گنجور

بخش ۱۲ - اندر ترجیح او بر پیغمبران علیه و علیهم‌السلام

انبیا ز آسمان پیاده شدند
از وساده به سوی ساده شدند
از پی خجلت آدم از دل و جان
بر درت ربّنا ظلمنا خوان
نوح در حصن عصمتت جسته
روح در چاکری کمر بسته
تاج بر سر نهاده میکائیل
غاشیه بر کتف نهاده خلیل
موسی سوخته بر آذرِ تو
اَرَنی گوی گشته بر درِ تو
با ثنای تو عقد بسته به هم
در عزب خانه عیسی مریم
با طبق روح قدس و روح امین
منتظر مانده بر یسار و یمین
برگرفته ز عرش پردهٔ نور
بر دهان مانده نای خواجهٔ صور
رفعت ادریس از ثنای تو یافت
سدره جبریل از برای تو یافت
خضر آتش به باد سینه سپرد
آب حیوان ز خاکپای تو برد
بسته بودی نقاب درویشی
چون گشادی تو قفل در پیشی
شرف قاب از آن نقاب فزود
رفعت عرش زینت تو ربود
جان روحانیان دل تو بدید
دیده بر سر نهاد و پیش کشید
اهل هفت آسمان نهان مانده
سرِ انگشت در دهان مانده
هشت در چار طبع بی‌فریاد
بر صهیب و بلال تو بگشاد
هفت در مهر کرده همت تو
بر دل عاصیان امّتِِ تو
روی روحانیان سوی درِ تست
کامشب آیین عرض لشکر تست
شده از بویهٔ رخت ذوالنون
آمد از بطن حوت و بحر برون
همه از مقصد وصال تو بود
همه از مشهد جمال تو بود
صالح و لوط و هود منتظرند
حال پرسان ز یوشع و خضرند
هست داود قاری خوانت
جمله اصحاب کهف مهمانت
هست لقمان به درگهت برپای
چون سلیمان ترا وکیل سرای
پسر آزرست فرش افکن
پسر مریم است مقرعه زن
ایستاده ملک یمین و یسار
با طبقهای نور بهر نثار
چشم روشن بروی تست اسحاق
چون سماعیل شهره در آفاق
شده یعقوب مستمند و ضریر
از قدون تو تیزبین و بصیر
یوسف اندر ره تو استاده
ابن یامین بره فرستاده
انتظار تو کرده پیر شعیب
رفته اندر درون پردهٔ غیب
چرخها را لقب زمین دادند
اختران نور بهر دین دادند
از زمان آمدند بهر ثنات
جمعه و بیض و قدر و عید و برات
وز مکان آمدند قدها خم
مکه و یثرب و حری و حرم
منتظر مانده در سرای قرار
طبق آسمان و دست نثار
نقل ارواح گشته نقل از تو
تخته از سر گرفته عقل از تو
لیکن از روزه ساخت بهر یقین
امتت را ز بهر سنّت دین
صورتت دید مرد بینا دین
هوس از سر گرفت هوش و یقین
نفس کل آب رانده در جویت
عقل کل خاک گشته در کویت
فلک آورده بهر مهمانی
برّه و گاو را به قربانی
آمده دست آسمان در کار
گشته انجم گسل ز بهر نثار
ریخته عرش زیر پای تو در
ز آسمانها طبق طبق گوهر
قبه بر فرق آفتاب زده
راه را جبرئیل آب زده
زحل و مشتری سیم مریخ
کرده خاک درِ ترا تاریخ
شمس با زهره رامش افزایان
درگهت را به زینت آرایان
تیر باریک فهم دوراندیش
با قمر بر درت شده درویش
هفت سیاره و دوازده برج
شده نام ترا خزانه و دُرج
لم تعبد کلاه کون و فساد
لیس یغنی قبای عید معاد
رب هب‌لی بنای ملک ابد
نقد لاینبغی نظر به جدد
کرده یاسین عاقبت حاصل
امر قل لن یصیبنا بر دل
اتق‌الله نقاب روی عمل
لاتخافوا خطاب دست امل
انظروا کیف مسرف الانذار
واذکروا اذ معرف‌الاسرار
اهبطوا امر آمد از قرآن
پاسخش ربنا ظلمنا خوان
انّ شرّالدواب مختصران
اهل حُسن المَآب معتبران
یوم نطوی السماء برید وفا
یوم لا تملِک ابتدای شفا
واعبدوا ربکم ورا رهبر
وافعلوا الخیر رهنمای ظفر
وجزاهم قبای جمع بقا
وسقاهم شفای اهل شقا
استعینوا پناهگاه جَنان
لاتمیلوا به شاهراه جنان
تخرِج الحیّ رایت قدرت
تولج اللیل رایت فطرت
قوّت جان قافیه قل هو
مرهم عقل میم ماترکوا
اندر آن قاف قیل و قالی نه
واندران میم میل و مالی نه
واذکرونی قوام ذات و خرد
واعبدونی مقام داد و ستد
زده صدره یحبّهم خرگه
در سراپردهٔ یحبّونه
لام لاتقنطوا لواء فرج
الف احسنوا جزاء حرج
دیدم آن پیشوای عالم را
