گنجور

شمارهٔ ۱۹۰

ای سنایی دل بدادی، در پی دلدار باش
دامن او گیر و از هر دو جهان بیزار باش
دل به دست دلبر عیار دادن مر تو را
گر نبود از عمری اندر عشق او عیار باش
بر امید آن که روزی بوس یابی از لبش
گر بباید بود عمری در دهان مار باش
چشم را بیدار دار اندر غم او زآن کجا
دل نداری تا تو را گویم به دل بیدار باش
گر میی خواهی که نوشی صبر کن در صد خمار
ور گلی خواهی که بویی در پی صد خار باش
گر نیابی خضروار آب حیات اندر ظُلَم
عیب ناید زان تو در جستن سکندروار باش
شمع با انوار جانان است و تو پروانه‌ای
دشمن جان و غلام شمع با انوار باش
کار پروانه‌ست گرد شمع خود را سوختن
تو نه آخر کمتر از پروانه‌ای در کار باش
مستی و عشق حقیقی را به هشیاری شمر
نزد نادان مست و نزد زیرکان هشیار باش

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای سنایی دل بدادی، در پی دلدار باش
دامن او گیر و از هر دو جهان بیزار باش
هوش مصنوعی: ای سنایی، دل خود را به عشق داده‌ای، پس به دنبال محبوبت باش. دامن او را بگیر و از هر دو جهان، دنیای مادی و ناامیدی، دوری کن.
دل به دست دلبر عیار دادن مر تو را
گر نبود از عمری اندر عشق او عیار باش
هوش مصنوعی: اگر دل خود را به دست محبوب فریبا بسپاری، باید از سال‌ها تجربه در عشق او برخوردار باشی.
بر امید آن که روزی بوس یابی از لبش
گر بباید بود عمری در دهان مار باش
هوش مصنوعی: به امید اینکه روزی بوسه‌ای از لب او به دست آورم، اگر لازم باشد، می‌توانم عمری را در دهان مار بگذرانم.
چشم را بیدار دار اندر غم او زآن کجا
دل نداری تا تو را گویم به دل بیدار باش
هوش مصنوعی: چشمانت را در غم او بیدار و هوشیار نگه‌دار، چون دل تو در این مسئله خاموش است. پس به تو توصیه می‌کنم که با دل آگاه و روشنی باشی.
گر میی خواهی که نوشی صبر کن در صد خمار
ور گلی خواهی که بویی در پی صد خار باش
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی شرابی بنوشی، صبر کن تا صد خمار را تجربه کنی. اگر گلی را می‌خواهی که بویی خوش داشته باشد، باید دردسرت را در پی صد خار تحمل کنی.
گر نیابی خضروار آب حیات اندر ظُلَم
عیب ناید زان تو در جستن سکندروار باش
هوش مصنوعی: اگر مانند خضر (نبی که آب حیات را یافت) نتوانی آب حیات را در تاریکی‌ها پیدا کنی، ایرادی ندارد که در پی آن برنیایی؛ شبیه سکندر (پادشاه بزرگ که به دنبال کشف‌های جدید بود) باش.
شمع با انوار جانان است و تو پروانه‌ای
دشمن جان و غلام شمع با انوار باش
هوش مصنوعی: شمع به نور محبوبش می‌درخشد و تو همچون پروانه‌ای هستی که برای او خطرناک است. سعی کن مانند شمع نورانی باشی و به محبوب نزدیک شوی.
کار پروانه‌ست گرد شمع خود را سوختن
تو نه آخر کمتر از پروانه‌ای در کار باش
هوش مصنوعی: پروانه برای رسیدن به شمع و روشنایی آن خود را می‌سوزاند. این نشان‌دهنده‌ی عشق و فداکاری است. پس تو نیز در زندگی خود باید با عشق و تلاش زیاد، به آرزوها و اهداف خود نزدیک شوی، حتی اگر در این مسیر با چالش‌هایی روبه‌رو شوی.
مستی و عشق حقیقی را به هشیاری شمر
نزد نادان مست و نزد زیرکان هشیار باش
هوش مصنوعی: مستی و عشق واقعی را در چشم نادان‌ها عیب ندان و در مقابل دانشمندان باید با هشیاری رفتار کنی.

خوانش ها

شمارهٔ ۱۹۰ به خوانش عندلیب