گنجور

شمارهٔ ۸۱۰

به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
نمی‌خواهم گل از کس، تا به داغی دسترس دارم
درای محمل نازم، به حسن صوت مشهورم
ز شوق ناله‌ای، صد کاروان از پیش و پس دارم
گلستان ترا ای باغبان غارت نخواهم کرد
به یک گل می‌شوم راضی، که مرغی در قفس دارم
شب وصل است و بیم غمزه‌اش آشفته‌ام دارد
که بزم میگساری بر سر راه عسس دارم
دلم از گفتگوی پندگویان تیره می‌گردد
گل آیینه‌ام، کی طاقت باد نفس دارم
ز بال خود دو ترکش بسته‌ام دایم که از همت
سر تسخیر ملک دام و اقلیم قفس دارم
درین گلشن سلیم از روشناسان کس نمی‌بینم
چو گل آیینهٔ خود چند پیش خار و خس دارم؟

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
نمی‌خواهم گل از کس، تا به داغی دسترس دارم
هوش مصنوعی: در جام من شرابی خالص و دلشکسته‌ای جاری است، می‌خواهم از این احساسات تلخ بهره ببرم و از هیچ کس گل و شادی نمی‌خواهم، چون به تلخی و درد نزدیک‌تر هستم.
درای محمل نازم، به حسن صوت مشهورم
ز شوق ناله‌ای، صد کاروان از پیش و پس دارم
هوش مصنوعی: من در دل این محفل زیبا و دلنشین عاشقانه‌ای دارم، صدایم به قدری خوش است که همگان آن را می‌شناسند. از شدت شوق و احساس، ناله‌ای در دل دارم که مثل کاروانی از عشق و احساسات من، در جلو و عقب من حرکت می‌کند.
گلستان ترا ای باغبان غارت نخواهم کرد
به یک گل می‌شوم راضی، که مرغی در قفس دارم
هوش مصنوعی: ای باغبان، من به باغ تو آسیبی نخواهم زد و فقط با یک گل راضی می‌شوم، چرا که مرغی در قفس دارم و به همین خاطر قانع هستم.
شب وصل است و بیم غمزه‌اش آشفته‌ام دارد
که بزم میگساری بر سر راه عسس دارم
هوش مصنوعی: امشب شب وصال است و من به خاطر زیبایی که نگاهش را می‌دزدید، نگران و مضطرب هستم، چرا که در این بزم میگساری، در برابر نگهبانان، باید احتیاط کنم.
دلم از گفتگوی پندگویان تیره می‌گردد
گل آیینه‌ام، کی طاقت باد نفس دارم
هوش مصنوعی: دلم به خاطر صحبت‌های نصیحت‌گونه و تلخ بعضی‌ها ناراحت می‌شود. گل زیبای من، چه زمانی می‌تواند در برابر طوفان‌ها و نفس‌های سخت مقاومت کند؟
ز بال خود دو ترکش بسته‌ام دایم که از همت
سر تسخیر ملک دام و اقلیم قفس دارم
هوش مصنوعی: من همیشه دو آذوقه و تجهیزات در بال خود دارم تا با اراده‌ام به فتح و تسخیر سرزمین‌ها و عرصه‌های جدید بپردازم.
درین گلشن سلیم از روشناسان کس نمی‌بینم
چو گل آیینهٔ خود چند پیش خار و خس دارم؟
هوش مصنوعی: در این باغ آرام و زیبا، از روشنفکران و روشنی‌بخشانی چیزی نمی‌بینم. مانند گلی که در آینه‌اش خود را می‌بیند، من هم قبل از آنکه با خار و علف‌های زشت مواجه شوم، در نظر دیگران چه وضعیتی دارم؟