گهر کان فیض آدم را
خضر و موسی به پیشگاهش در
لوح تعلیم برگرفته به بر
دولتش برده زُهره را زَهره
دهر را بستده ز کف مهره
کرده تقدیر اسب قدرش زین
غاشیه بر به کتف روح امین
صدر او صدر ملک استغنا
قاب قوسین قلبش او اَدنی
از لعمرک کلاه تشریفش
قم فانذر قبای تکلیفش
صابرین بر یمین ایمانش
صادقین بر زه گریبانش
قانتین بر نثار ایثارش
منفقین بر طراز دستارش
نقد مستغفرین فراوانش
در بُن جیب و چاک دامانش
مرکب اقتدار کرده به زین
بر در دین برای یوم‌الدین
جان درآویخته ز فتراکش
عقل و جان زاده بر سر خاکش
عقل داند که جان چه می‌گوید
عقل خواند هرآنچه جان گوید
گفتم ای نقش خاتمت صورت
واسطهٔ عقد گردن دولت
نکتهٔ مختصر بفرمایی
منهج روی راست بنمایی
گفت از بهر قوت و قوّت جان
وز نُبی اَمن الرّسول بخوان
لن تنالوا پی نظام انام
لاتعولوا پی حلال و حرام
این همه طمطراق بهر چراست
این برون از خیال و خاطر ماست
ظاهرش آن نماید از درِ دل
کین گُل دل که بردمید از گِل
گفته در گوشش اختیار ازل
بی رطبهاء علم و خار عمل
کای شهنشه دین نشیب مجاز
فر آزت فزود سر به فراز
تو دری کاخ و بام عالم را
تو سری تخم و نسل آدم را
تا زند خنده ز آسمان یقین
صبح ایمان به سوی مشرق دین
راست گوای سپهر پر تگ و تاز
وی جهان خموش پر آواز
کی توان زد ز روی زحمت و بیم
این چنین نوبتی به زیر گلیم
تا زبان زمانه او را گفت
کی ز بهر تو آشکار و نهفت
چه کنی با نقاب عالم خس
نور رخسار تو نقاب تو بس
کافری گشته از قدوم تو دین
کفر یکسر فرو شده به زمین
دین و کفر از تو موسی و قارون
دین برون کفر در شده به درون
مغز پر جان همی کند مویت
کوی پر گل همی کند رویت
از تو و آنِ تست گوش بشر
چه عجب زانکه هست گوش از سر
خانهٔ پنج در که جان دارد
از پی چون تو میهمان دارد
ز امر تو متفق چهار امیر
مرکز و اخضر و هوا و اثیر
بر نه‌ای شاه عالم و آدم
داغ بر رانِ اشهب و ادهم
ادهم و اشهب از برای تو است
آن سرا وین سرا سرای تو است
ز اقتلوا المُشرکین کمر بربند
زین لَکُم دینکم ولی دین چند
گردن و پشت مشرکان بشکن
بیخ کفر از بُن جهان برکن
تیغ را لعل کن به خون عدو
مهتری چون شوی زبون عدو
از تو ایزد کجا پسند کند
انتظار تو دهر چند کند
قحط دین است برگشای نقاب
میزبانیش کن به فتح‌الباب
در بیابان فرو خرام از پل
آبها مل کن و مغیلان گل
کوه سُنب از خدنگ قاف شکاف
چرخ دوز از سنان ناوک لاف
شرک پادار شد هلاکش کن
کعبه بتخانه گشت پاکش کن
مر علی را تو این عمل فرمای
تا نهد بر عزیز کتف پای تو پای
کعبه از بت بجمله پاک کند
مشرکان را همه هلاک کند
متحلی کن از برای سرور
دو جهان را چو گوش و گردن حور
که تو چون گفتی از ره فرمان
مردهٔ جهل در پذیرد جان
زانکه در خدمت دم آدم
جان و فرمان روند هر دو به هم
هر عروسی که مادر کن زاد
همتش جمله را تبرا داد
یافت زان پس هزارگونه فتوح
جانش بی‌زحمت سفارت روح
هرکه گفتی ثناش را احسنت
صدق گفتی بدو که للّٰه انت
زو گرفتند قوت و پیرایه
خرد و جان و صورت و مایه

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

انبیا ز آسمان پیاده شدند
از وساده به سوی ساده شدند
هوش مصنوعی: پیامبران از آسمان فرود آمدند و از زندگی مرفه و راحت خود دست کشیدند و به زندگی ساده و بی‌تکلف روی آوردند.
از پی خجلت آدم از دل و جان
بر درت ربّنا ظلمنا خوان
هوش مصنوعی: آدم به خاطر شرمندگی‌اش از تو، با دل و جان از درگاهت کمک می‌طلبد و می‌گوید: "پروردگارا، ما در حق خود ظلم کردیم."
نوح در حصن عصمتت جسته
روح در چاکری کمر بسته
هوش مصنوعی: نوح در پناه ایمنی تو پناه گرفته و روح در خدمت تو آماده است.
