برگردان به زبان ساده
احدست و شمار از او معزول
صمدست و نیاز ازو مخذول
هوش مصنوعی: خدا یکی است و هیچ کس به شمار او نمیآید. او مستقل و بینیاز است و کسی هم نیست که از او یاری بخواهد و پریشان شود.
آن احد نی که عقل داند و فهم
و آن صمد نی که حس شناسد و وهم
هوش مصنوعی: این جمله به وجودی اشاره دارد که به طور کامل فراتر از درک عقل و فهم انسانی است و همچنین از درک حواس و تصورات خارج است. به عبارت دیگر، این وجود از محدودیتهای عقل و حس خارج بوده و تنها با درکی عمیقتر یا تجربهای خاص میتوان به آن پی برد.
نه فراوان نه اندکی باشد
یکی اندر یکی یکی باشد
هوش مصنوعی: نه زیاد است و نه کم، همه چیز به گونهای است که یک وحدت دارد و در حقیقت یکی محسوب میشود.
در دویی جز بدو سقط نبوَد
هرگز اندر یکی غلط نبوَد
هوش مصنوعی: در دویدن، تنها در دویدن است که به نتیجه میرسیم و هرگز در یک جا نمیتوانیم به اشتباه بیفتیم.
تا ترا در درون شمار و شکیست
چه یکی دان چه دو که هردو یکیست
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو را در دل خود محاسبه و بررسی میکنم، هیچ شکی نیست که چه یک هستی و چه دو، در حقیقت هر دو یکی هستند.
به چراگاه دیو بر ز یقین
چه و چند و چرا و چون را هین
هوش مصنوعی: به مرتع دیو نزدیک نشو، زیرا از یقین و دلایل و پرسشها هیچ خبری نیست. مراقب باش!
نه بزرگیش هست از افزونی
ذات او بر ز چندی و چونی
هوش مصنوعی: بزرگی او به خاطر تعداد یا کیفیت چیزهایی که دارد نیست.
از پی بحث طالب عاجز
هل و من گفتن اندرو جایز
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی در مورد یک موضوع خاص بحث و گفتگو میشود، گاهی اوقات افراد به دلیل نداشتن آگاهی کافی از آن موضوع، ناتوان و عاجز میمانند و در نتیجه صحبت کردن درباره آن موضوع برایشان ممکن نیست.
کس نگفته صفات مبدع هو
چند و چون و چرا چه و کی و کو
هوش مصنوعی: هیچکس درباره ویژگیهای خالق، چگونگی، چرایی، چه زمانی و کجا بودن او چیزی نگفته است.
ید او قدرتست و وجه بقاش
آمدن حکمش و نزول عطاش
هوش مصنوعی: دست او نشاندهنده قدرت اوست و دلیل باقی ماندن فرمانش و نازل شدن بخششهایش است.
قدمینش جلال قهر و خطر
اصبعینش نفاذ حکم و قدر
هوش مصنوعی: قدمهای او جلوهای از شکوه و عظمت دارند و نشاندهنده قدرت و خطر هستند، در حالی که انگشتانش نمایانگر توانایی در اعمال حکم و تدبیر هستند.
هستها تحت قدرت اویند
همه با او و او همی جویند
هوش مصنوعی: تمام موجودات تحت سلطه و قدرت او هستند و همه آنها به سوی او حرکت میکنند و او نیز در جستجوی آنان است.
جنبش نور سوی نور بود
نور کی ز آفتاب دور بود
هوش مصنوعی: حرکت نور همیشه به سمت نور است، آیا نور میتواند از آفتاب دور شود؟
با وجودش ازل پریر آمد
به گه آمد ولیک دیر آمد
هوش مصنوعی: با وجود او از آغاز، پری ایجاد شد و به دنیا آمد، اما آمدنش دیر بود.
در ازل بسته کی بود علمش
یک غلامست خانهزاد ازلش
هوش مصنوعی: در آغاز که هیچ چیز وجود نداشت، علم و دانش او را در اختیار نداشت. او مانند یک خدمتکار است که از ابتدا در این خانه وجود داشته است.
