گنجور

شمارهٔ ۷۹

به غیر میکده زاهد بود شراب کجا
کجا روم دگر ای خان و مان خراب کجا
اشاره ای ست که از باده سیر نتوان شد
وگرنه مست کجا، رغبت کباب کجا
در آن دلی که غم عشق نیست راحت نیست
عبث فسانه مخوان، ما کجا و خواب کجا
ز شوق کرده ام از بس که دست و پا را گم
عنان کجاست نمی دانم و رکاب کجا
بهار بر صفت سبزه پاچناری باش
سلیم می روی از باغ همچو آب کجا

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

به غیر میکده زاهد بود شراب کجا
کجا روم دگر ای خان و مان خراب کجا
هوش مصنوعی: من به جز میکده هیچ جایی برای نوشیدن شراب ندارم، پس کجا بروم؟ ای خانه و کاشانه‌ی خراب من، کجا باید بروم؟
اشاره ای ست که از باده سیر نتوان شد
وگرنه مست کجا، رغبت کباب کجا
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افرادی که از می و نوشیدن سیر شده‌اند، دیگر نمی‌توانند به حالت عادی برگردند و به هیچ وجه میل و اشتیاقی به چیزهای دیگر مانند کباب نخواهند داشت. این نشان‌دهنده عمق وابستگی و تأثیر باده بر انسان است، به گونه‌ای که دیگر چیزهای لذت‌بخش برایشان اهمیت نخواهد داشت.
در آن دلی که غم عشق نیست راحت نیست
عبث فسانه مخوان، ما کجا و خواب کجا
هوش مصنوعی: در دل‌هایی که غم عشق وجود ندارد، آرامش نیست. بیهوده این داستان‌ها را مطرح نکن، ما و خواب چه نسبتی داریم؟
ز شوق کرده ام از بس که دست و پا را گم
عنان کجاست نمی دانم و رکاب کجا
هوش مصنوعی: به خاطر شوق و هیجان زیاد، به قدری گیج و سردرگم شده‌ام که نمی‌دانم کجا بروم و کنترل را در دست ندارم.
بهار بر صفت سبزه پاچناری باش
سلیم می روی از باغ همچو آب کجا
هوش مصنوعی: بهار در زیبایی سبزه مانند درخت چنار باشد. سلیم، تو از باغ همچون آبی که به آرامی حرکت می‌کند، عبور می‌کنی.