تاج بر سر نهاده میکائیل
غاشیه بر کتف نهاده خلیل
هوش مصنوعی: در این تصویر، میکائیل با تاجی بر سر و خلیل (ابراهیم) با پوششی بر دوش، به تصویر کشیده شده‌اند. این توصیف نشان‌دهنده مقام و عظمت این شخصیت‌ها در فرهنگ و دین است.
موسی سوخته بر آذرِ تو
اَرَنی گوی گشته بر درِ تو
هوش مصنوعی: موسى که در آتش عشق تو سوخته، اکنون در حضور تو، مانند گویى است که به دور در تو می‌چرخد.
با ثنای تو عقد بسته به هم
در عزب خانه عیسی مریم
هوش مصنوعی: با ستایش تو، پیوندی شکل گرفته است در خانه‌ی خالی از همسر مریم، مادر عیسی.
با طبق روح قدس و روح امین
منتظر مانده بر یسار و یمین
هوش مصنوعی: با حمایت روح القدس و روح راستین، در انتظار مانده در دو طرف.
برگرفته ز عرش پردهٔ نور
بر دهان مانده نای خواجهٔ صور
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن زیبایی و جلال الهی می‌پردازد. به نوعی نشان می‌دهد که نور و روشناییِ ناشی از عرش الهی بر روی دنیا و انسان‌ها تأثیرگذار است. نای خواجهٔ صور، که به معنای سازنده و هنرمند در عرصهٔ هنر و زیبایی است، در این فضا به نظر می‌رسد که تحت تأثیر آن نور و جلا قرار گرفته و در انتظار است تا نوا و شعری از خود بیرون آورد. در کل، این بیت حس شگفتی و عظمتی را در ارتباط با زیبایی‌های الهی و هنری منتقل می‌کند.
رفعت ادریس از ثنای تو یافت
سدره جبریل از برای تو یافت
هوش مصنوعی: ادریس به خاطر ستایش تو به مقام بلندی رسید و جبریل نیز به خاطر تو به مرتبه فوق‌العاده‌ای نائل شد.
خضر آتش به باد سینه سپرد
آب حیوان ز خاکپای تو برد
هوش مصنوعی: خضر، نگهدار زندگی، عشق و امید را با دلی پرشور به باد سپرد و آب حیات را از خاک پای تو برداشت.
بسته بودی نقاب درویشی
چون گشادی تو قفل در پیشی
هوش مصنوعی: تو در لباس درویشی پنهان بودی، اما وقتی نقابت را کنار زدی، به وضوح همانند کلیدی هستی که در را به راحتی باز می‌کند.
شرف قاب از آن نقاب فزود
رفعت عرش زینت تو ربود
هوش مصنوعی: شرف قاب از آن نقاب فزود یعنی زیبایی و ارزش شخصیت شما، نمایی شگفت‌انگیز دارد. و رفعت عرش زینت تو ربود به این معناست که عظمت و شکوه جایگاه شما، حتی زیبایی آسمان‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
جان روحانیان دل تو بدید
دیده بر سر نهاد و پیش کشید
هوش مصنوعی: روحانیان جان تو را دیدند و با احترام بر سر نهادند و تقدیم کردند.
اهل هفت آسمان نهان مانده
سرِ انگشت در دهان مانده
هوش مصنوعی: مردم و موجودات آسمانی، قدرت و عظمت خود را از دست داده‌اند و همچون انگشتی در دهان سرگردان مانده‌اند. آنان به نوعی به تماشای اوضاع نشسته‌اند و در حال تردید و ضعف به سر می‌برند.
هشت در چار طبع بی‌فریاد
بر صهیب و بلال تو بگشاد
هوش مصنوعی: هشت در چهار گوشه‌ی طبیعت بدون هیچ سر و صدایی، در را به روی صهیب و بلال باز کرد.
هفت در مهر کرده همت تو
بر دل عاصیان امّتِِ تو
هوش مصنوعی: همت تو بر دل‌های گناهکاران این قوم، تأثیر زیادی گذاشته است.
روی روحانیان سوی درِ تست
کامشب آیین عرض لشکر تست
هوش مصنوعی: امشب، روحانیان به سوی در تو آمده‌اند و می‌خواهند تو را معرفی کنند؛ آن‌ها مثل یک لشکر در مقابل تو قرار گرفته‌اند.
شده از بویهٔ رخت ذوالنون
آمد از بطن حوت و بحر برون
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت وجود تو به وجود آمده، همان‌طور که ذوالنون از شکم ماهی و از عمق دریا به بیرون آمده است.
همه از مقصد وصال تو بود
همه از مشهد جمال تو بود
هوش مصنوعی: همه چیز به خاطر نزدیکی و وصالت تو بود و همه چیز از زیبایی و جمال تو نشأت می‌گرفت.
صالح و لوط و هود منتظرند
حال پرسان ز یوشع و خضرند
هوش مصنوعی: صالح و لوط و هود در انتظار اوضاع هستند و در حال پرس‌وجو از یوشع و خضر هستند.
هست داود قاری خوانت
جمله اصحاب کهف مهمانت
هوش مصنوعی: داود قاری مانند یک معلم است که خواندن را به دیگران یاد می‌دهد و به محفل دوستانش مانند افرادی که در غار (اصحاب کهف) بودند، خوش آمد می‌گوید.