از ابد دور دار وهم و گمان
که ابد از ازل گرفت نشان
هوش مصنوعی: همیشه از خیال و تصور دوری کن، زیرا ابدیت از ابتدا جایگاه خود را مشخص کرده است.
کی مکان باشدش ز بیش و ز کم
که مکان خود مکان ندارد هم
هوش مصنوعی: هیچ جایی برای او وجود ندارد که بیش از آن یا کمتر از آن باشد، زیرا مکان خود هیچ مکان ثابتی ندارد.
خلق را زین صفت جهانی ساخت
تا زبهر خود آشیانی ساخت
هوش مصنوعی: مردم را به این ویژگی متمایل کرد تا هر یک برای خود جایی در دنیا بسازند.
با مکان آفرین مکان چه کند
آسمان گر بر آسمان چه کند
هوش مصنوعی: مکان و آسمان هر کدام نقش خاصی دارند؛ اگر مکان و فضایی که ایجاد شده را با آفرینش آسمانی بسنجیم، متوجه میشویم که آسمان تاثیری عمیق بر زمین و مکان دارد. در واقع، آسمان بر روی زمین و مکان تاثیرگذار است و این دو به نوعی با هم در ارتباطند.
آسمان دی نبود امروز است
باز فردا نباشد او نوزست
هوش مصنوعی: امروز آسمان همان آسمان دیروز نیست و فردا هم مانند امروز نخواهد بود. تغییر و تحول در زندگی همچنان ادامه دارد.
در نوردد ز پیش ستر دخان
یوم نطوی السماء رو برخوان
هوش مصنوعی: روزی میرسد که پردههای ظلمت و غبار کنار میروند و چهرهی آسمان نمایان میشود.
عارفان چون دم از قدیم زنند
ها و هو را میان دو نیم زنند
هوش مصنوعی: عارفان وقتی به یاد مسائل قدیمی و حساس میافتند، همواره با دقت و حساسیت به دو دسته تقسیم میکنند.
نه به ارکان ثبات اوقاتش
نه مکان جای هستی ذاتش
هوش مصنوعی: نه اساس و پایههای زمان، و نه مکان، نمیتوانند نشاندهنده وجود او باشند.
ای که در بند صورت و نقشی
بستهٔ استوی علی العرشی
هوش مصنوعی: ای کسی که در دام ظواهر و شکلها گرفتار شدهای و در مرتبهای بلند قرار داری.
صورت از مُحدثات خالی نیست
در خورِ عزّ لایزالی نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیز در دنیا از تحول و تغییر خالی نیست، و هیچ چیز نمیتواند به مقام و عظمت بیپایان برسد.
زانکه نقاش بود و نقش نبود
استوی بود و عرش و فرش نبود
هوش مصنوعی: چونکه هنرمند وجود دارد، اما چیزی برای نشان دادن نیست، هم در زمین و هم در آسمان هیچ چیزی وجود ندارد.
استوی از میان جان میخوان
ذات او بستهٔ جهات مدان
هوش مصنوعی: از دل و جان واقعی خود به حقیقت او توجه کن و خود را در محدودیتهای دنیا محصور نکن.
کاستوی آیتی ز قرآنست
گفتن لامکان ز ایمانست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که حقیقت و صداقت در کلام خداوند، آیتی از قرآن است و بیان معنای آن نیاز به ایمان و اعتقاد به خدا دارد.
عرش چون حلقه از برون در است
از صفات خدای بیخبر است
هوش مصنوعی: عرش، مانند حلقهای که از بیرون دیده میشود، از ویژگیهای خداوند بیخبر است.
در صحیفهٔ کلام مسطور است
نقش و آواز و شکل ازو دور است
هوش مصنوعی: در کتابی که به نگارش درآمده، تصویر و صدای واقعی وجود ندارد و آنها تنها نشانهایی هستند که به ما منتقل میشوند.
