔ کلید سخا
هوش مصنوعی: لب و دندان او نشاندهندهی زیبایی و بخشندگیاش است، مانند دندانههای کلیدی که دروازهی بخشش را باز میکند.
لب او کرده در مسالک ریب
روی دلها سوی دریچهٔ غیب
هوش مصنوعی: لب او به گونهای است که در مسیرهای تردید و شک، دلها را به سوی رازهای پنهان و دنیای غیبی میکشاند.
خلق را او ره صواب دهد
سایه را مایه آفتاب دهد
هوش مصنوعی: او به مردم راه درست را نشان میدهد و به سایه هم ارزش و اهمیت میبخشد، مانند اینکه سایه تحت نور آفتاب به وجود میآید.
شرفش بهر قال و قیلی را
دحیه کردست جبرئیلی را
هوش مصنوعی: شرافت و عظمت او به قدری است که گفتار و کلامش را از جبرئیل الهام گرفته است.
جبرئیل از کرامتش در راه
بر مَلک جمله گشته شاهنشاه
هوش مصنوعی: جبرئیل با بزرگواری و رفیعمقامیاش، در مسیرشان، همهی فرشتگان را به فرمانروایی بر زمین برانگیخت.
چشم روشن شده ز وی آدم
جان او از چنو پسر خرّم
هوش مصنوعی: چشمان روشن او به واسطهی وجود آدم، جان او به خاطر این پسر شاداب و خوشحال است.
متفرّد به خطّهٔ ملکوت
متوحّد به عزّت جبروت
هوش مصنوعی: تنها و بینظیر در سرزمین آسمانی، متحد با بزرگوار عظمت و قدرت.
طیب ذکرش غذای روح مَلک
طول عمرش مدار دور فلک
هوش مصنوعی: ذکر خوب او غذا و nourishment روح فرشتگان است و طول عمرش باعث میشود که مدار زمین به دور خودش بچرخد.
قدر او بام آسمان برین
خلق او دام جبرئیل امین
هوش مصنوعی: مقدار و ارزش او به اندازه آسمان است و این انسان برتر از جبرئیل، فرشتهی مامور، میباشد.
تحفهای بوده از زمان بلند
زاده و زبدهٔ جهان بلند
هوش مصنوعی: این جمله به معنای آن است که یک هدیهای از زمانهای دور و از یک شخص برجسته و بافضیلت در دنیای بزرگ و مهمی آمده است.
پدرِ ملکبخش عالم اوست
پسرِ نیکبخت آدم اوست
هوش مصنوعی: پدرِ پادشاهی و سلطنت، همان خداوند است و پسر آدم، که نیکبخت و خوشبخت است، به عنوان نماینده بشر در این دنیا شناخته میشود.
آدم از وی پسر پدر گشته
وز نجابت ورا پسر گشته
هوش مصنوعی: آدم به دلیل شخصیت و نجابتش باید مورد احترامی ویژه قرار گیرد و از او فرزندی به وجود آمده که نشاندهندهی ویژگیهای پدرش است.
جان او بر پریده ز آب و ز گل
دوست را دیده از دریچهٔ دل
هوش مصنوعی: جان او به خاطر دوستش از آب و گل جدا شده و با دلش به معشوق نظر انداخته است.
دور کن در زمان فزون ز گُلش
شرق و غرب ازل درون دلش
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در دنیای پر از تغییرات و تنوع، زیبایی و جذابیت درونی یک فرد میتواند برای او به عنوان یک نیروی محرکه و انگیزه عمل کند، که بر اساس آن میتواند با تمام چالشها و سختیهای زمان خود مقابله کند. در واقع، ارزش واقعی یک فرد در درون اوست و نه در ظواهر یا مکانهای جغرافیایی.
خلق از او برگفته عزّ و شرف
او چو دُر بود و انبیا چو صدف
هوش مصنوعی: مردم به خاطر عِزت و شرافت او خلق شدهاند، آنچنان که گوهرها مانند مروارید در صدف وجود دارند.