هست لقمان به درگهت برپای
چون سلیمان ترا وکیل سرای
هوش مصنوعی: لقمان در آستانه‌ی تو ایستاده مانند سلیمان، تو وکیل و سرپرست این خانه هستی.
پسر آزرست فرش افکن
پسر مریم است مقرعه زن
هوش مصنوعی: پسر آذر، فرش را پهن می‌کند و پسر مریم قرعه‌کشی می‌کند.
ایستاده ملک یمین و یسار
با طبقهای نور بهر نثار
هوش مصنوعی: فرشتگان در دو طرف، با سینی‌های پر از نور آماده‌اند تا برکت و نعمت را نثار کنند.
چشم روشن بروی تست اسحاق
چون سماعیل شهره در آفاق
هوش مصنوعی: چشمانت مانند روشنایی است و وجودت به اندازه‌ای درخشان و مشهور است که همچون اسماعیل در جهان شناخته شده‌ای.
شده یعقوب مستمند و ضریر
از قدون تو تیزبین و بصیر
هوش مصنوعی: یعقوب، پدرش، به علت دوری و جدایی از فرزندانش، بی‌پنا و نابینا شده است، در حالی که تو به خاطر بینش و دقت نظر خود، توجه و بصیرت خاصی داری.
یوسف اندر ره تو استاده
ابن یامین بره فرستاده
هوش مصنوعی: یوسف در انتظار تو ایستاده است و ابن یامین بره را به سمت تو فرستاده است.
انتظار تو کرده پیر شعیب
رفته اندر درون پردهٔ غیب
هوش مصنوعی: پیر شعیب در انتظار تو است و اکنون در عمق عالم غیب به سر می‌برد.
چرخها را لقب زمین دادند
اختران نور بهر دین دادند
هوش مصنوعی: چرخ‌ها را به نام زمین نامیدند و ستاره‌ها نور و روشنایی برای دین قرار دادند.
از زمان آمدند بهر ثنات
جمعه و بیض و قدر و عید و برات
هوش مصنوعی: در روزهای خاصی از سال، مانند جمعه‌ها، اعیاد و جشن‌ها، افرادی به منظور تقدیر و ستایش گرد هم می‌آیند.
وز مکان آمدند قدها خم
مکه و یثرب و حری و حرم
هوش مصنوعی: از جاهای مختلف، قدهایی به مکه و یثرب و حری و حرم می‌آیند.
منتظر مانده در سرای قرار
طبق آسمان و دست نثار
هوش مصنوعی: در مکانی که انتظار می‌کشی و به امید رسیدن به هدفی خاص نشسته‌ای، آسمان را می‌نگری و دستانت را برای دعا و طلب خیر به سوی بالا دراز کرده‌ای.
نقل ارواح گشته نقل از تو
تخته از سر گرفته عقل از تو
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که روح‌ها و احساسات به نوعی به تو مرتبط هستند و فهم و درک عقل از وجود تو نشأت می‌گیرد. به عبارت دیگر، وجود تو بر احساسات و عقل دیگران تأثیر می‌گذارد و به نوعی ارتباط عمیقی با آنها دارد.
لیکن از روزه ساخت بهر یقین
امتت را ز بهر سنّت دین
هوش مصنوعی: اما از روزه، به خاطر یقین، برای امتت سنت دین را برپا ساخت.
صورتت دید مرد بینا دین
هوس از سر گرفت هوش و یقین
هوش مصنوعی: چهره‌ات چنان زیباست که بیننده‌اش را به خود جذب می‌کند و دلبستگی و عشق را در او زنده می‌کند، به‌طوری که از افکار و باورهای قبلی‌اش دور می‌افتد.
نفس کل آب رانده در جویت
عقل کل خاک گشته در کویت
هوش مصنوعی: تمام آب‌ها که در جوی تو جاری است، به خاطر عقل و درک برتر توست و تمام خاک‌ها که در مسیر تو هستند، به خاطر وجود تو و ارزشمندی‌ات در این دنیا است.
فلک آورده بهر مهمانی
برّه و گاو را به قربانی
هوش مصنوعی: آسمان برای مهمانی، بره و گاو را برای قربانی آورده است.
آمده دست آسمان در کار
گشته انجم گسل ز بهر نثار
هوش مصنوعی: دست آسمان به کار آمده و کهکشان‌ها به خاطر بخشش و نیکوکاری در حال حرکت‌اند.
ریخته عرش زیر پای تو در
ز آسمانها طبق طبق گوهر
هوش مصنوعی: عرش آسمان به خاطر وجود تو به زمین آمده و به صورت طبق‌های گرانبها زیر پاهایت قرار گرفته است.
قبه بر فرق آفتاب زده
راه را جبرئیل آب زده
هوش مصنوعی: گنبدی بر سر آفتاب قرار گرفته و جبرئیل مسیر را با آب سیراب کرده است.
