گنجور

بخش ۱۱ - اندر درود دادن بر او و آل او صلّی‌الله علیه‌وسلّم

تا به حشر ای دل ار ثنا گفتی
همه گفتی چو مصطفا گفتی
نام او بردی از جهان مندیش
حور دندان کنان خود آید پیش
دوزخ از نام او چنان برمد
که ز لاحول دیو جان برمد
هرچه خواهی درایت او دان
وآنچه یابی عنایت او دان
عقل از آن نامدار مشهور است
که در آن کارگاه مزدور است
جان از آن در میان عزّ و بقاست
که از آن روی در امید لقاست
جان که آن روی را نخواهد دید
نیست جان بلکه پارگین پلید
خاک او باش و پادشاهی کن
آنِ او باش و هرچه خواهی کن
هرکه چون خاک نیست بر درِ او
گر فرشته‌ست خاک بر سر او
عقل چون برد شخص او را نام
نفس کلی زبان کشد در کام
عقل کل بی‌بهاش چیز نشد
تا نشد چاکرش عزیز نشد
زین در ار هیچ عقل بگریزد
همچو پرده‌اش فلک برآویزد
عقل و جان را به دولت احمد
از بقا ساختند حصن ابد
جوهرش چون زکان کن بگسست
در کمرگاه آسمان زد دست
ز آسمان گرچه برفراز نشد
تا زمینش نکرد باز نشد
که در آمد به جز محمد حُر
از جهان تهی به عالم پُر
کیست جز وی بگو شفیع رسل
بر سر جِسر نار و بر سرِ پل
گفته در گوش جانش حاجبِ بار
کای شهنشه سر از گلیم برآر
ای به یاقوت گفتن و کردن
گردنان را میان جان گردن
پنج نوبت زدند بر عرشت
ساختند از جهان جان فرشت
فرش را در جهان جان گستر
عرش چون فرش زیر پای آور

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

تا به حشر ای دل ار ثنا گفتی
همه گفتی چو مصطفا گفتی
هوش مصنوعی: ای دل، اگر در قیامت همه خوبی‌ها و ستایش‌ها را بگویی، در واقع همانند پیامبر (مصطفی) گفته‌ای.
نام او بردی از جهان مندیش
حور دندان کنان خود آید پیش
هوش مصنوعی: هرگز به یاد نیاور نام او را، چون در آن صورت، زیبایانی با دندان‌های درخشان نزد تو خواهند آمد.
دوزخ از نام او چنان برمد
که ز لاحول دیو جان برمد
هوش مصنوعی: دوزخ به خاطر نام او به شدت به وحشت می‌افتد، به گونه‌ای که دیو بی‌همانندی مانند جانش، از این ترس به دنیای دیگر پر می‌کشد.
هرچه خواهی درایت او دان
وآنچه یابی عنایت او دان
هوش مصنوعی: هر چیزی که در زندگی بدست می‌آوری یا به آن می‌رسی، ناشی از حکمت و تدبیر اوست و هر چیزی که به تو اعطا می‌شود، ناشی از لطف و توجه اوست.
عقل از آن نامدار مشهور است
که در آن کارگاه مزدور است
هوش مصنوعی: عقل از نظر شهرت به این خاطر مشهور است که در محیطی کار می‌کند که در آن افراد ناپاک و فاسد وجود دارند.
جان از آن در میان عزّ و بقاست
که از آن روی در امید لقاست
هوش مصنوعی: زندگی و وجود انسان به آن خاطر است که از دیدن معشوق و رسیدن به او امیدوار است.
جان که آن روی را نخواهد دید
نیست جان بلکه پارگین پلید
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند آن روی زیبا را ببیند، در واقع آن شخص روحش نمی‌باشد، بلکه فقط یک جسم ناپاک و بی‌معناست.
خاک او باش و پادشاهی کن
آنِ او باش و هرچه خواهی کن
هوش مصنوعی: به خاک او تبدیل شو و مانند یک پادشاه زندگی کن. به او تعلق داشته باش و هر کاری که دوست داری انجام بده.
هرکه چون خاک نیست بر درِ او
گر فرشته‌ست خاک بر سر او
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند خاک در درگاه او قرار نگیرد، حتی اگر فرشته باشد، نمی‌تواند در نظر او مهم باشد.
عقل چون برد شخص او را نام
نفس کلی زبان کشد در کام
هوش مصنوعی: وقتی عقل انسان او را راهنمایی می‌کند، نام کلی نفس در زبان او جاری می‌شود و مانند طعمی در دهانش احساس می‌شود.
عقل کل بی‌بهاش چیز نشد
تا نشد چاکرش عزیز نشد
هوش مصنوعی: عقل کامل و بی‌نظیر هیچ ارزشی ندارد، تا زمانی که ارادت و خدمت‌گزاری به آن وجود نداشته باشد.
زین در ار هیچ عقل بگریزد
همچو پرده‌اش فلک برآویزد
هوش مصنوعی: از این در، هیچ عقل و اندیشه‌ای فرار می‌کند، مانند پرده‌ای که آسمان آن را به‌سوی خود می‌کشد.
عقل و جان را به دولت احمد
از بقا ساختند حصن ابد
هوش مصنوعی: عقل و روح را به برکت وجود احمد به دژ پایدار و جاودانه تبدیل کردند.
جوهرش چون زکان کن بگسست
در کمرگاه آسمان زد دست
هوش مصنوعی: جوهر او وقتی از بسند ز درد بر بخاست، در میانه آسمان دستان خود را دراز کرد.
ز آسمان گرچه برفراز نشد
تا زمینش نکرد باز نشد
هوش مصنوعی: اگرچه آسمان نتوانست زمین را تحت تأثیر قرار دهد، اما همچنان به کار خود ادامه می‌دهد و از جریان زندگی باز نخواهد ایستاد.
که در آمد به جز محمد حُر
از جهان تهی به عالم پُر
هوش مصنوعی: جز محمد هیچ کس به حقیقت نرسید و تنها اوست که دنیای خالی از معنای ما را پر کرد.
کیست جز وی بگو شفیع رسل
بر سر جِسر نار و بر سرِ پل
هوش مصنوعی: کیست جز او که در روز محشر، شفیع پیامبران بر روی پل آتش باشد؟
گفته در گوش جانش حاجبِ بار
کای شهنشه سر از گلیم برآر
هوش مصنوعی: پیام درونی به او می‌گوید که با تمام قدرت و اراده‌اش از محدوده‌های معمولی خارج شود و استعدادهای ویژه‌اش را به نمایش بگذارد. او باید به توانمندی‌های خود ایمان داشته باشد و از هر مانع عبور کند.
ای به یاقوت گفتن و کردن
گردنان را میان جان گردن
هوش مصنوعی: ای که به زیبایی یاقوتی و گردن‌های تو مانند گردن‌های بلند و دلرباست، در واقع جان من در گردن تو است.
پنج نوبت زدند بر عرشت
ساختند از جهان جان فرشت
هوش مصنوعی: پنج بار بر ساختار آسمان دست زدند و از دنیای مادی، روحی فرشته‌گون را خلق کردند.
فرش را در جهان جان گستر
عرش چون فرش زیر پای آور
هوش مصنوعی: زندگی انسان در دنیا مانند فرشی است که زیر پای اوست و در عرش الهی نیز جایی ویژه دارد. این نشان می‌دهد که هرچند ما در این دنیا با چالش‌ها و سختی‌ها روبه‌رو هستیم، اما باید به یاد داشته باشیم که وجود ما و عملکردمان در زندگی ارزشمند و مورد توجه الهی است.