ینزل الله هست در اخبار
آمد و شد تو اعتقاد مدار
هوش مصنوعی: خداوند در خبرها و پیامها نازل میشود، پس به اعتقادات خود دقت کن و بیگدار به آب مزن.
رقم عرش بهر تشریف است
نسبت کعبه بهر تعریفست
هوش مصنوعی: عرش به عنوان نماد بلندی و عظمت، برای احترام و جایگاهی خاص در نظر گرفته شده است، در حالی که کعبه به عنوان مکان مقدس، برای بیان ویژگیها و فضایل خاص خود مورد توجه قرار گرفته است.
لامکان گوی کاصل دین این است
سر بجنبان که جای تحسین است
هوش مصنوعی: به معنای این است که هر جا که دین و حقیقت مورد ستایش قرار گیرد، باید با سر و صدا و انرژی مناسب به آن واکنش نشان دهیم و آن را مورد تأکید قرار دهیم. در واقع، لامکان و هیچ مرزی نمیتواند مانع از این باشد که ما از چیزهای خوب و شایسته حمایت کنیم و به آنها ببالیم.
دشمنی حسین از آن جستست
که علی لفظ لامکان گفتست
هوش مصنوعی: دشمنی حسین به این دلیل است که علی گفت لامکان، یعنی او به چیزی اشاره کرده که فراتر از مکان و زمان است.
حاشیه ها
1400/09/16 11:12
محمد حسن ارجمندی
«استوی» عبارتی است که در چند آیة قرآن آمده است و بیانگر این مفهوم است که خداوند بر عرش جای گرفت. آیاتی که این عبارت با این مفهوم در آن آمده به قرار زیر است:
الرَّحْمَنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی(آیه 5 سوره طه):خدای رحمان که بر عرش استیلا یافته است
هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاءِ(آیه 29 سوره بقره):اوست آن کسی که آنچه در زمین است همه را برای شما آفرید سپس به [آفرینش] آسمان پرداخت
اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه2سوره رعد):خدا [همان] کسی است که آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید برافراشت آنگاه بر عرش استیلا یافت
إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه 3 سوره یونس):پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید سپس بر عرش استیلا یافت
الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ(آیه59 سوره فرقان: همان کسی که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش روز آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت
إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه 54 سوره اعراف):در حقیقت پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش [جهانداری] استیلا یافت
هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه4سوره حدید):اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت
ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاءِ وَهِیَ دُخَانٌ (آیه11سوره فصلت):سپس آهنگ [آفرینش] آسمان کرد و آن بخاری بود
اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه32 سوره سجده):خدا کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش [قدرت] استیلا یافت
همانطور که می بینید در بیشتر این آیات پس از آنکه سخن از آفرینش آسمان و زمین به میان آمده است، عبارت اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ آمده است. مفهومی که سنایی در این فصل به شرح آن مشغول است و از بیت 24 شروع کرده این است که مفهوم اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ را صوری نگیرید. خداوند فراتر از مکان است لذا در مکان(عرش) نمیگنجد. به عبارت دیگر او در این ابیات اعتقاد به لامکان بودن خداوند را فریاد میزند و خواننده را از صورتگرایی و ظاهربینی به دور میدارد و مقام خداوند را فراتر از مکان میداند.
1400/09/16 11:12
محمد حسن ارجمندی
سنایی در بیت آخر این فصل اشارهای به امام حسین(ع) و امام علی(ع) میکند و میگوید:
دشمنی حسین از آن جستست / که علی لفظ لامکان گفتست
او در این بیت ریشه دشمنی آل امیه با امام حسین(ع) و شهادت آن حضرت را در اعتقاد عرفانی حضرت علی(ع) جستجو میکند و معتقد است چون حضرت علی(ع) در باور متعالی خود خداوند را فراتر از مکان و تشبیه میدانست و این باور را به پسرانش(حسن و حسین) آموخت و چون دیگران را درک چنین مفهومی میسر نیست، به دشمنی علی و اولاد او برخاستهاند.