گنجور

شمارهٔ ۸۰

گل ز بلبل یاد گیرد مستی جاوید را
ذره آموزد سماع بیخودی خورشید را
بعد مردن گر تهیدستی ندارد حاصلی
چیست آمیزش به یکدیگر نبات و بید را
راه آمد شد اگر اینجا ندارد دور نیست
روزن ما از نظر انداخته خورشید را
بخت چون برگشت، در دفع کلاه سروری
هیأت وارون شود نقش نگین جمشید را
بزم وصل او مرا ماتمسرا باشد سلیم
صید قربانی چه می‌داند نشاط عید را

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گل ز بلبل یاد گیرد مستی جاوید را
ذره آموزد سماع بیخودی خورشید را
هوش مصنوعی: گل از بلبل می‌آموزد که چگونه به مستی جاودان دست یابد و ذره نیز به‌فضل خورشید می‌آموزد که چگونه در حالت بی‌خودانه به سماع بپردازد.
بعد مردن گر تهیدستی ندارد حاصلی
چیست آمیزش به یکدیگر نبات و بید را
هوش مصنوعی: بعد از مرگ، اگر کسی به فقر و تهیدستی دچار باشد، چه فایده‌ای دارد که مانند درختان و بیدها با هم درآمیزند؟
راه آمد شد اگر اینجا ندارد دور نیست
روزن ما از نظر انداخته خورشید را
هوش مصنوعی: اگرچه اینجا راهی ندارد و دور است، اما روزنه‌ای که ما داریم، از نگاه خورشید دور نیست.
بخت چون برگشت، در دفع کلاه سروری
هیأت وارون شود نقش نگین جمشید را
هوش مصنوعی: زمانی که بخت به پشتوانه‌ای برگردد، ممکن است که مقام و جایگاه انسان به حالت معکوس تغییر کند و از شکوه و عظمت او کاسته شده و حتی به ناپایداری دچار شود.
بزم وصل او مرا ماتمسرا باشد سلیم
صید قربانی چه می‌داند نشاط عید را
هوش مصنوعی: در میهمانی وصال او، من به حالتی خاص دچار شده‌ام. کسی که به سادگی قربانی می‌شود، نمی‌تواند شادی عید را درک کند.