گنجور

شمارهٔ ۱۹۷

برخیز و برو باده بیار ای پسر خوش
وین گفت مرا خوار مدار ای پسر خوش
باده خور و مستی کن و دلداری و عشرت
و اندوه جهان باد شمار ای پسر خوش
رنج و غم بیهوده منه بر دل و بر جان
و آن چت بنخارد بمخار ای پسر خوش
خواهی که بود خاک درت افسر عشاق
در باده فزون کن تو خمار ای پسر خوش
ناموس خرد بشکن و سالوس طریقت
وز هر دو برآور تو دمار ای پسر خوش
زهد و گنه و کفر و هدی را همه در هم
در باز به یک داو قمار ای پسر خوش
تا زنده شود مجلس ما از رخ و زلفت
در مجلس ما مشک و گل آر ای پسر خوش
از جان و جوانی نبود شاد سنایی
تا دل نکند بر تو نثار ای پسر خوش
صد سجدهٔ شکر از دل و از جان به تو آرد
او را ز چه داری تو فگار ای پسر خوش

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

برخیز و برو باده بیار ای پسر خوش
وین گفت مرا خوار مدار ای پسر خوش
هوش مصنوعی: بلند شو و برایم شراب بیاور، ای پسر خوب. و به من بی‌احترامی نکن، ای پسر محترم.
باده خور و مستی کن و دلداری و عشرت
و اندوه جهان باد شمار ای پسر خوش
هوش مصنوعی: شراب بنوش و شادی کن، معشوقه‌ات را دلداری بده و از لذت‌ها بهره‌مند شو، و نگران مشکلات دنیا نباش، ای پسر خوش‌دل.
رنج و غم بیهوده منه بر دل و بر جان
و آن چت بنخارد بمخار ای پسر خوش
هوش مصنوعی: نگران و ناراحت نباش و دل و جانت را از غم پر نکن. این احساسات را کنار بگذار و زندگی را با شادی ادامه بده، ای پسر خوشحال.
خواهی که بود خاک درت افسر عشاق
در باده فزون کن تو خمار ای پسر خوش
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی که خاک درب منزلت به عنوان تاجی بر سر عاشقان باشد، پس ای پسر، در نوشیدن باده بیشتر غرق شو و مستی کن.
ناموس خرد بشکن و سالوس طریقت
وز هر دو برآور تو دمار ای پسر خوش
هوش مصنوعی: به ناموس عقل خود بی‌اعتنا باش و از ظاهرسازی و ریاکاری دست بردار، تا از هر دو رهایی یابی، ای پسر خوب و باهوش.
زهد و گنه و کفر و هدی را همه در هم
در باز به یک داو قمار ای پسر خوش
هوش مصنوعی: ای پسر، در این دنیا همه چیز را در یک قمار مشترک قرار بده؛ زهد، گناه، کفر و هدایت، همه را در یک تاس بازی می‌کنی.
تا زنده شود مجلس ما از رخ و زلفت
در مجلس ما مشک و گل آر ای پسر خوش
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در مجلس ما با زیبایی و زلف‌های خود حاضر باشی، ما با عطر مشک و گل خوشبو می‌شویم.
از جان و جوانی نبود شاد سنایی
تا دل نکند بر تو نثار ای پسر خوش
هوش مصنوعی: سنایی اینجا می‌گوید که خوشحالی و شادی او از زندگی به خاطر عشق و محبتش به توست، و اگر این عشق و احساسات وجود نداشت، او نمی‌توانست از جوانی و زندگی‌اش لذت ببرد. در واقع، دلش را به تو تقدیم کرده و این نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات اوست.
صد سجدهٔ شکر از دل و از جان به تو آرد
او را ز چه داری تو فگار ای پسر خوش
هوش مصنوعی: او با دل و جانش صد بار شکرگذار توست؛ نمی‌داند چه مشکلی داری ای پسر خوب.

خوانش ها

شمارهٔ ۱۹۷ به خوانش عندلیب