زحل و مشتری سیم مریخ
کرده خاک درِ ترا تاریخ
هوش مصنوعی: زحل و مشتری و مریخ بر روی خاک تو مشغول فعالیت و تأثیرگذاری هستند و این نشانه‌ها نشان‌دهنده تاریخ و گذشته تو هستند.
شمس با زهره رامش افزایان
درگهت را به زینت آرایان
هوش مصنوعی: شمس و زهره، نوازندگان خوشنوا، درگاه تو را با زیبایی و زینت آراسته‌اند.
تیر باریک فهم دوراندیش
با قمر بر درت شده درویش
هوش مصنوعی: فهم عمیق و زیرکی که مانند تیر باریک روان است، به همراه زیبایی و دقت، به در خانه‌ات آمده و درویش‌وار به تو احترام می‌گذارد.
هفت سیاره و دوازده برج
شده نام ترا خزانه و دُرج
هوش مصنوعی: هفت سیاره و دوازده برج، نام تو را به عنوان گنجینه و مخزن معرفی کرده‌اند.
لم تعبد کلاه کون و فساد
لیس یغنی قبای عید معاد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هیچ‌کس نمی‌تواند از ظواهر و زیبایی‌های دنیوی بهره‌برداری کند، زیرا در نهایت، این ظاهر و زرق و برق نمی‌تواند انسان را از عواقب و واقعیت‌های ناشی از رفتارهایش در روز قیامت نجات دهد. در واقع، آنچه که مهم است، اعمال و نیت‌ها هستند و نه فقط زیبایی‌های فریبنده دنیا.
رب هب‌لی بنای ملک ابد
نقد لاینبغی نظر به جدد
هوش مصنوعی: پروردگارا، به من ساختمانی بده که پادشاهی ابدی باشد و نیازی به تغییر نداشته باشد.
کرده یاسین عاقبت حاصل
امر قل لن یصیبنا بر دل
هوش مصنوعی: یاسین در نهایت به دستاوردی رسید که گفت: هیچ چیز به ما لطمه نخواهد زد.
اتق‌الله نقاب روی عمل
لاتخافوا خطاب دست امل
هوش مصنوعی: از خدا پرهیز کن و زشتی‌های اعمال خود را پنهان نکن. نترس از زخم زبان‌ها و انتقاداتی که به خاطر آرزوها و آمالت با آنها روبرو می‌شوی.
انظروا کیف مسرف الانذار
واذکروا اذ معرف‌الاسرار
هوش مصنوعی: بنابراین، به دقت نگاه کنید که چطور هشدارها به فرم افراطی بیان می‌شوند و به یاد بیاورید زمانی که اسرار را درک کردید.
اهبطوا امر آمد از قرآن
پاسخش ربنا ظلمنا خوان
هوش مصنوعی: فرود آیید، پیامی از قرآن آمده است که در آن می‌خوانیم: پروردگارا، به ما ظلم کرده‌ایم.
انّ شرّالدواب مختصران
اهل حُسن المَآب معتبران
هوش مصنوعی: بدترین موجودات، کسانی هستند که در ظاهر زیبا و آراسته‌اند، اما از نظر رفتار و اخلاق قابل اعتماد نیستند.
یوم نطوی السماء برید وفا
یوم لا تملِک ابتدای شفا
هوش مصنوعی: در روزی که آسمان را مانند کاغذ تا می‌زنیم و در آن روز، هیچ کسی نمی‌تواند آغاز برکت یا رحمت را بگیرد.
واعبدوا ربکم ورا رهبر
وافعلوا الخیر رهنمای ظفر
هوش مصنوعی: خدای خود را پرستش کنید و از رهبر خود پیروی نمایید و کارهای نیک انجام دهید تا به موفقیت برسید.
وجزاهم قبای جمع بقا
وسقاهم شفای اهل شقا
هوش مصنوعی: آنان را پاداشی شایسته دادند و به آنان جام‌های زندگانی عطا کردند که موجب بهبودی رنجوران و بدبختان شد.
استعینوا پناهگاه جَنان
لاتمیلوا به شاهراه جنان
هوش مصنوعی: از پناهگاه بهشتی کمک بگیرید و به راه مستقیم بهشت نروید.
تخرِج الحیّ رایت قدرت
تولج اللیل رایت فطرت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زندگی تجلی قدرت و استعداد خالق است و شب، نماد رازها و ناشناخته‌ها می‌باشد که در آن طبیعت و فطرت به نمایش گذاشته می‌شود. به عبارتی، هر چیزی که در زندگی وجود دارد نشان‌دهنده‌ی توانایی‌های خالق است و شب به عنوان زمان تفکر و مشاهده‌ی عمیق‌تر فطرت عمل می‌کند.
قوّت جان قافیه قل هو
مرهم عقل میم ماترکوا
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به قدرت روح و فکر اشاره دارد و نشان می‌دهد که چگونه عقل می‌تواند در مقابل مشکلات و چالش‌ها، تسلی و آرامش بخش باشد. همچنین، به اهمیت استفاده از کلمات و قافیه‌ها در انتقال احساسات و معنا اشاره شده است. در واقع، عقل و تفکر می‌توانند به عنوان دارویی برای دردها و رنج‌ها عمل کنند.
