گنجور

بخش ۵ - فصل اندر صفا و اخلاص

پس چو مطلوب نبود اندر جای
سوی او کی بود سفرت از پای
سوی حق شاهراه نفس و نَفَس
آینهٔ دل زدودن آمد و بس
آینهٔ دل ز زنگ کفر و نفاق
نشود روشن از خلاف و شقاق
صیقل آینه یقین شماست
چیست محض صفاء دین شماست
پیش آن کش به دل شکی نبود
صورت و آینه یکی نبود
گرچه در آینه به شکل بوی
آنکه در آینه بود نه توی
دگری تو چو آینه دگرست
آینه از صورت تو بی‌خبرست
آینهٔ صورت از صفت دور است
کان پذیرای صورت از نور است
نور خود زآفتاب نبریده‌ست
عیب در آینه است و در دیده‌ست
هرکه اندر حجاب جاویدست
مثل او چو بوم و خورشیدست
گر ز خورشید بوم بی‌نیروست
از پی ضعف خود نه از پی اوست
نور خورشید در جهان فاشست
آفت از ضعف چشم خفاشست
تو نبینی جز از خیال و حواس
چون نه‌ای خط و سطح و نقطه‌شناس
تو در این راه معرفت غلطی
سال و مه مانده در حدیث بطی
گوید آنکس درین مقام فضول
که تجلی نداند او ز حلول
گرت باید که بر دهد دیدار
آینه کژ مدار و روشن‌دار
کافتابی که نیست نور دریغ
آبگینت نماید اندر میغ
یوسفی از فرشته نیکوتر
دیو رویی نماید از خنجر
حق ز باطل معاینه نکند
خنجرت کار آینه نکند
صورت خود در آینهٔ دل خویش
به توان دید از آن که در گِل خویش
بگسل آن سلسله که پیوستی
که ز گِل دور چون شدی رستی
زانکه گِل مُظلمست و دل روشن
گِل تو گلخن است و دل گلشن
هرچه روی دلت مصفاتر
زو تجلی ترا مهیاتر
نه چو زامت فزونش بود اخلاص
گشت بوبکر در تجلّی خاص

