گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۲۷

روزی که بود دلت ز جانان پر درد
شکرانه هزار جان فدا باید کرد
اندر سر کوی عاشقی ای سره مرد
بی شکر قفای نیکوان نتوان خورد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

روزی که بود دلت ز جانان پر درد
شکرانه هزار جان فدا باید کرد
هوش مصنوعی: آن روزی که دلت از عشق معشوق پر از درد و رنج است، باید هزاران جان را فدای خوشحالی و شکرگزاری بکنیم.
اندر سر کوی عاشقی ای سره مرد
بی شکر قفای نیکوان نتوان خورد
هوش مصنوعی: در خیابان عشق، ای مرد با سر و سامان، بدون شکر و دیوانگی نمی‌توان از نیکان و خوبان بهره‌مند شد.