اندر آن قاف قیل و قالی نه
واندران میم میل و مالی نه
هوش مصنوعی: در آنجا بحث و جدل و گفتگوهای بی‌پایان وجود دارد و حکایت از آنچه که در دل‌ها و خواسته‌های مردم نهفته است، خبری نیست.
واذکرونی قوام ذات و خرد
واعبدونی مقام داد و ستد
هوش مصنوعی: به یاد من باشید که پایداری و خرد شما در وجودتان نهفته است و مرا پرستش کنید تا در جایگاه انصاف و تبادل عدالت قرار گیرید.
زده صدره یحبّهم خرگه
در سراپردهٔ یحبّونه
هوش مصنوعی: دوستداران او به دل و جان عاشق او هستند و او نیز آن‌ها را در آغوش می‌کشد.
لام لاتقنطوا لواء فرج
الف احسنوا جزاء حرج
هوش مصنوعی: نگران نباشید و ناامید نشوید، زیرا پرچم امید در برابر مشکلات برافراشته است. پس در برابر سختی‌ها با نیکوکاری و عمل خوب رفتار کنید تا پاداش شما بهتر شود.
دیدم آن پیشوای عالم را
گهر کان فیض آدم را
هوش مصنوعی: دیدم آن رهبر و سرآمد جهانیان را که حقیقت و نعمت وجود آدم از اوست.
خضر و موسی به پیشگاهش در
لوح تعلیم برگرفته به بر
هوش مصنوعی: خضر و موسی در برابر او درسی آموخته‌اند که در دل لوحی نگاشته شده است.
دولتش برده زُهره را زَهره
دهر را بستده ز کف مهره
هوش مصنوعی: دولت یا خوشبختی‌اش آنچنان او را متأثر کرده که دیگر جان و روحش از شادی پر شده و تمام نعمت‌هایش را تحت کنترل دارد.
کرده تقدیر اسب قدرش زین
غاشیه بر به کتف روح امین
هوش مصنوعی: تقدیر و سرنوشت، شجاعت و قدرت را به مانند زین اسب بر دوش فردی قرار داده است که روحش قابل اعتماد و مطمئن است.
صدر او صدر ملک استغنا
قاب قوسین قلبش او اَدنی
هوش مصنوعی: صدر او، بالاترین مقام و جایگاه ثروت و بی‌نیازی است، و دلش در نزدیکی و نزدیکی به حقیقت و کمال قرار دارد.
از لعمرک کلاه تشریفش
قم فانذر قبای تکلیفش
هوش مصنوعی: به خاطر عمر تو، کلاهی را که بر سر دارد می‌خواهم، بنابراین بایستی از لباس مسئولیتش آگاه شوم.
صابرین بر یمین ایمانش
صادقین بر زه گریبانش
هوش مصنوعی: صبرکنندگان در جانب راست ایمان او و راستگویان در زیر چادر او هستند.
قانتین بر نثار ایثارش
منفقین بر طراز دستارش
هوش مصنوعی: این بیت به تجلیل و ستایش افرادی می‌پردازد که در کار نیک و ایثار پیشگام هستند. سخن از افرادی است که با فداکاری و بخشش خود، در میان دیگران می‌درخشند و به عنوان الگوهایی برای دیگران به حساب می‌آیند. آن‌ها با افتخار و خوش‌نیتی، دارایی‌های خود را برای کمک به دیگران خرج می‌کنند و در حقیقت نشانه‌هایی از سخاوت و نوع‌دوستی را به نمایش می‌گذارند.
نقد مستغفرین فراوانش
در بُن جیب و چاک دامانش
هوش مصنوعی: بسیاری از کسانی که اهل توبه و طلب آمرزش هستند، در زیر لباس خود و در جیب‌هایشان به اندازه کافی خوبی و عمل صالح دارند.
مرکب اقتدار کرده به زین
بر در دین برای یوم‌الدین
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن یک اسب سوار و آماده برای نبرد یا روز مهمی اشاره دارد. اسب به خاطر قدرت و شجاعتش بر زین نشسته و به سمتی روانه است که نشان‌دهنده آمادگی برای یک رویداد تعیین‌کننده در عرصه دین یا دیانت است.
جان درآویخته ز فتراکش
عقل و جان زاده بر سر خاکش
هوش مصنوعی: جان در خطر است و به خاطر وسوسه‌های عقل با او درگیری دارد، در حالی که روح و وجود او بر زمین قرار دارد.
عقل داند که جان چه می‌گوید
عقل خواند هرآنچه جان گوید
هوش مصنوعی: عقل می‌داند که روح چه احساسی دارد و همیشه به آنچه که روح می‌گوید توجه می‌کند.
گفتم ای نقش خاتمت صورت
واسطهٔ عقد گردن دولت
هوش مصنوعی: گفتم ای نشانه‌ی پایانی تو، صورت رابط در عقد و پیوند قدرت.
نکتهٔ مختصر بفرمایی
منهج روی راست بنمایی
هوش مصنوعی: لطفاً نکته‌ای را به طور خلاصه بیان کن و راه درست را برای من مشخص کن.