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پس چو مطلوب نبود اندر جای
سوی او کی بود سفرت از پای
هوش مصنوعی: اگر چیزی که خواسته‌اید در مکان خودش وجود نداشته باشد، چگونه ممکن است سفرتان به آن‌جا انجام شود؟
سوی حق شاهراه نفس و نَفَس
آینهٔ دل زدودن آمد و بس
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تنها هدف در مسیر رسیدن به حقیقت، پاک کردن دل از زنگارها و آلودگی‌ها است. برای رسیدن به این هدف، نیاز به توجه به نفس و جان داریم تا به حقیقت نزدیک شویم.
آینهٔ دل ز زنگ کفر و نفاق
نشود روشن از خلاف و شقاق
هوش مصنوعی: دل مانند آینه‌ای است که اگر زنگار کفر و نفاق بر آن نشسته باشد، نمی‌تواند روشن و صاف شود. همچنین، اختلاف و جدایی نیز باعث می‌شود که این آینه نتواند به درستی نمایانگر حقیقت باشد.
صیقل آینه یقین شماست
چیست محض صفاء دین شماست
هوش مصنوعی: شما به وضوح و روشنی اعتقادات خود را نشان می‌دهید و این نشان‌دهنده خلوص و پاکی ایمان شماست.
پیش آن کش به دل شکی نبود
صورت و آینه یکی نبود
هوش مصنوعی: در برابر آن شخص، شک و تردیدی در دل نیست؛ زیرا آنچه در دل است، با آنچه در آینه منعکس می‌شود یکی است.
گرچه در آینه به شکل بوی
آنکه در آینه بود نه توی
هوش مصنوعی: هرچند در آینه تصویری از او را می‌بینی، ولی در واقع این تصویر خود او نیست، بلکه تنها نمایی از اوست.
دگری تو چو آینه دگرست
آینه از صورت تو بی‌خبرست
هوش مصنوعی: تو مانند آینه‌ای هستی که به خود آینه‌ای دیگر را نشان می‌دهد، اما آینه از چهره تو بی‌خبر است.
آینهٔ صورت از صفت دور است
کان پذیرای صورت از نور است
هوش مصنوعی: آینه تنها بازتاب دهندهٔ چهره است و خود نمی‌تواند صفات را بپذیرد. آنچه در آینه دیده می‌شود، فقط نوری است که به آن می‌تابد و تصویر را شکل می‌دهد.
نور خود زآفتاب نبریده‌ست
عیب در آینه است و در دیده‌ست
هوش مصنوعی: نورش از آفتاب گرفته نشده و نقصی که به نظر می‌رسد، در حقیقت در آینه و در چشم خود انسان وجود دارد.
هرکه اندر حجاب جاویدست
مثل او چو بوم و خورشیدست
هوش مصنوعی: هر کسی که در پرده‌ای از راز و حجاب قرار دارد، مانند بوم و خورشید است.
گر ز خورشید بوم بی‌نیروست
از پی ضعف خود نه از پی اوست
هوش مصنوعی: اگر زمین از نور خورشید بهره‌ای ندارد، به خاطر ناتوانی خود زمین است، نه به خاطر ضعف خورشید.
نور خورشید در جهان فاشست
آفت از ضعف چشم خفاشست
هوش مصنوعی: نور خورشید در دنیا روشن و واضح است، اما خفاش به خاطر ضعف چشمانش نمی‌تواند آن را ببیند.
تو نبینی جز از خیال و حواس
چون نه‌ای خط و سطح و نقطه‌شناس
هوش مصنوعی: تو تنها می‌توانی با خیال و حس‌های خود ببینی، زیرا توانایی شناخت و درک حدود و مرزها را نداری.
تو در این راه معرفت غلطی
سال و مه مانده در حدیث بطی
هوش مصنوعی: در این مسیر شناخت، تو دچار اشتباه هستی و زمان و ماهی که در آن هستی، تنها در داستان‌ها باقی مانده‌اند.
گوید آنکس درین مقام فضول
که تجلی نداند او ز حلول
هوش مصنوعی: کسی که در این مرتبه بیهوده سخن می‌گوید، درک درستی از تجلی و ظهور روحانی ندارد و نمی‌تواند تفاوت آن را با حلول و فرود آمدن در چیزها بفهمد.
گرت باید که بر دهد دیدار
آینه کژ مدار و روشن‌دار
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی که حقیقت خود را در آینه ببینی، نباید آن را به صورت کج و وارونه نگاه کنی، بلکه باید آن را صاف و روشن ببینی.
کافتابی که نیست نور دریغ
آبگینت نماید اندر میغ
هوش مصنوعی: خورشیدی که وجود ندارد، در دل ابرها نمی‌تواند نوری به چشمانت بتاباند.
یوسفی از فرشته نیکوتر
دیو رویی نماید از خنجر
هوش مصنوعی: یوسف، که نمایانگر زیبایی و نیکی است، از یک فرشته نیز بهتر و زیباتر به نظر می‌رسد، در حالی که دیو یا موجودی زشت و ترسناک، با خنجر خود می‌تواند به معنای خطر و تهدید باشد.
حق ز باطل معاینه نکند
خنجرت کار آینه نکند
هوش مصنوعی: حق و حقیقت هرگز با باطل و نادرستی مقایسه نمی‌شود، و مانند آینه‌ای که فقط نشان‌دهنده واقعیت است، برهان راستین و واقعی تنها به حقیقت اشاره می‌کند و نمی‌تواند فریبکاری‌ها را نمایان سازد.
صورت خود در آینهٔ دل خویش
به توان دید از آن که در گِل خویش
هوش مصنوعی: می‌توان چهره‌ی خود را در آینه‌ی دل مشاهده کرد، به شرطی که در دلم پاک و بدون آلودگی باشم.
بگسل آن سلسله که پیوستی
که ز گِل دور چون شدی رستی
هوش مصنوعی: دور خود را از زنجیرهایی که به خود بسته‌ای، آزاد کن، زیرا همان‌طور که از گل و لای دور شدی، از این گره‌ها هم می‌توانی رهایی یابی.
زانکه گِل مُظلمست و دل روشن
گِل تو گلخن است و دل گلشن
هوش مصنوعی: چون خاک تیره است، دل روشن است. خاک تو مانند کوره‌ای است و دل مانند باغی سرسبز است.
هرچه روی دلت مصفاتر
زو تجلی ترا مهیاتر
هوش مصنوعی: هر چه دل تو پاک‌تر و روشن‌تر باشد، جلوه‌های الهی در تو بیشتر و واضح‌تر نمایان می‌شود.
نه چو زامت فزونش بود اخلاص
گشت بوبکر در تجلّی خاص
هوش مصنوعی: اگر اخلاص و صداقت بیشتری در وجود تو وجود نداشت، بوبکر در ظهور و نمایش خاص خود، اینچنین نمی‌درخشید.