گفت از بهر قوت و قوّت جان
وز نُبی اَمن الرّسول بخوان
هوش مصنوعی: با این هدف که نیرو و قوت روح را به دست آورم، آیه‌ای از پیامبر را بخوان.
لن تنالوا پی نظام انام
لاتعولوا پی حلال و حرام
هوش مصنوعی: شما به رونق و خوبی زندگی دست نخواهید یافت اگر به مسائل حلال و حرام توجه نکنید.
این همه طمطراق بهر چراست
این برون از خیال و خاطر ماست
هوش مصنوعی: این همه زرق و برق و تشریفات برای چه کار است؟ این مسائل، خارج از ذهن و یاد ما هستند.
ظاهرش آن نماید از درِ دل
کین گُل دل که بردمید از گِل
هوش مصنوعی: ظاهر این گل، که از دل پر از عشق و محبت من رشد کرده، نشان‌دهنده زیبایی و طراوتی است که از دل من نشأت می‌گیرد.
گفته در گوشش اختیار ازل
بی رطبهاء علم و خار عمل
هوش مصنوعی: در اینجا به معنای این است که از ابتدا و به طور طبیعی، اختیار و انتخاب به او داده شده است، بدون اینکه تحت تأثیر علم و دانشی خاص یا عملکردی خاص قرار گیرد. این بیان به بی‌نیازی از عوامل بیرونی و تأکید بر وجود آزادگی و اختیار در ذات انسان اشاره دارد.
کای شهنشه دین نشیب مجاز
فر آزت فزود سر به فراز
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ و فرمانروا، که مقام تو در دین و دیانت بالا است، از مزایای خود بهره‌مند شده‌ای و در فکر بالاتر رفتن و رسیدن به درجات عالی‌تری هستی.
تو دری کاخ و بام عالم را
تو سری تخم و نسل آدم را
هوش مصنوعی: تو مانند دری هستی که به کاخ جهان منتهی می‌شود و بر فراز آن، دارای جایگاه و مقام والایی هستی. تو ریشه و اصل نسل بشر نیز به شمار می‌ روی.
تا زند خنده ز آسمان یقین
صبح ایمان به سوی مشرق دین
هوش مصنوعی: به نظر می‌رسد که صبح ایمان و یقین از آسمان می‌خندد و این نور امید به سمت شرق دین در حال حرکت است.
راست گوای سپهر پر تگ و تاز
وی جهان خموش پر آواز
هوش مصنوعی: زندگی در جهان پر از تغییر و حرکت، گویای حقیقت است و در عین حال، جهانی ساکت و بدون صدا وجود دارد.
کی توان زد ز روی زحمت و بیم
این چنین نوبتی به زیر گلیم
هوش مصنوعی: کی می‌تواند از روی زحمت و نگرانی به این راحتی گذشته و زیر گلیم برود؟
تا زبان زمانه او را گفت
کی ز بهر تو آشکار و نهفت
هوش مصنوعی: زمانه به او می‌گوید که چه زمانی به خاطر تو چیزهایی را آشکار و چه زمانی را پنهان کرده است.
چه کنی با نقاب عالم خس
نور رخسار تو نقاب تو بس
هوش مصنوعی: چه کار می‌توانی بکنی با نقاب دنیا، در حالی که زیبایی چهره‌ات از آن نقاب هم بیشتر است؟
کافری گشته از قدوم تو دین
کفر یکسر فرو شده به زمین
هوش مصنوعی: به خاطر حضور تو، کفر و بی‌ایمانی در همه جا گسترش یافته و دین و ایمان کاملاً به زیر افتاده است.
دین و کفر از تو موسی و قارون
دین برون کفر در شده به درون
هوش مصنوعی: مفهوم این بیت به این صورت است که دین و کفر به نوعی از وجود انسان سرچشمه می‌گیرند. به عبارتی، ایمان و نفاق در درون هر فرد وجود دارد، و نه تنها در جنبه‌های ظاهری بلکه در عمق وجود انسان نیز تأثیرگذارند. موسی و قارون به عنوان نمادهای ایمان و کفر معرفی شده‌اند و به این نکته اشاره می‌شود که در واقعیت، این دو جنبه در درون هر فرد وجود دارند.
مغز پر جان همی کند مویت
کوی پر گل همی کند رویت
هوش مصنوعی: مغز من پر از زندگی و جان است و موهای تو همچون کویی پر از گل، زیبایی و جذابیت چهره‌ات را نمایان می‌کند.
از تو و آنِ تست گوش بشر
چه عجب زانکه هست گوش از سر
هوش مصنوعی: در اینجا بیان می‌شود که گوش انسان تحت تأثیر حرف‌ها و نغمه‌های تو و آنچه که تو ارائه می‌دهی قرار دارد. این به نوعی نشان می‌دهد که گوش انسان در حقیقت از سر او نشأت می‌گیرد و به همین دلیل از آنچه که تو بیان می‌کنی تأثیر می‌پذیرد.
خانهٔ پنج در که جان دارد
از پی چون تو میهمان دارد
هوش مصنوعی: خانه‌ای با پنج در که روح و زندگی دارد، برای پذیرایی از مهمانانی چون تو آماده است.
ز امر تو متفق چهار امیر
مرکز و اخضر و هوا و اثیر
هوش مصنوعی: از دستور تو، چهار فرمانروای مهم به توافق رسیدند: مرکز، سبز، هوا و فضا.
بر نه‌ای شاه عالم و آدم
داغ بر رانِ اشهب و ادهم
هوش مصنوعی: ای تو که شاه جهانی و انسان‌ها، بر روی ران اسب‌های سفید و سیاه علامت داغی بینداز.
ادهم و اشهب از برای تو است
آن سرا وین سرا سرای تو است
هوش مصنوعی: خانه‌ای که سیاه و سفید است برای تو ساخته شده و این خانه، منزلگاه توست.
ز اقتلوا المُشرکین کمر بربند
زین لَکُم دینکم ولی دین چند
هوش مصنوعی: شما با عزم و اراده، آماده‌ی مبارزه با مشرکان باشید، زیرا دین شما در این کار ویژگی‌های خاص خود را دارد، اما دیگر ادیان به وضوح مشخص نیستند.
گردن و پشت مشرکان بشکن
بیخ کفر از بُن جهان برکن
هوش مصنوعی: گردن و پشت مخالفان را بشکن و ریشه‌های کفر را از بنیاد برکن.
تیغ را لعل کن به خون عدو
مهتری چون شوی زبون عدو
هوش مصنوعی: با سلاح و قدرتی که در دست داری، می‌توانی دشمن را به شدت ضربه بزنی؛ اما وقتی که ضعیف شوی، باید به فکر جبران و حل مشکلات خود باشی.
از تو ایزد کجا پسند کند
انتظار تو دهر چند کند
هوش مصنوعی: خدای تو چگونه می‌تواند انتظار تو را بپسندد، وقتی که دنیا چندین بار به این انتظار می‌گذرد؟
قحط دین است برگشای نقاب
میزبانیش کن به فتح‌الباب
هوش مصنوعی: دینی وجود ندارد، پس پرده را کنار بزن و به مهمانی دوستانه ادامه بده.
در بیابان فرو خرام از پل
آبها مل کن و مغیلان گل
هوش مصنوعی: در بیابان آرام و با احتیاط حرکت کن، و از پل آب‌ها عبور کن و با گل‌های زیبا خود را تزئین کن.
کوه سُنب از خدنگ قاف شکاف
چرخ دوز از سنان ناوک لاف
هوش مصنوعی: کوه سنب به قدری استوار و محکم است که اگر تیر قاف بر آن بیفتد، به راحتی نمی‌شکند. چرخ دوز هم به مانند سنان بر روی زمین می‌نشیند و نشان از استقامت و پایداری دارد.
شرک پادار شد هلاکش کن
کعبه بتخانه گشت پاکش کن
هوش مصنوعی: شرک را از بین ببر و او را نابود کن، زیرا کعبه به جایگاهی برای بت‌ها تبدیل شده است، پس آن را پاک کن.
مر علی را تو این عمل فرمای
تا نهد بر عزیز کتف پای تو پای
هوش مصنوعی: علیرضا را به این کار بگمار تا بر دوش کسی که عزیز است، پای تو را بگذارد.
کعبه از بت بجمله پاک کند
مشرکان را همه هلاک کند
هوش مصنوعی: کعبه بت‌ها را از میان برمی‌دارد و بت‌پرستان را به نابودی می‌کشاند.
متحلی کن از برای سرور
دو جهان را چو گوش و گردن حور
هوش مصنوعی: برای خوشبختی و زیبایی دو دنیای سرور، خود را زینت بده، مانند گوش و گردن حوری زیبا.
که تو چون گفتی از ره فرمان
مردهٔ جهل در پذیرد جان
هوش مصنوعی: وقتی تو سخن گفتی، افراد نادان و جاهل سرپیچی کردند و به استقبال کلام تو نرفتند.
زانکه در خدمت دم آدم
جان و فرمان روند هر دو به هم
هوش مصنوعی: زیرا در سایهٔ وجود انسان، روح و اراده هر دو به یکدیگر می‌پیوندند و به سمت هدفی مشترک پیش می‌روند.
هر عروسی که مادر کن زاد
همتش جمله را تبرا داد
هوش مصنوعی: هر عروسی که مادرش به دنیا آورده، همت او باعث شده که همه چیز را رها کنند و از او فاصله بگیرند.
یافت زان پس هزارگونه فتوح
جانش بی‌زحمت سفارت روح
هوش مصنوعی: پس از آن، جانش به هزاران موفقیت دست می‌یابد، بدون اینکه نیازی به زحمت و تلاش برای ارتباط برقرار کردن با روح داشته باشد.
هرکه گفتی ثناش را احسنت
صدق گفتی بدو که للّٰه انت
هوش مصنوعی: هر کس درباره‌ی او ستایش کند، به حق گفته است و باید بداند که او حقیقتاً به خداوند نزدیک است.
زو گرفتند قوت و پیرایه
خرد و جان و صورت و مایه
هوش مصنوعی: از آن‌ها قدرت و زیبایی و همچنین روح و صورت و هویت را گرفتند.